eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
تحریرچی ۱.mp3
18.25M
🗓 شب اول محرم ۱۴۴۵ 🖌 حدیث زراره 🖋 تاثر عالم در مصیبت امام‌حسین ع 🔻منزل مرحوم
تحریرچی ۲_1.mp3
18.1M
🗓 شب دوم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️ مقدمات بحث 🔻منزل مرحوم
تحریرچی ۳_1.mp3
17.64M
🗓 شب سوم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️ تصحیح نگاه به مرگ
تحریرچی ۴.mp3
20.74M
🗓 شب چهارم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️ تصحیح نگاه به مرگ
تحریرچی ۵.mp3
18.84M
🗓 شب پنجم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️ آمادگی برای مرگ
تحریرچی ۶.mp3
27.01M
🗓 شب ششم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️ آمادگی برای مرگ
تحریرچی ۷.mp3
18.85M
🗓 شب هفتم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️ اخبار از وقایع و محل شهادت
تحریرچی ۸.mp3
18.37M
🗓 شب هشتم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️رضا و صبر
تحریرچی ۹.mp3
20.76M
🗓 شب نهم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت سیدالشهدا ع 🖋 خطبه ♦️ من کان باذلا فینا مهجته ...
تحریرچی ۱۰.mp3
19.64M
🗓 شب دهم محرم ۱۴۴۵ 🖌 تبیین دعوت 🖋 خطبه ♦️ من کان باذلا فینا مهجته ... 🔻منزل مرحوم
. لعنت به شمر و امّ‌الفضل که نگذاشتند جرعه آبی به یک لب‌تشنه در گودالِ قتلگاه و یک لب‌تشنه در کنج حجرهٔ بغداد، برسد... در نَقلی آمده است: 🥀 وقتی که زهر در بدن شریف امام جواد علیه‌السلام، تشنگیِ فراوانی را به بار آورد و حضرت تقاضای آب نمود، امّ‌الفضل ملعونه در را به روی امام علیه‌السلام بست تا صدای «العطش» آن حضرت به گوش احدی نرسد. 🥀 در خانه کنیزکی صدای ناله‌های تشنگیِ إمام علیه‌السلام را شنید و دلش سوخت. ظرفی را آب کرد و به سمت حجره امام علیه‌السلام راه افتاد؛ اما امّ‌الفضل ملعونه در بین راه ظرف آب را از دستش گرفت و بر زمین ریخت. 📚منهاج البيان، ص١٨٢. ✍ آه یا جواد الائمه... این مصیبت، دل را به همان ساعتی می‌کشاند که هلال بن نافع گوید: 🥀 رفتم تا لحظات آخر عمر امام حسین علیه‌السلام را ببینم؛ به گودال قتلگاه رفتم. متوجه شدم لب‌های او تکان می‌خورَد؛گوش فرادادم تا بشنوم چه می‌گوید؛ طرز گفتار او از فرط تشنگی و ضعف، قابل شنیدن نبود. نزدیکتر رفتم؛ خوب که گوش فرا دادم ،شنیدم که می‌گوید: 📜 مُنُّوا عَلَی ٱبْنِ مُصطَفیٰ بِشَربَةٍ مِنَ الْماءِ ▪️با جرعه‌ای آب بر پسر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله منّت گذارید! 📜 اُسقونی شَربَةً مِنَ الْماءِ لَقَد نَشَفَت کَبِدی مِنَ الظَماءِ ▪️مرا جرعه‌ای آب دهید که جگرم از تشنگی، آتش گرفته است. 🥀 هلال گوید: این جمله مرا تکان داد؛ دلم سوخت؛ رفتم ظرفی را پر از آب کردم و برگشتم. وقتی رسیدم، دیدم که شمر از گودال قتلگاه بیرون می‌آید اما لباسش را جمع کرده است. 🥀 گفت: ای هلال! کجا میروی و آب برای که می‌بری؟ گفتم: برای فرزند رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله. گفت: ای‌هلال‌! زحمت مکش؛ من او را سیراب کردم؛ ناگهان دامنش را کنار زد و سر بریده سیدالشهداء علیه‌السلام بیرون آورد و جلوی من گرفت... 📚الوقایع والحوادث، ج۳ ص۲۱۲ ✍ زهر گاهی چند سالی با جگر سر می‌‌کند رفته رفته مرغ روحت را کبوتر می‌‌کند گاه زهری در جگرها کار خنجر می‌‌کند قلب‌ها را پاره و جان را مکدّر می‌‌کند در دلت آقای من این زهر کار دشنه کرد مثل جدّت، لحظۀ آخر تو را لب تشنه کرد مثل جدّت، لحظۀ آخر تنت بی تاب شد تشنه بودی و لبت محتاج قدری آب شد آب همچون کربلا در خانه‌ات نایاب شد ذکر لب‌هایت «علی این تشنه را دریاب» شد وقت مردن، جرعه آبی بر جگرها خوشتر است آب خوردن اصلاً از دست پسرها خوشتر است همچو بسمل! وای بر من، می‌‌زدی تو دست و پا هلهله می‌‌کرد دشمن، می‌‌زدی تو دست و پا در سرای خویش اصلاً، می‌‌زدی تو دست و پا بشکند دستان آن زن، می‌‌زدی تو دست و پا ای شب قدر رضا، قدر تو را نشناختند پیکرت را روی بام خانه‌ات انداختند سایه‌سار پیکرت، بال کبوتر‌های شهر گریه‌کن‌های غمت، چشمان مادر‌های شهر سینه‌زن‌‌های شما دستان خواهر‌های شهر پیکر تو دفن شد مانند پیکر‌های شهر کربلا امّا تنی عریان به روی خاک ماند داغ یک سینه‌زنی در سینۀ افلاک ماند .