تپق-1711291179730.mp3
14.31M
تکنیک اول🔅
💯[ قواعد تکلم در اثناء شعر ]💯
۱_ صحبتها از سه حالت خارج نیست.
تفسیر/توجه/تخاطب
۲_ کاربرد تَخاطب با صاحب مرثیه؟
۳_ تفسیرشعرِ واجب در چهارجا؟
۴_ عبارت توجهزا واجب در سه جا؟
۵_ هیپنوتیزمشنوایی درمخاطب؟
۶_ تفسیر شعر غیرلازم در دو جا؟
کربلایی #علـیحاجیــانفر🎤
ویرایش-1711287663134.mp3
9.82M
نکته دوم 🔅
💯[اصل غیرمنتظره گویی]💯
۱_غیرمنتظرهگویی یعنی چی و کاربرد؟
۲_برا مداح هم باید غیرمنتظره باشه؟
۳_ سهروش ومرحله غیرمنتظرهگویی؟
۴_صحبتهای هدایت کننده چیه؟
۵_کمترین کلمات در روضه؟
۶_مثال برای روضه شبهای قدر؟
۷_تکیه به کلمات کلیدی؟
۸_ تاثیر (بغض لحظهای) در روضه؟
۹_مثال برای روضه امام صادق؟
کربلایی علـیحاجیــانفر🎤
.
#دعای_ابوحمزه
إِلٰهِی لَاتُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ، وَلَا تَمْکُرْ بِی فِی حِیلَتِکَ، مِنْ أَیْنَ لِیَ الْخَیْرُ یَا رَبِّ وَلَا یُوجَدُ إِلّا مِنْ عِنْدِکَ؟
وَمِنْ أَیْنَ لِیَ النَّجاةُ وَلا تُسْتَطاعُ إِلّا بِکَ ؟ لَا الَّذِی أَحْسَنَ اسْتَغْنیٰ عَنْ عَوْنِکَ وَرَحْمَتِکَ، وَلَا الَّذِی أَساءَ وَاجْتَرَأَ عَلَیْکَ وَلَمْ یُرْضِکَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ،
یَا رَبِّ یَا رَبِّ یَا رَبِّ
[آنقدر بگوید تا نفس قطع گردد]خدایا، مرا به کیفرت ادب منما و با نقشه ای با من نیرنگ مکن، پروردگارا از کجا برایم خیری هست،
درحالی که جز نزد تو یافت نمی شود و از کجا برایم نجاتی است، درحالی که جز به تو فراهم نمی گردد، نه آن که نیکی کرد از کمک و رحمتت بی نیاز شد و نه آن که بدی کرد و بر تو گستاخی روا داشت و تو را خشنود نساخت از عرصه قدرتت بیرون رفت؛
پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا؛
بِکَ عَرَفْتُکَ وَأَنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْکَ وَدَعَوْتَنِی إِلَیْکَ، وَلَوْلا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ. الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَدْعُوهُ فَیُجِیبُنِی وَ إِنْ کُنْتُ بَطِیئاً حِینَ یَدْعُونِی،
.
وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیُعْطِینِی وَ إِنْ کُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أُنادِیهِ کُلَّما شِئْتُ لِحاجَتِی وَأَخْلُو بِهِ حَیْثُ شِئْتُ لِسِرِّی بِغَیْرِ شَفِیعٍ فَیَقْضِی لِی حاجَتِی؛
تو را به تو شناختم و تو مرا بر هستی خود راهنمایی فرمودی و به سوی خود خواندی و اگر راهنمایی تو نبود، من نمی دانستم تو که هستی،
سپاس خدای را که می خوانمش و او جوابم را می دهد، گرچه سستی می کنم گاهی که او مرا می خواند و سپاس خدای را که از او درخواست می کنم و او به من عطا می نماید،
گرچه بخل می ورزم هنگامی که از من قرض بخواهد و سپاس خدای را که هرگاه خواهم برای رفع حاجتم صدایش کنم و هر جا که خواهم برای رازونیاز با او بی پرده خلوت کنم و او حاجتم را برآورد؛
الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی لَاأَدْعُو غَیْرَهُ وَلَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لَمْ یَسْتَجِبْ لِی دُعائِی، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی لَاأَرْجُو غَیْرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَیْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجائِی،
وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی وَکَلَنِی إِلَیْهِ فَأَکْرَمَنِی وَلَمْ یَکِلْنِی إِلَی النَّاسِ فَیُهِینُونِی، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إِلَیَّ وَهُوَ غَنِیٌّ عَنِّی، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنِّی حَتَّیٰ کَأَ نِّی لَاذَنْبَ لِی، فَرَبِّی أَحْمَدُ شَیْءٍ عِنْدِی وَأَحَقُّ بِحَمْدِی؛
سپاس خدای را که غیر او را نمی خوانم که اگر غیر او را می خواندم دعایم را مستجاب نمی کرد و سپاس خدای را که به غیر او امید نبندم که اگر جز به او امید می بستم ناامیدم می نمود
و سپاس خدای را که مرا بخویش وا گذاشت، ازاین رو اکرامم نمود و به مردم وا نگذاشت تا مرا خوار کنند و سپاس خدای را که با من دوستی ورزید، درحالی که از من بی نیاز است و سپاس خدای را که بر من بردباری می کند تا آنجا که گویی مرا گناهی نیست! پروردگارم ستوده ترین موجود نزد من بوده و به ستایش من سزاوارتر است؛
اللّٰهُمَّ إِنِّی أَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَةً، وَمَناهِلَ الرَّجاءِ إِلَیْکَ مُتْرَعَةً، وَالاسْتِعانَةَ بِفَضْلِکَ لِمَنْ أَمَّلَکَ مُباحَةً، وَأَبْوابَ الدُّعاءِ إِلَیْکَ لِلصَّارِخِینَ مَفْتُوحَةً،
وَأَعْلَمُ أَنَّکَ لِلرَّاجِی بِمَوْضِعِ إِجابَةٍ، وَ لِلْمَلْهُوفِینَ بِمَرْصَدِ إِغاثَةٍ، وَأَنَّ فِی اللَّهْفِ إِلیٰ جُودِکَ وَالرِّضا بِقَضائِکَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلِینَ،
وَمَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیْدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ، وَأَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسافَةِ، وَأَنَّکَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَکَ؛
خدایا، راه های درخواست حاجت هایم را به جانب تو باز می یابم و آبشخورهای امید را نزد تو پر می بینم و یاری خواستن از فضلت را برای آن که تو را آرزو کرد بی مانع می بینم و درهای دعا را برای فریاد کنندگان گشوده می نگرم
و می دانم که تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی و برای دل سوختگان در کمینگاه فریادرسی و به یقین در اشتیاق به جودت و خشنودی به قضایت جایگزینی از منع بخیلان است
و گشایشی از آنچه در دست ثروت اندوزان و همانا مسافر به سوی تو مسافتش نزدیک است و تو از آفریدگانت هرگز در پرده نیستی، جز اینکه کردارشان آنان را از تو محجوب نماید؛
وَقَدْ قَصَدْتُ إِلَیْکَ بِطَلِبَتِی، وَتَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِحاجَتِی، وَجَعَلْتُ بِکَ اسْتِغاثَتِی، وَبِدُعائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقاقٍ لِاسْتِماعِکَ مِنِّی،
وَلَا اسْتِیجابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی، بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ، وَسُکُونِی إِلیٰ صِدْقِ وَعْدِکَ، وَلَجَإِی إِلَی الْإِیمانِ بِتَوْحِیدِکَ وَیَقِینِی بِمَعْرِفَتِکَ مِنِّی أَنْ لا رَبَّ لِی غَیْرُکَ، وَلَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ وَحْدَکَ لَاشَرِیکَ لَکَ؛
من با درخواستم آهنگ تو کردم و با حاجتم روی به تو آوردم، نیاز خواهی ام را به پیشگاه تو قرار دادم و خواندنت را دست آویز خویش نمودم بی آنکه مستحق شنیدن خواهشم
و شایسته گذشت از من باشی، بلکه برای اطمینان به کرمت و آرامش به درستی وعده ات و پناه جستن به ایمان به یگانگی ات و یقین به معرفتت که مرا پروردگاری جز تو نیست و معبودی جز تو نیست، یگانه و بی شریکی؛
.
