eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🟢 وصیتی در مورد قاتل وقتی وصیت ها را طبق آنچه تقدیم شد بیان فرمودند در مورد قاتل خود نیز اینگونه سخن فرمود؛ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُورِ اى فرزندان عبد المطلّب: مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد، امير مؤمنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسى ديگر نبايد كشته شود. درست بنگريد اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاى او را مبريد، من از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: «بپرهيزيد از بريدن اعضاى مرده، هر چند سگ ديوانه باشد». 🔷 روضه شب و روز بیست و یکم برويم خانه علي(ع). برويم آنجايي كه همه چيزمان را از آنجا داريم. در علي(ع) امشب در بستر بود. اطراف بستر فرزندانش بودند. حضرت ابتدا رو كرد به پسر بزرگترشان امام حسن(ع) و با او شروع كرد صحبت كردن و وصيت هايي به فرزندش كرد؛ بعد خطاب كرد به همه فرزندانش؛ يعني امام حسن، امام حسين، ابوالفضل؛ همه نشسته اند؛ حتّي دخترها از جمله زينب (س) هم نشسته اند. به آن ها فرمود: بعد از من فتنه ها از هر طرف به سمت شما مي آيد. اينجا شخص خاصي را جدا نكرد؛ همه بچه ها را گفت. يعني يا حسن، يا حسين، يا ابالفضل، يا زينب اين را بدانيد كه فتنه ها از هر طرف به سوي شما مي آيد و منافقين كينه ديرينه خود را از شما طلب مي كنند و مي خواهند انتقام بكشند؛ بر شما باد به صبر! يك وقت ديدند علي(ع) صورتش را كرد سمت حسين(ع) و گفت: در خصوص شما، اي حسين، فتنه ها از هر سو و از هر جانب به سمت تو مي آيد؛ بر شما باد به صبر! تا اينجا باز هم كلّي فرمود؛ امّا در روايت دارد حضرت دو مرتبه رويش را كرد به حسين(ع) و گفت: يا اباعبدالله، اين امّت تو را شهيد مي كنند؛ بر شما باد به تقوا و صبر! وقتي علي (ع) اين جمله را گفت بي هوش شد. چه شد كه علي (ع) بي هوش شد؟ من مي گويم صحنه روز عاشورا نزد علي(ع) تمثّل پيدا كرده بود؛ امّا كدام صحنه از عاشورا؟ صحنه شهادت حسين(ع). آن صحنه چه موقعي بود؟«و الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَي صَدْرِه»؛ آن موقعي كه شمر روي سينه حسين(ع) نشسته بود... ولي آن موقع شهادت حاصل نشد؛ مي دانيد شهادت در چه موقعي حاصل شد؟ مي نويسند آن خبيث يك جسارتي كرد؛ حسين(ع) را برگرداند... صورت حسين(ع) به زمين آمد.... در روايت دارد علي(ع) به هوش آمد؛ نگاهي به فرزندانش كرد و شروع كرد اين جملات را گفتن: «اينك رسول خدا آمده است؛ عمويم حمزه آمده است؛ برادرم جعفر آمده است؛ به من مي گويند علي بشتاب! ما منتظر تو هستيم». علي (ع) چهره اش را برگرداند به طرف تمام فرزندانش و گفت شما را به خدا مي سپارم؛«السَّلَامُ عَلَيْكُم يَا مَلَائِكَۀَ اللهِ؛ لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُون». در روايت دارد عرق به چهره علي(عليه السلام) نشست؛ ديدگانش را روي هم گذاشت؛ پاها را به سوي قبله كشيد؛ اين جملات را مي گفت:«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه وَحْدَهُ... »(۳) ⚫️شعر روضه دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترت ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت از نفس های بلندت میل رفتن می چکد حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت تا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را مهلتی تا که ببندم دستمالی برسرت حیف شد، از آن­همه دلواپسی کودکان کاسه های شیر­ مانده روی دست دخترت کاش می­مردم نمی­دیدم به خاک افتاده است هیبت طوفانی دلدل سوار خیبرت خلوت شبهای سوت و کور نخلستان شکست با صدای وا علی و وای حیدر حیدرت شهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرت با شمایی که امیر کوفه اید اینگونه کرد الامان از کاروان دختر بی معجرت می روی اما برای صد هزاران سال بعد میل احسان می نماید غیرت انگشترت ــــــــــــــــــــــــــــ 📎پی نوشتها ۱.پایگاه نشر معارف اهل بیت ۲.بحارالانوار،ج‏۳۶، ص۳۷۰. ۳.