eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
843 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
سبک نوحه زمینه فاطمیه 1403.mp3
1.12M
نوحه به قربان تو بابا چه شد رفتی ز دنیا منو حیدر پس از تو شدیم تنهای تنها اباالزهرا ۳ شود زهرا فدایت که شد خاموش صدایت خو رفتی با دلِ خون بمیرم من برایت اباالزهرا ۳
سبک نوحه فاطمیه 1403.mp3
1.67M
شیر خدا شد خونجگر دشمن رسیده پشتِ در
4_5949530569778922325.mp3
1.53M
‌‌﷽ . دل توی دل که نیست چون فصل ماتمه هر چی برای تو گریه کنم کمه روز خوشت کم و شام غمت بلند ناله م شده برا عمر کمت بلند ۲ ببین/ داغی توو سینه دارم ببین/ از غصه بـی قـرارم ۲  *( مادرم، مادرم ) ۲ ای مادر جَوون ای بضعه‌ی رسول مظلومه ی علی صدیقه ی بتول مادر فدای تو بود و نبود من وقف عزای تو کلِّ وجود من ۲ دلم/ خوشه سایه‌ی سر منی میگم/ به همه تو مادر منی ۲ *( مادرم، مادرم ) ۲ میری ولی ببین خون شد دلِ علی آتیش و میخ در شد قاتلِ علی پاشو یه بار دیگه تو خونه کار بکن پاییزِ یثرب و زهرا بهار بکن بمون/ که خونه با تو صفا داره نرو/ که بی تو علی عزاداره ۲ *(فاطمه، فاطمه) ۲ شعر بند ۱ و۲: شعر بند ۳:
4_5882059571316396769.mp3
19.45M
۱۴۴۶ ه.ق روشن ترین، آیات نور/ یا فاطمه ۲ لبخند تو، مرآت نور/ یا فاطمه ۲ عجب نوری، نور قلب پیغمبر عجب نوری، نور خونه ی حیدر عجب نوری، نور لیلة الاسری عجب نوری، نور سوره کوثر جلوه ی باقی ازل تا ابدی حبیبه ی ذات خدای احدی زمزمه ی اهل زمین و آسمان زهرا مددی مدد زهرا امنا مدد زهرا ای بضعه ی، پاک نبی/ یا فاطمه ۲ فداکِ امّی وَ اَبی/ یا فاطمه ۲ عجب شأنی، شأن بارش باران عجب شأنی، شأن خلقت انسان عجب شأنی، شأن لیلة القدر و عجب شأنی، شأن باطن قرآن نمی رسد به درک شأنت احدی ام ابیهای نبیِ سرمدی قوت بازوی علی مرتضی زهرا مددی مدد زهرا امنا مدد زهرا وحید محمدی آبان ۱۴٠۳
. در دیوان اشعارِ منسوب به امیرالمومنین علی"علیه سلام"، از قولِ آن حضرت اینگونه نقل شده است که فرمودند: شَيْئَانِ لَوْ بَكَتِ الدِّمَاءُ عَلَيْهِمَا عَيْنَايَ حَتَّى تُؤْذِنَا بِذَهَابٍ‌ لَمْ يَبْلُغَا الْمِعْشَارَ مِنْ حَقَّيْهِمَا فَقْدُ الشَّبَابِ وَ فُرْقَةُ الْأَحْبَابِ‌. «دو مصیبت است که اگر چشمانم آن‌قدر خون گریه کند تا نابینا بشوم، یک‌دهم حق آن دو ادا نمی‌شود، یکی از دست رفتن "جوانی" و دیگری از دست‌ دادن محبوب، که من، "محبوبم" را در سنّ جوانی از دست دادم.» .
