www-balagh-ir-u6901n14938_۱۹۰۴۲۰۲۴.mp3
9.98M
|⇦•آسمون چشمام....
#روضه_امام_صادق علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه
.
#امام_زمان
🔴بیخوابی و ناراحتی و ضجهی #امام_صادق علیهالسلام
برای عظیم ترین مصیبت تاریخ
🔰🔰🔰
سُدِیر
(یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام)
میگوید:
من و مُفَضَّل بن عمر، ابو بصیر و ابان بن تغلب به حضور
حضرت امام جعفر صادق
صلوات الله علیه شرفیاب شدیم.
دیدیم امام، روی خاک ها نشسته و عبایی خیبری و بی یقه پوشیده که آستینهای کوتاهی داشت و در آن حال، مانند
مادر فرزند مرده و جگر سوخته گریه میکرد❗️
و آثار حزن از رخسار مبارکش پیدا بود،
به طوری که رنگش تغییر کرده بود! ایشان در حالی که کاسه چشمش پر از اشک بود،
میفرمود:«ای آقای من؛
❗️غیبت تو خواب را از چشمانم ربوده!
لباس صبر بر تنم تنگ کرده،
و آرامش جانم را گرفته!
ای آقای من!
❗️غیبت تو مصائب مرا به اندوه ابدی که یکی بعد از دیگری از ما را میرباید و جمع ما را به هم میزند، کشانده است!
من(امام صادق علیه السلام)
با اشک چشم و نالههای سینهام،
که از مصائب و بلاهای گذشته دارم، نمی نگرم، مگر اینکه در نظرم بزرگ تر و بدتر از آنها مجسم میگردد؛
❌و شدیدتر و عظیم تر و بدتر از آن
در نظرم بلند میشود؛
و مصیبتهایی که با خشم تو عجین گشته و مشکلاتی که با غضب تو آمیخته است، در نظرم میآید! »
سدیر میگوید:
از این امر عظیم و نالههای جانگداز هوش از سر ما پرید❗️
و دل ما از جا کنده شد
و پنداشتیم که مصیبت بزرگی برای امام صادق علیه السلام روی داده است!
من عرض کردم: «ای فرزند بهترین مردم روی زمین!
خدا دیدگان شما را نگریاند!
برای چه این طور سیلاب اشک از دیدگانتان فرو میریزد؟
چه چیز باعث این مصیبت گشته است؟ »
امام آه سختی کشیدند که از اثر آن شکم مبارکشان برآمده و به شدت حالشان تغییر کرد❗️
آنگاه فرمودند: «امروز صبح در کتاب جفر مینگریستم. این کتاب مشتمل است بر علم مرگها و بلاها و مصائب، و علم گذشته و آینده تا روز قیامت که خداوند متعال به محمد و امامان بعد از او (صلوات الله علیه و علیهم اجمعین و لعن الله اعدائهم) ارزانی داشته است.
در آن کتاب دیدم که نوشته است قائم ما(عجل الله تعالی فرجه الشریف و سهل الله مخرجه و لعن الله اعدائه) متولد میگردد
و غیبت میکند.
غیبت او طولانی میشود
و عمرش به طول میانجامد.
در آن زمان اهل ایمان امتحان میشوند،
و به واسطه طول غیبتش،
شک و تردید در دل های آنها پدید میآید و بیشتر آنها از دین خود برمی گردند
و رشته اسلام را از گردن خود بیرون میآورند،
با اینکه خداوند میفرماید: «وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ» -. اسراء / ۱۳ -، { و کارنامه هر انسانی را به گردن او بسته ایم} که منظور از طائر ولایت است. از مطالعه اینها رقت گرفتم و غم و اندوه، بر دلم چیره گشت.»
📚📚📚📚📚📚
6⃣الغيبة (للطوسی)
ج ۱، ص ۱۶۷
5⃣الوافي
ج ۲، ص ۴۱۹
4⃣البرهان في تفسير القرآن
ج ۴، ص ۹۲
3⃣منتخب الأنوار
ج ۱، ص ۱۷۹
2⃣بحارالانوار
ج ۵۱، ص ۲۱۹
همه به نقل از:
1⃣کمال الدين و تمام النعمة
جلد ۲، باب ۳۳، صفحه ۳۵۲.