.
اللّٰهُمَّ أَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُکَ حَقٌّ وَوَعْدُکَ صِدْقٌ:﴿وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً ﴾ وَلَیْسَ مِنْ صِفاتِکَ یَا سَیِّدِی أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِیَّةَ وَأَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْعَطِیَّاتِ عَلَیٰ أَهْلِ مَمْلَکَتِکَ، وَالْعائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأْفَتِکَ؛
خدایا، تو گفتی و گفتارت بر حق و وعده ات درست است [فرمودی]:از فضل خدا بخواهید که خدا به شما مهربان است، ای آقای من در شأن تو این نیست که دستور به درخواست دهی و از بخشش خودداری کنی، تو با عطاهایت بر اهل مملکتت بسیار کریمی و بر آنان با محبّت و رأفت بسیار احسان کننده ای؛
إِلٰهِی رَبَّیْتَنِی فِی نِعَمِکَ وَ إِحْسانِکَ صَغِیراً، وَنَوَّهْتَ بِاسْمِی کَبِیراً، فَیا مَنْ رَبَّانِی فِی الدُّنْیا بِإِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ، وَأَشارَ لِی فِی الْآخِرَةِ إِلیٰ عَفْوِهِ وَکَرَمِهِ،
مَعْرِفَتِی یَا مَوْلایَ دَلِیلِی عَلَیْکَ، وَحُبِّی لَکَ شَفِیعِی إِلَیْکَ، وَأَنَا واثِقٌ مِنْ دَلِیلِی بِدَلالَتِکَ، وَساکِنٌ مِنْ شَفِیعِی إِلیٰ شَفاعَتِکَ؛
خدایا، مرا در کودکی در میان نعمت ها و احسانت پروریدی و در بزرگ سالی نامم را بلند آوازه ساختی، ای آن که مرا در دنیا به احسان و فضل نعمت هایش پرورید و برایم در آخرت به گذشت و کرمش اشاره نمود،
ای مولای من معرفتم راهنمایم به سوی تو و عشقم به تو واسطه ام به پیشگاه توست، من از دلیلم به دلالت تو مطمئن و از واسطه ام به شفاعت تو در آرامشم؛
أَدْعُوکَ یَا سَیِّدِی بِلِسانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ، رَبِّ أُناجِیکَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُهُ، أَدْعُوکَ یَا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِیاً خائِفاً، إِذا رَأَیْتُ مَوْلایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ،
وَ إِذا رَأَیْتُ کَرَمَکَ طَمِعْتُ فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَیْرُ راحِمٍ، وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَیْرُ ظالِمٍ، حُجَّتِی یَا اللّٰهُ فِی جُرْأَتِی عَلَیٰ مَسْأَلَتِکَ مَعَ إِتْیانِی مَا تَکْرَهُ جُودُکَ وَکَرَمُکَ،
وَعُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّةِ حَیائِی رَأْفَتُکَ وَرَحْمَتُکَ، وَقَدْ رَجَوْتُ أَنْ لَاتَخِیبَ بَیْنَ ذَیْنِ وَذَیْنِ مُنْیَتِی فَحَقِّقْ رَجائِی، وَاسْمَعْ دُعائِی، یَا خَیْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ،
وَأَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ، عَظُمَ یَا سَیِّدِی أَمَلِی وَساءَ عَمَلِی فَأَعْطِنِی مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدارِ أَمَلِی، وَلَا تُؤاخِذْنِی بِأَسْوَءِ عَمَلِی فَإِنَّ کَرَمَکَ یَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبِینَ، وَحِلْمَکَ یَکْبُرُ عَنْ مُکافٰاةِ الْمُقَصِّرِینَ؛
ای آقایم تو را به زبانی می خوانم که گناهش او را ناگویا نموده و با دلی با تو مناجات می کنم که جرمش او را هلاک ساخته، تو را می خوانم ای پروردگارم در حال هراس و اشتیاق و امید و بیم، مولای من هرگاه گناهانم را می بینم
