عاشقان را گرچه در باطن جهانِ دیگریست ،
عشقِ آن دلدار ما را ذوق و شوقِ دیگریست .
هرچی آدم در طولِ سال گناه کرده، اثرش رو تو محرم میبینه ؛ اونجایی کِه باید از غمِ روضه بمیری، ولی چشمات اشک ندارن : ) 💔 .
وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ .
همه چیز با آب زنده است
؛ دلِ ما هم با اشک برایِ تو.
روایِ مقتل مینویسد : خنجر سنگین بود ؛ راهِ نفس را بندآورده بود ... حسین جان ، خواهرت بر سر میزد و میدید که محاسنت بر پنجهی قاتل گره خورده و سرت بالا و پایین میرود .
وای از دلِ زینب . 💔
ء / و سلام بر او که خونش را به صورتِ خفتهی تاریخ پاشید ، بلکه بیدار شود !
ء / نوشته بود : حسین علیهالسلام درحالی که از کنار پیکر برادرش عباس ، تنها و غریب برمیگشت ... لشکر یزید به او میخندیدند ، کف میزدند ، سوت میکشیدند . و پسرِ زهراء اشکهایش را با آستینش پاک میکرد 💔 .