▪️عظمت بعضی دردها گفتنی نیست،
دیدنی است؛
و عظمت درد غیبت شما را
آنهایی دیدند که ضجه های امام صادق علیهالسلام را در فراقتان دیدند؛
همان لحظه که روی خاک نشسته بود
و مثل مادر داغدیده اشک میریخت
و میفرمود:
«آقای من، غیبت شما، خواب از چشمانم ربوده و آرامش دلم را من سلب کرده❗️»
🤲🏻 إلهی قسم میدهیم تو را
بجاه محمد و آله الطیبین
و به سوز دل مولانا امام صادق علیهالسلام و به چشمان بی خواب ایشان برای غربت امام زمانِ ما،
از باقی ماندهی غیبت مولای مظلوم و غریبمان همین امشب، صرف نظر بفرما🤲🏼
#اللهـمعجـللولیـكالفـرج
#ضجه #گریه #بکا #استغاثه
#استغاثه_و_دعا_برای_فرج
#امام_صادق_علیه_السلام
#معرفت
#امام_معصوم_مبالغه_نمیکند
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
وَ رَوْحَهُمْ وَ رَاحَتَهُمْ وَ سُرُورَهُمْ
وَ أَذِقْنِی طَعْمَ فَرَجِهِمْ
وَ أَهْلِکْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
.
هدایت شده از امام حسین ع
.
#تحلیل_مداحی
#حاج_سید_مهدی_میرداماد
تحلیل توسط #دکتر_محمد_فراهانی
#موضوع : #شهادت_امام_صادق علیه السلام
روضه خوانی سید مهدی میرداماد
#گریز با #حلقه_ارتباطی_شباهت
#متن_روضه 👇
#گریز
به قلب روشن یک مرد زخم ناسزا افتاد
شبیه چادر زهرا که بر آن رد پا افتاد
در و دیوار میشد روضه ی تصویری این مرد
زمان روضه خوانی اشک از چشم خدا افتاد
یقین دارم خودش میخواست این نوع غریبی را
به یاد مرتضی خم شد به یاد مرتضی افتاد
علی شد آنچنان که دست بسته کوچه را طی کرد
سپس محض هواداری زهرا بی هوا افتاد
حسن شد کوچه را میگشت با دقتبه خود می گفت
خدایا گوشوار مادرم زهرا کجا افتاد
به خود میگفت من مردم اگر افتاده ام اینجا
ولیکن فاطمه زن بود پیش چشمها افتاد
مدینه گرچه آتش بود و میسوزاند قلبش را
ولی در آخرِ این روضه یاد کربلا افتاد
بزن آتش بزن این خانه را من زینبی هستم
امان از شعله هایی که به جان خیمه ها افتاد
امان از اون وقتی که عمه های من دامنشون و چادراشون آتیش گرفت. خونه ی امام صادقُ آتش زدن. نوشتن بچه هاش از این حجره به اون حجره فرار میکردن. بالاخره رفتن تو حجره ای از خانه و دهلیز عقب خانه امان گرفتن و آتیش خاموش شد. اما کربلا زینب اومد پیش زین العابدین. آقا چه کنم؟ بچه ها دارن میسوزن. یکی تازیانه میزنه، یکی سیلی میزنه، یکی گوشواره میکشه. گفت عمه بگو همه فرار کنن. همه فرار کردن فقط یه نفر فرار نکرد .دیدن یه زنی هی جلوی خیمه راه میره. خانوم چرا نمیری؟ گفت امام من تو خیمه است...
#نکات
در فایل زیر، اگر به شعر دقت کنید به نحوی تحقیقی، شباهت روضه های امام صادق(ع) با روضه های معصومین علیهم السلام، ذکر شده است.
ابتدا به مصائب امیرالمؤمنین (ع) بعد روضه حضرت زهرا (س) و در نهایت روضه امام حسین(ع).
ذاکرین اهل بیت(ع) می توانند از این فایل به عنوان نمونه ای برای فهرست روضه ها و گریزهای امام صادق(ع) استفاده کنند.
در روضه بعد از شعر هم، یکی از شاخص ترین روضه های امام صادق(ع) اشاره می شود و سپس گریز به روضه آتش زدن خیمه های امام حسین(ع).
این فایل برای جلساتی که می خواهید مختصر بخوانید، قابل استفاده است.
🔰
#مجمع_حضرت_یاس_کبود
👇
هدایت شده از امام حسین ع
4_6010235495806664950.mp3
7.12M
شهادت امام صادق علیهالسلام
#تحلیل_مداحی
#سید_مهدی_میرداماد 🎤
#دکتر_محمد_فراهانی ✍
🔴گریز با حلقه ارتباطی شباهت
#مجمع_حضرت_یاس_کبود
#آموزش_مداحی
.
🏴 ابابصیر علت شهادت #حضرت_زهرا(س) را از امام صادق(علیه السلام) اینگونه نقل کرده که حضرت فرمود:
«وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْ تَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها»
ترجمه: سبب شهادت فاطمه(س) ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت(س) به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد، که به دیدن او بیایند!