بی تاب می گردم و هرگاه کرمت را مشاهده می کنم، به طمع می افتم، پس اگر از من درگذری بهترین رحم کننده ای و اگر عذاب کنی ستم نکرده ای، خدایا حجّت من در گستاخی بر درخواست از تو، با ارتکاب آنچه از آن کراهت داری، جود و کرم توست
و ذخیره ام در سختی ها با کمی حیا همانا رأفت و رحمت توست و امیدم بر آن است که بین حجّت و ذخیره ام آرزویم را نومید نکنی، پس امیدم را تحقق بخش و دعایم را بشنو،
ای بهترین کسی که خواننده ای او را خوانده و برترین کسی که امیدواری به او امید بسته، ای آقای من، آرزویم بزرگ شده و کردارم زشت گشته، پس به اندازه آرزویم از عفوت به من ببخش و به زشت ترین کردارم مرا سرزنش مکن، زیرا کرمت برتر از کیفر گنه کاران و بردباری ات بزرگ تر از مکافات تبهکاران است؛
وَأَنَا یَا سَیِّدِی عائِذٌ بِفَضْلِکَ، هارِبٌ مِنْکَ إِلَیْکَ، مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أَحْسَنَ بِکَ ظَنّاً، وَمَا أَنَا یَا رَبِّ وَمَا خَطَرِی؟ هَبْنِی بِفَضْلِکَ،
وَتَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ، أَیْ رَبِّ جَلِّلْنِی بِسِتْرِکَ، وَاعْفُ عَنْ تَوْبِیخِی بِکَرَمِ وَجْهِکَ، فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَوْمَ عَلَیٰ ذَنْبِی غَیْرُکَ مَا فَعَلْتُهُ، وَلَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لَاجْتَنَبْتُهُ،
لَالِأَ نَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ إِلَیَّ وَأَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ عَلَیَّ، بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ، وَأَحْکَمُ الْحاکِمِینَ، وَأَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ؛
و من ای آقایم پناهنده به فضل توأم، گریزان از تو به سوی توأم، خواستار تحقق چیزی هستم که وعده کردی و آن گذشت تو از کسی که گمانش را به تو نیکو کرده، چه هستم من ای پروردگارم و اهمیت من چیست؟ به فضلت مرا ببخش
.
و به گذشتت بر من صدقه بخش، پروردگارا مرا به پرده پوشی ات بپوشان و از توبیخم به کرم ذاتت درگذر، اگر امروز جز تو بر گناهم آگاه می شد، آن را انجام نمی دادم و اگر از زود رسیدن عقوبت می ترسیدم، از آن دوری می کردم،
گناهم نه به این خاطر بود که تو سبک ترین بینندگانی و بی مقدارترین آگاهان، بلکه پروردگارا از این جهت بود که تو بهترین پرده پوش و حاکم ترین حاکمان و کریم ترین کریمانی؛
سَتَّارُ الْعُیُوبِ، غَفَّارُ الذُّنُوبِ، عَلَّامُ الْغُیُوبِ، تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِکَرَمِکَ، وَتُؤَخِّرُ الْعُقُوبَةَ بِحِلْمِکَ، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَیٰ حِلْمِکَ بَعْدَ عِلْمِکَ، وَعَلَیٰ عَفْوِکَ بَعْدَ قُدْرَتِکَ،
وَیَحْمِلُنِی وَیُجَرِّئُنِی عَلَیٰ مَعْصِیَتِکَ حِلْمُکَ عَنِّی، وَیَدْعُونِی إِلیٰ قِلَّةِ الْحَیاءِ سَِتْرُکَ عَلَیَّ، وَیُسْرِعُنِی إِلَی التَّوَثُّبِ عَلَیٰ مَحارِمِکَ مَعْرِفَتِی بِسَعَةِ رَحْمَتِکَ وَعَظِیمِ عَفْوِکَ،
یَا حَلِیمُ یَا کَرِیمُ، یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ، یَا غافِرَ الذَّنْبِ، یَا قابِلَ التَّوْبِ؛
پوشنده عیب ها، آمرزنده گناهان، دانای نهان ها، گناه را با کرمت می پوشانی و کیفر را با بردباری ات به تأخیر می افکنی، سپاس تو را سزاست بر بردباری ات پس از آنکه دانستی و بر گذشتت پس از آنکه توانستی،
بردباری ات مرا به جانب گناه می کشد و بر نافرمانی ات جرأت می دهد، پرده پوشی ات بر من، مرا به کم حیایی می خواند و شناختم از رحمت گسترده و بزرگی عفوت، به من در تاختن بر محرّماتت سرعت می دهد!
