اجتماعیِمردمگریز .
‐ @ 𝗴 𝗼 𝗿 𝗶 𝘇
همه آبادنشینان ز خرابی ترسند
من خرابت شدم و دم به دم آباد ترم . .
@ 𝗴 𝗼 𝗿 𝗶 𝘇
اجتماعیِمردمگریز .
‐ @ 𝗴 𝗼 𝗿 𝗶 𝘇
[ السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ
وَ قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ . ]
ـ
سلام بر تو ای همسایهای که در مجاورت تو
دلها نرم و رقیق شوند و گناهان رو به کاستی روند .
@ 𝗴 𝗼 𝗿 𝗶 𝘇
اجتماعیِمردمگریز .
‐ @ 𝗴 𝗼 𝗿 𝗶 𝘇
آدمی دلخوش به همین چیز های کوچیکه .
ذوقِ فوت کردن قاصدک .
شوق دیدن ابرای پنبه ای .
برق زدنِ چشم موقع دیدنِ ماه .
خیره شدن به آسمونِ پر از ستاره .
قدم زدن تو طبیعت بدونِ هیچ صدای آزار دهنده ای .
وقت گذروندن با رفقا و خندیدن از ته دل حتی بی دلیل .
@ 𝗴 𝗼 𝗿 𝗶 𝘇
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم . .
@ 𝗴 𝗼 𝗿 𝗶 𝘇