📚بحارالانوار مجلسی، ج ۴۳، ص ۱۷۰
ای هردو جهان قبضه به مشتت زهرا
از داغ پدر خمیده پشتت زهرا
رازی که نگفتی پسرت صادق گفت
آن ضرب غلاف تیغ کشتت زهرا
✍مرحوم #سیدرضا_مؤید
.
1403.02.14_1.mp3
39.32M
🎤حجت الاسلام استادمیرزامحمدی
🔊 مناجات ابتدایی #دعای_کمیل
📆 جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
🕌 گلزارشهدا امامزاده علی
بن جعفـرالصادق علیه السلام
🔹#میرزامحمدی
.#زمینه
#شهادت_امام_صادق
#محسن_طالبی_پور ✍
▪️بند اول▪️
بازم امشب هوائیم من
یه عالم غم دارم تو سینه
دلم و از همه گرفتم
دلم امشب رفته مدینه
جا داره از غصه نفسهام برنگرده
قبر آقام توی بقیع تاریک و سرده
نه زائری بمیرم آقا
نه مرقدی بمیرم آقا
نه سنگ روی مزاری و
نه گنبدی بمیرم آقا
غریب آقام آقام آقام آقام
▪️بند دوم▪️
می گن آقا توی دل شب
تو رو یک عده دوره کردن
تو اسارت شبیه زینب
تو رو یک عده دوره کردن
گرچه تو قلبت قد دنیا غصه داشتی
اما غم نامحرم و معجر نداشتی
ولی عقیله با قلب زار
کشیده شد تا سر بازار
حسینم از روی نی میدید
عقیله رو میون انظار
غریب آقام آقام آقام آقام
#زمینهوشورشهادتامامصادقعلیهالسلام
#زمینه
#شور
👇👇
.
این روزا بحثهای زیادی بین مردم هست درباره موضوعات مختلف که گهگاه به دعوا تبدیل میشه. یکی از دورههایی که این بحثها بخصوص اعتقادی چه بسا خیلی بیشتر از الان صورت میگرفت، زمان امام صادق(علیه السلام) بود. چون اون دوره فرقههای مختلفی بوجود اومده بوده. حنفیها، معتزلیها، اشعریها مالکیها، از اون طرف ملحدان، مادیگراها و گروههای دیگه
🔻ماهایی که ادعا میکنیم شیعه امام صادقیم باید ببینیم امام صادق(ع) چجوری با مخالفین برخورد میکرده، همون برخورد رو الگو قرار بدیم. اولش خودم رو مخاطب قرار میدم
🔻در یک مورد چندتا از این ملحدان که اصلا بوجود خدا اعتقاد نداشتن درحال صحبت بودن و عقاید کفرآمیزشون رو مطرح میکردن و گهگاه بی احترامیهایی هم به خدا و مسلمونا انجام میدادن، مفضل بن عمر که از اصحاب خاص امام صادق بود، حرفاشونو میشنید و خون جلو چشماشو گرفته بود، با عصبانیت رفت شروع کرد داد وبیداد که این چرندیات چیه میگید؟
اون زنادقه گفتن تو پیرو کدوم فرقه هستی؟ مفضّل گفت پیرو امام جعفر صادق. گفتن بعید میدونیم. چون ما همین حرفهارو به خود جعفر گفتیم نه عصبانی شد نه داد زد. خیلی آروم و با احترام به حرفامون گوش داد، سوالامونو شنید، آخرش جوابمونو با دوتا جمله داد که دیگه نتونستیم جوابشو بدیم. که بعد از این اتفاق مفضل میره پیش امام وسوالات ملحدا رو مطرح میکنه، و امام توحید مفضّل رو بهش آموزش میده.