ای شکیبا، ای گرامی، ای زنده، ای به خود پاینده، ای آمرزگار، ای توبه پذیر؛
یَا عَظِیمَ الْمَنِّ، یَا قَدِیمَ الْإِحْسانِ، أَیْنَ سَِتْرُکَ الْجَمِیلُ؟ أَیْنَ عَفْوُکَ الْجَلِیلُ ؟ أَیْنَ فَرَجُکَ الْقَرِیبُ؟ أَیْنَ غِیاثُکَ السَّرِیعُ ؟ أَیْنَ رَحْمَتُکَ الْواسِعَةُ؟
أَیْنَ عَطایاکَ الْفاضِلَةُ؟ أَیْنَ مَواهِبُکَ الْهَنِیئَةُ ؟ أَیْنَ صَنائِعُکَ السَّنِیَّةُ؟ أَیْنَ فَضْلُکَ الْعَظِیمُ؟ أَیْنَ مَنُّکَ الْجَسِیمُ؟ أَیْنَ إِحْسانُکَ الْقَدِیمُ؟ أَیْنَ کَرَمُکَ یَا کَرِیمُ؟ بِهِ وَبِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَنْقِذْنِی، وَبِرَحْمَتِکَ فَخَلِّصْنِی؛
ای بزرگ نعمت، ای دیرینه احسان، پرده پوشی زیبایت کجاست، گذشت بزرگت کجاست، گشایش نزدیکت کجاست، فریادرسی زودت کجاست، رحمت گسترده ات کجاست،
عطاهای برترت کجاست، موهبت های گوارایت کجاست، جایزه های شایانت کجاست، فضل بزرگت کجاست، عطای عظیمت کجاست، احسان دیرینه ات کجاست، کرمت کجاست، ای کریم، به حق کرمت و «به محمّد و خاندان محمّد» مرا رهایی بخش و به رحمتت مرا خلاص کن؛
یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ، لَسْتُ أَتَّکِلُ فِی النَّجاةِ مِنْ عِقابِکَ عَلَیٰ أَعْمالِنا بَلْ بِفَضْلِکَ عَلَیْنا لِأَ نَّکَ أَهْلُ التَّقْویٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، تُبْدِئُ بِالْإِحْسانِ نِعَماً،
وَتَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ کَرَماً، فَما نَدْرِی مَا نَشْکُرُ أَجَمِیلَ مَا تَنْشُرُ أَمْ قَبِیحَ مَا تَسْتُرُ؟ أَمْ عَظِیمَ مَا أَبْلَیْتَ وَأَوْلَیْتَ أَمْ کَثِیرَ مَا مِنْهُ نَجَّیْتَ وَعافَیْتَ؟ یَا حَبِیبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَیْکَ، وَیَا قُرَّةَ عَیْنِ مَنْ لاذَبِکَ وَانْقَطَعَ إِلَیْکَ؛
ای نیکوکار، ای زیباکار، ای نعمت ده، ای فزونی بخش، من آن نیستم که در رهایی از کیفرت بر اعمالمان تکیه کنم، بلکه به احسانت بر ما اعتماد دارم، چراکه تو اهل تقوا و مغفرتی، از باب نعمت دهی
ابتدای به احسان می کنی و از جهت کرم از گناه در می گذری، پس نمی دانم از چه سپاس گویم، از زیبایی که می گسترانی، یا کار زشتی که می پوشانی، یا بزرگ آزمونی که آزمودی و شایسته نیکی نمودی، یا آن همه مشکلی که مرا از آن رهانیدی و سلامت کامل بخشیدی؟! ای محبوب آن که به تو دوستی ورزید، ای نور چشم کسی که به تو پناه آورد و برای رسیدن به تو از دیگران گسست؛
أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَنَحْنُ الْمُسِیئُونَ فَتَجاوَزْ یَا رَبِّ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدَنا بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکَ، وَأَیُّ جَهْلٍ یَا رَبِّ لَایَسَعُهُ جُودُکَ ؟ أَوْ أَیُّ زَمانٍ أَطْوَلُ مِنْ أَناتِکَ؟