. |⇦•ابک لی و ابک اللیتامیٰ... سلام الله علیها اجرا شده به نفس حجت الاسلام شمس ●━━━━━━─────── "السلام علیک ایتهاالصدیقة الشهیدة" گریه ی تو فاطمیه خیلی با گریه توی محرم فرق داره، اگر هزار نفر تو محرم رزق بُکا بهشون داده شد تو فاطمیه از این هزار به ده نفر اجازه عزا میدن. آخه سِرُالله کُشته شد.. کسی نمیدونه بی بی چه کرد چی کشید. فقط امام صادق علیه السلام یه جمله فرموده تا قیامت شیعه رو بیچاره کرده، فرمود:"ما زالت بعد ابیها معصبة الراس"یعنی بعداز شهادت باباش هرموقع مردم فاطمه رامی دیدند، می دیدند یه دستمالی به سرش بسته بود.نمیدونم این دستمال رو برا چی بسته بود. خدا نکنه این حرف درست باشه.. بعضیا گفتن آخه بین در و دیوار یه جوری به سرش ضربه خورد.. "ناحلةَ الجسم" مادرمون دیگه جسمش ضعیف شده بود.. آخه یه نفر نبود بگه یا امام صادق یه بانوی هجده ساله مگه چی شد که جسمش نحیف شد؟ "باکیةَ اشک" چشماش گریان بود."محترِقَةَ القلب" قلبش سوزان.. یعنی یه جوری گریه می کرد که بند دل امام حسن و حسین پاره می شد. یه جوری گریه میکرد که مردم، نامرد مدینه فهمیدند مدینه داره با گریه ی زهرا زیرورو میشه.. یکی دو روز قبل اومدن به علی گفتند به فاطمه بگو یا روز گریه کنه یا شب گریه کنه..قربونت برم بی بی جانم نذاشتند راحت گریه کنید. لذا دست بچه هاشو میگرفت دوشنبه ها و پنج شنبه ها می رفت احد کنار قبرحمزه سیدالشهداء گریه می کرد. اما جمله آخر امام صادق حالت مادرمون اینگونه بود.."یُغشیٰ علیها ساعةً بعد ساعة" یعنی ساعت به ساعت مادرم بیهوش میشد.. علی رو صدا زد فرمود: علی جان چند تا وصیتی دارم اولم.. آیا می تونی عمل کنی یا نه؟ آری فاطمه جان بگو وصیت هاتو.. چند تا وصیت کرد. یه موقع نگاه کرد به یتیما حسن و حسین صدا زد. یا اباالحسن! "ابکنی" برام گریه کن آقاجان، می دونم تو این هفتاد و پنج روز نتونستی یه دل سیر گریه کنی. مرد یه سنگ صبور میخواد اما دیگه بسه برام گریه کن علی گریه کرد.. تا قطرات اشک علی جاری شد همون دست شکسته ای که بالا نمی اومد رو به سختی بالا آورد آروم اشکهای علی رو گرفت به سر و صورتش کشید. فرمود: از بابام شنیدم اشک مظلوم دوای درده لاعلاجه.. اما علی جان "إبک لی فَابکِ لِلیتامی " برا یتیمانم گریه کن.. حسینم رو فراموش نکن.. .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... .
. ‍ تصویری 🎞تصویری ـ سلام الله علیها تحلیل 👇 : نکته سنجی ـ حال مداح ـ تشویق و ترغیب 👇 🔻مرحوم استاد فیروز زیرک کار می سوخت در و فاطمه پشت در بود دل از در آتش زده سوزانتر بود هر چه شد بین در و دیوار شد 🔻استاد خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته است به آن می خندم شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا یفرحون بفرحنا، نان از دست رفت مجلس و بی بی اداره می کنه خنده بر لب بینی و از گریة دل غافلی خانة ما از درون ابر است و بیرون آفتاب از اون روزی که اون نانجیب تو کوچه (به مادر سادات جسارت کرد برای شیعه شادی نموند)، موندم چی کار کنم، دنبال شما بیام یا مجلس و ادامه بدیم، نمی دونم چه کنیم؟ 🔻استاد : آقای انسانی بچه های فاطمه هم نمی دونستند، دنبال علی برن یا دنبال فاطمه... استاد : هر چه نیرو داشتم بردم به کار تا نبیند غنچه ام آسیب خار نام خود را خصم، داغ ننگ زد دید با خود شیشه دارم سنگ زد 👌 1⃣نکته سنجی : 📌 این جلسه به صورت مکمل خوانی اداره شد و در آن ابتدا حاج فیروز زیرک کار یک بیت و یک مصراع خواند و سپس آقای انسانی ادامه دادند و بین صحبتها، گفتند که «موندم چکار کنم» اینجا استاد سازگار بسیار ظریف با یک نکته سنجی مسیر جلسه را تعیین نمودند که: «بچه های فاطمه هم نمی دونستند، دنبال علی برن یا دنبال فاطمه». ذاکرین عزیز با به خاطر سپردن این نکات ظریف، بعد از مدتی خودتان هم می توانید چنین جملاتی را انشاء کنید. 2⃣اهمیت حال مداح بر اثر گذاری بر مستمع: 📌 بارها گفته ایم، حال مداح باید شهادت بدهد از محتوایی که می خواند. در این جلسه حال حاج فیروز زیرک کار بهترین نمونه برای این اصل است و توصیف آقای انسانی در همین جلسه راجع به حال ایشان شنیدنی است که فرمودند: «جناب آقای فیروز، چقدر حس داشت، برای یه سریال، کارگردان می گرده برای یک نقش، می گه این هنرمند، نه نه نه، این آره، چرا؟ حسش زیاده، این حس چه نقشی ایفا می کنه، حس یعنی این، پیرمرد حدود 70 سال، آنچنان به شعر جان می ده، آنچنان با احساس ارائه می ده که یک چشم بی اشک نیست، اگر خودش ملاحظه نمی کرد، اگر مجلس رو در نظر نمی گرفت، بدون اغراق امروز از این مجلس، نعش بیرون می رفت. چرا بعضی از ماها اینقدر بی تفاوت می خونیم، چرا توقع داریم دیگران بسوزن خودمون بی تفاوتیم» 3⃣تشویق و ترغیب غیر کلیشه ای: 📌 بهترین نمونه های استادانه ترغیب مستمع به اشک و ناله در این جلسه، از استاد انسانی دیده شده که به بعضی از آنها اشاره می کنیم: «جوابگو شمایی (خطاب به استاد سازگار که تاکید کردند روضه خوانده شود) ـ شما دارید منم دنبال خودتون می برید ـ آقای اکبرزاده به من گفته اینطور نخونید ـ در عین حال که تو شعر پرده برداری نشده اما همه چیز گفته شده) رایگان 👇
. |⇦•رسید روضه.. و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۲ به نفس کربلایی مهدی رعنایی ●━━━━━━─────── رسید روضه به اینجا که مادر افتاد و میان آن همه نامرد آخر افتاد و دری که سوخته از ازدحام کنده شد و به روی قامت زهرای اطهر افتاد و *در روی زهراست .حالا چهل نفر می‌خوان برن تو خونه از کجا باید رد بشن ؟بعضیا نوشتند میدونستن زهرا پشت دره، هی روی در فشار می آوردن..* هجوم و کوچه ی باریک و آن همه نامرد مسیر رفتنشان بر همان در افتاد و کشان کشان ز درِ خانه مرتضی می رفت و چشم فاطمه بر چشم حیدر افتاد و از در که اومدن آقا رو ببرند بیرون، دید اوضاع زهرا خیلی وخیمه عباش رو انداخت رو فاطمه..چکارها که این عبا نکرده ..یه جا سراغ دارم عباش رو روی زمین پهن کرد تکه های علی رو کنار هم گذاشت..* کشان کشان ز در خانه مرتضی می‌رفت و چشم فاطمه بر چشم حیدر افتاد و رسید بعد؛ مغیره، غلاف را برداشت میان کوچه به دنبال مادر افتاد و *خبر دارید اوضاع مادرتون چجوری بوده همه روضه حضرت زهرا همین یه مصرع هست:* میان بستر خون داشت دست و پا می زد گلی ز غنچه و غنچه ز گل جدا شده بود تمامی بدنش غرق ردّ پا شده بود *اصبغ بن نُباته میگه : خانمم نصف شب صدام زد .گفتم چی شده ؟گفت پاشو، گفتم پاشم چیکار کنم؟ گفت مگه صدای گریه رو نمیشنوی؟ گوشم رو تیز کردم دیدم از خونه آقام علی داره صدای گریه میاد .گفتم چرا می‌شنوم. گفت خب پاشو ...گفتم خانم بخواب .اونا مادر مرده هستند حق دارن گریه کنند .علی زنش مرده خب حق داره گریه کنه .دختر پیغمبر بوده .گفت تو مادر نیستی بفهمی. من مادرم..صدای گریه بچه اذیتم می‌کنه .. پاشو الان وقت خواب نیست آقامون علی تنهاست .میگه آماده شدم رفتم در خونه مولا ..در خونه مولا رو زدم .علی اومد دم در، در رو باز کرد ...علی را نگاه کن .سرش پایینه؛اصبغ حلالمون کن آقا این چه حرفیه ؟ تا زهرا بود زهرا گریه میکرد شما آسایش نداشتید .حالا بچه هاش دارن گریه می کنند .ما رو حلال کن ..ما رو ببخش.آقا نفرمایید این چه فرمایشیه می کنید ؟! خانمم صدام زده گفته اگه کاری از دست ما برمیاد ،اگه من میتونم بیام خونه بچه ها رو آروم کنم بگید. اگه خود من میتونم کاری کنم بگید ...من نیومدم گلایه کنم آقاجان..دیدم علی نشست تو آستانه ی در اصبغ! یه شب من گریه میکنم بچه ها می‌ریزند دورم آرومم می کنند.یه شب حسن گریه می‌کنه من و زینب وام کلثوم و حسین آرومش میکنیم ..یه شب زینب گریه می‌کنه من و حسن وحسین و کلثوم آرومش میکنیم .اما امشب حسین داره گریه می‌کنه بهانه ی مادر گرفته.. مادر مادر می‌کنه..حسین که گریه می‌کنه همه ا مون با حسین گریه میکنیم.. «صلی الله علیک یا مظلوم حسین» .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