🔻مناظرات امام صادق با این مادیگراها خیلی جالبه. بعضی وقتا شیعیان عصبانی میشدن و میخواستن بپرن وسط حرف مخالفا ولی امام دستور میداده سکوت کنن. و امام خیلی مستدل وبا آرامش جواب میدادن، حتی حرفهای محبت آمیزهم میزدن بهشون. مثلا اون زندیق شامی رو برادر خطاب داد و گفت ای برادر شامی.... آخرشم مسلمون شد و به امام گفت منو به شاگردی قبول کن
جالبه، برخی از امام صادق سوال فقهی میپرسیدن که شیعه نبودن، حضرت اول سوال میکرد از چه کسی تبعیت میکنید؟ اونا مثلا میگفتن از مالک بن انس، حضرت میفرمود طبق نظر ایشون، حکم اینه. یعنی حکم علمای اهل سنت رو میفرمودن نه حکم خودشون
🔻برخی شاگردان امام صادق هم تو مناظره تبحر داشتن مثل هشام. بعضیاشونم نه. اصلا امام بعضی از یارانشون رو از مناظره منع کرده بودن. یعنی اگه بلد نیستی یا نمیتونی مثل آدم بحث کنی، بحث نکن
بیاید یه بار تأمل کنیم در اینکه برای چی با دیگران بحث میکنیم؟
برا خدا؟ برای هدایت دیگران؟
یا برای اینکه روشونو کم کنیم؟ حرف خودمونو به کرسی بنشونیم؟ یکی از دلایلی که بحثامون فایده نداره و هیچکس راضی و هدایت نمیشه، همینه. نه نیتمون درسته، نه روش بحث کردنمون
امامان در بحثا، هیچوقت عصبانی نمیشدن. نهایتا اگر حرفاشون روی طرف مقابل تاثیر نمیگذاشت، بحث رو ادامه نمیدادن. اصلا اگر بحث به نتیجه نرسه و به جدال و #مراء تبدیل بشه، و هرکی بخواد حرف خودشو به کرسی بنشونه، این حرام شرعیه. چون تو دیگه برای خدا دیگه بحث نمیکنی. برای خودت و ثابت کردن خودت داری بحث میکنی
#شهادت_امام_صادق
.
.
🎙 #روضه از #حاج_محمود_كريمى
🗓 در #شهادت_امام_صادق_۱۴۰۳
📍 #رایة_العباس "علیهالسلام"
🏷 #امام_صادق (ع)
آنکه حکمت به لب او، جریان داشت که بود؟
آنکه علم از نفس او، فوران داشت که بود؟
آنکه اندیشهی او، شیرهی جان داشت که بود؟
آنکه ایمان به وجودش، ضربان داشت که بود؟
خانهای در حرم هر دل عاشق دارد
شیعه امروز از او، وعدهی صادق دارد
همهجا سایهی فیضش به سر سرورهاست
حکم او، حکمت او، ژرفترین باورهاست
چقدر خطبهی او خطبهخط دفترهاست
قال صادق، همهجا تاج سر منبرهاست
از اشارات نگاهش، لب ما جان دارد
از احادیث لبش، مذهب ما جان دارد
آنقدر گفت علی؛ روز و شب از حال علی
که جهان پرشده از قال علی، قال علی
فیض او بود که دل رفت به دنبال علی
که فقط آل علی، آل علی آل علی
آنقدر گفت علی، برلب ما جام علیست
کوری دشمن مولا، همهجا نام علیست
بادهنوشان ز دمش، راز مگو ساختهاند
خاک راهش همه بردند و سبو ساختهاند
کعبه را روز ازل از گل او ساختهاند
عالمان از لب این چشمه، وضو ساختهاند
همهی اهل نظر بر در او، روو زدهاند
انبیاء محضر او آمده، زانو زدهاند
نفس اوست اگر گریهی ما طولانیست
نفس اوست اگر دیدهی ما بارانیست
مقتل اوست اگر حال جگر، طوفانیست
مجلس صبح و شبش، مجلس رضهخوانیست
بیسبب نیست که سوزد جگرش گاهبهگاه
حق بده! کنیهی او هست اباعبدالله
بارها حرمتش از کینهی منصور شکست
دید بیحرمتی آنهمه مأمور، شکست
آمدند و در این مقتل مأثور، شکست
وای من از در این خانه که با زور شکست
وای از شیخ حرم! هیچکسی شرم نکرد
از سفیدی محاسن، نفسی شرم نکرد
او که پیر است؛ از این خانه به اجبار مبر
آبروی همهی ماست؛ در انظار مبر
ریسمان! شرم کن از کوچه؛ به اصرار مبر
همهجا میروی امّا سوی بازار مبر
موسفید حرم و دست به دیوارش هست
خاطرات بدی از کوچه و بازارش هست
از روی شانه کشیدند؛ عبایش افتاد
ناگهان آمد و هُل داد و عصایش افتاد
ریسمان را که کشیدند به پایش، افتاد
فاطمه پشت سرش بود و به جایش افتاد
او زمین خورد و ولیکن ز روی مرکب نه!
از روی ناقه نه؛ در خواب نه؛ غرق تب نه
دخترک بود و شبی تار که مهتاب نداشت
دخترک بود و تب و آه؛ ولی تاب نداشت
پای پر آبله، جز گریهی خوناب نداشت
دخترک بود؛ ولی زجر که اعصاب نداشت
تا خود قافله، او را به روی خار کشید
مثل آن در که به پهلو، خط مسمار کشید
.👇