وَمَا قَدْرُ أَعْمالِنا فِی جَنْبِ نِعَمِکَ ؟ وَکَیْفَ نَسْتَکْثِرُ أَعْمالاً نُقابِلُ بِها کَرَمَکَ ؟ بَلْ کَیْفَ یَضِیقُ عَلَی الْمُذْنِبِینَ مَا وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِکَ؟ یَا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ،
یَا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ، فَوَعِزَّتِکَ یَا سَیِّدِی لَوْ نَهَرْتَنِی مَا بَرِحْتُ مِنْ بابِکَ وَلَا کَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِکَ لِما انْتَهیٰ إِلَیَّ مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ؛
تو نیکوکاری و ما بدکارانیم، به زیبایی آنچه نزد توست از زشتی آنچه پیش ماست درگذر، پروردگارا، کدام جهلی است که جود تو گنجایش آن را نداشته باشد و کدام زمان، طولانی تر از مهلت دادن توست، در کنار نعمت هایت ارزش اعمال ما چیست؟
چگونه اعمال خود را بسیار انگاریم تا با آن ها با کرمت برابری کنیم، بلکه چگونه بر گنه کاران تنگ شود آنچه از رحمتت شاملشان شده؟ ای گسترده آمرزش،
ای گشاده دست به رحمت، ای آقای من به عزّتت سوگند، اگر مرا برانی از درگاهت دور نخواهم شد و از چاپلوسی و تملق نسبت به تو دست نخواهم کشید، به خاطر شناختی که به جود و کرمت پیدا کرده ام؛
وَ أَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشاءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشاءُ بِما تَشاءُ کَیْفَ تَشاءُ، وَتَرْحَمُ مَنْ تَشاءُ بِما تشاءُ کَیْفَ تَشاءُ، لَاتُسْأَلُ عَنْ فِعْلِکَ، وَلَا تُنازَعُ فِی مُلْکِکَ، وَلَا تُشارَکُ فِی أَمْرِکَ وَلَا تُضادُّ فِی حُکْمِکَ، وَلَا یَعْتَرِضُ عَلَیْکَ أَحَدٌ فِی تَدْبِیرِکَ، لَکَ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبارَکَ اللّٰهُ رَبُّ الْعالَمِینَ .
تو انجام دهی آنچه را که خواهی، هرکه را بخواهی عذاب می کنی به هرچه که بخواهی و به هر صورتی که بخواهی و رحم می کنی هرکه را بخواهی، به هرچه که بخواهی و به هر کیفیت که بخواهی، از آنچه کنی بازخواست نشوی و در فرمانروایی ات نزاع در نگیرد و کسی در کارت شریکت نگردد و در داوری ات با تو هماورد نشود و در تدبیرت احدی بر تو اعتراض نکند، آفرینش و فرمان توراست، منزّه است خدا پروردگار جهانیان،
یَا رَبِّ هٰذَا مَقامُ مَنْ لاذَبِکَ وَاسْتَجارَ بِکَرَمِکَ وَأَلِفَ إِحْسانَکَ وَ نِعَمَکَ، وَأَنْتَ الْجَوادُ الَّذِی لَایَضِیقُ عَفْوُکَ، وَلَا یَنْقُصُ فَضْلُکَ، وَلَا تَقِلُّ رَحْمَتُکَ، وَقَدْ تَوَثَّقْنا مِنْکَ بِالصَّفْحِ الْقَدِیمِ، وَالْفَضْلِ الْعَظِیمِ، وَالرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ؛
پروردگارا این است جایگاه کسی که به پناهت آمد و به کرمت پناهنده گشت و به احسان و نعمت هایت الفت جست، تویی آن سخاوتمندی که گذشتت به تنگی نمی رسد و احسانت کاهش نمی پذیرد و رحمتت کم نمی شود و به یقین از چشم پوشی دیرینت و فضل بزرگت و رحمت گسترده ات اعتماد نمودیم؛
أَفَتُراکَ یَا رَبِّ تُخْلِفُ ظُنُونَنا أَوْ تُخَیِّبُ آمالَنا ؟ کَلَّا یَا کَرِیمُ ظَنُّنا بِکَ وَلَا هٰذَا فِیکَ طَمَعُنَا، یَا رَبِّ إِنَّ لَنا فِیکَ أَمَلاً طَوِیلاً کَثِیراً، إِنَّ لَنا فِیکَ رَجاءً عَظِیماً، عَصَیْناکَ وَنَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتُرَ عَلَیْنا،
وَدَعَوْناکَ وَنَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتَجِیبَ لَنا، فَحَقِّقْ رَجاءَنا مَوْلانا فَقَدْ عَلِمْنا مَا نَسْتَوْجِبُ بِأَعْمالِنا وَلٰکِنْ عِلْمُکَ فِینا وَعِلْمُنا بِأَ نَّکَ لَاتَصْرِفُنا عَنْکَ حَثَّنا عَلَی الرَّغْبَةِ إِلَیْکَ،
وَ إِنْ کُنَّا غَیْرَ مُسْتَوْجِبِینَ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیْنا وَعَلَی الْمُذْنِبِینَ بِفَضْلِ سَعَتِکَ؛
آیا ممکن است پروردگارا برخلاف گمان های ما به خویش رفتار کنی یا آرزوهایمان را نسبت به رحمتت نومید سازی؟! هرگز ای بزرگوار، چنین گمانی به تو نیست و طمع ما درباره تو این چنین نمی باشد، پروردگارا، ما را درباره تو آروزی طولانی بسیاری است،
ما را در حق تو امید بزرگی است، از تو نافرمانی کردیم و حال آنکه امیدواریم گناه را بر ما بپوشانی و تو را خواندیم و امیدواریم که بر ما اجابت کنی، مولای ما امیدمان را تحقق بخش، ما دانستیم که با کردارمان سزاوار چه خواهیم بود،
ولی دانش تو درباره ما و آگاهی ما به اینکه ما را از درگاهت نمیرانی، گرچه ما سزاوار رحمتت نیستیم ولی تو شایسته آنی که بر ما و بر گنه کاران به فضل گسترده ات جود کنی؛
فَامْنُنْ عَلَیْنا بِما أَنْتَ أَهْلُهُ وَجُدْ عَلَیْنا فَإِنَّا مُحْتاجُونَ إِلیٰ نَیْلِکَ، یَا غَفَّارُ بِنُورِکَ اهْتَدَیْنا، وَبِفَضْلِکَ اسْتَغْنَیْنا، وَبِنِعْمَتِکَ أَصْبَحْنا وَأَمْسَیْنا، ذُنُوبُنا بَیْنَ یَدَیْکَ نَسْتَغْفِرُکَ اللّٰهُمَّ مِنْها وَنَتُوبُ إِلَیْکَ،
تَتَحَبَّبُ إِلَیْنا بِالنِّعَمِ وَنُعارِضُکَ بِالذُّنُوبِ، خَیْرُکَ إِلَیْنا نازِلٌ، وَشَرُّنا إِلَیْکَ صاعِدٌ، وَلَمْ یَزَلْ وَلَا یَزالُ مَلَکٌ کَرِیمٌ یَأْتِیکَ عَنَّا بِعَمَلٍ قَبِیحٍ فَلا یَمْنَعُکَ ذٰلِکَ مِنْ أَنْ تَحُوطَنا بِنِعَمِکَ،
وتَتَفَضَّلَ عَلَیْنا بِآلائِکَ، فَسُبْحانَکَ مَا أَحْلَمَکَ وَأَعْظَمَکَ وَأَکْرَمَکَ مُبْدِئاً وَمُعِیداً؛
پس آن گونه که شایسته آنی بر ما منّت گذار و بر ما جود کن که ما نیازمند به عطای توییم، ای آمرزگار، به نور تو هدایت شدیم و به فضل تو بی نیاز گشتیم و به نعمتت بامداد نمودیم و شامگاه کردیم، گناهان ما پیش روی توست، خدایا از گناهانمان از تو آمرزش می خواهیم و به سوی تو باز می گردیم،