روضه از آيت الله آقا مجتبي تهراني است. 🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺 ۴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 💠داستان يكي از شاگردان مرحوم نخودكي اصفهاني (ره) مي گويد: عادت من اين بود كه هر شب، يك ساعت مانده به صبح، براي نماز شب بيدار مي شدم؛ ولي چهل روز موفّق نشدم. به مرحوم شيخ حسنعلي اصفهاني (نخودكي) نامه نوشتم. ايشان در جواب، دعاي كوچكي فرستادند كه صبح ناشتا بخورم و نوشته بودند: «چهل روز قبل فلان روز كه از مجلس شورا با فلان شخص خارج شدي، ظهر گذشته بود و رفيقتان شما را به ناهار دعوت كرد. در چلوكبابي غذا خورديد؛ اين اثر آن غذا است!» و همان طور بود كه حاج شيخ نوشته بودند. دعا را خواندم و مجدداً به خواندن نماز شب موفّق شدم! 💠داستان ابودرداء گفت: امام علی (ع) در منطقه بنی نجار، گوشه‌ای خلوت را برگزید تا به تفکر در آیات الهی و راز و نیاز با پروردگار بپردازد. امام (ع) در نیمه‌های یک شب، نخست چند رکعت نماز گزارد و به دعا و تضرع  و راز و نیاز با خدا را آغاز نمود؛سپس حضرت آنقدر گریه کرد که دیگر حس و حرکت از او بریده شد. پیش خود گفتم:حتما در اثر شب زنده داری خوابش گرفته است و برای نماز صبح بیدارش می‌کنم.جلو رفتم، دیدم مانند چوبی خشک روی زمین افتاده است، او را تکان دادم دیدم تکان نمی‌خورد، خواستم او را بنشانم نشد، گفتم: «انا لله و انا الیه راجعون» حتما مرده است.به منزل حضرت رفتم تا خبر مرگش را به اهلش برسانم. خود را به فاطمه (س) رسانده و داستان را بیان کردم. ایشان فرمود: «ای ابو درداء! به خدا سوگند این حالت غشی است که از بیم خداوند وی را فرا می‌گیرد.سپس مقداری آب آوردند و به صورتش پاشیدند تا به هوش آمد. همین که به هوش آمد و مرا دید که گریه می‌کنم، فرمود: ابودرداء! برای چه گریه می‌کنی؟ گفتم: از این حالتی که شما برای خودت پیش آورده‌ای. فرمود: «ابودرداء پس آنگاه که مرا برای حساب فراخوانند و اهل گناه به عذاب الهی یقین کردند مرا ببینی، چگونه خواهی بود؟ آن وقت که مأمورین درشت خو و ترش‌رو اطراف مرا بگیرند و در پیشگاه پادشاهی جبار بایستم، در حالی که زندگان مرا تسلیم کرده‌اند و مردم دنیا به حال من ترحم کنند؛ آنجا در پیشگاه خداوندی که هیچ سری از او پوشیده نیست، اگر مرا ببینی بیش از این دلت به حال من خواهد سوخت.» ابودرداء گفت: به خدا سوگند که این حالت را در هیچ کدام از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ندیدم(۵) 💠داستان خداوند به موسی بن عمران(ع) فرمود: برو نزد فلانی و به او بگو: خداوند تو را به عقوبتی دچار کرده است! موسی گفت: خدایا به چه عقوبتی گرفتار شده است؟ این که نه بیمار و نه فقیر است. خانه، مرکَب و پول هم دارد. خطاب رسید: موسی! او را به بلای عظیمی گرفتار کردم؛ لذت مناجاتم را از او گرفتم.(۶) 💠داستان آیت الله استاد حسین مظاهرى در جلد سوم کتاب «جهاد بانفس» نوشته; کسى خدمت امام صادق(ع) آمد و مى خواست استخاره کند که به مسافرت برود یا نه؟ و امام براى او استخاره گرفت و استخاره بد آمد. آن مرد روى استخاره امام صادق(ع)پاگذاشت و به تجارت رفت. اتفاقاً تجارت خیلى خوب از کار درآمد و سود خوبى به دست آورد و در این سفر به او خیلى خوش گذشت. وقتى برگشت خدمت امام صادق(ع)عرض کرد: «یابن رسول الله، استخاره بد آمده، اما به من خیلى خوش گذشت و سود هم بردم. امام صادق(ع) تبسم کرد و فرمود: یادت مى آید در فلان منزل خسته بودى و خوابت برد. (یک وقت بیدار شدى و دیدى نماز صبحت قضا شده است.) سود تجارت که جاى خود دارد، اگر خدا دنیا و آنچه را که در آن است به تو بدهد، جبران آن خسارت نمى شود.(۷) ــــــــــــــــــــــــــــ .
محمود کریمی - غرق عزا و ماتم است امشب همه کاشانه حیدر (1).mp3
4.87M
غرق عزا و ماتم است امشب همه کاشانه ی حیدر عالم شده مانند کوفه باز ماتم خانه ی حیدر زهرا به سینه میزند بهر عزای حضرت حیدر دیگر نمی آید ز کوفه ناله های حضرت حیدر زینب کفن می آورد آخر برای حضرت حیدر کم کم شود آرام و بی جوهر صدای حضرت حیدر دست دعا بالا گرفته عالمی بهر شفای حضرت حیدر در کوچه های کوفه مانده جای پای حضرت جیدر کاش من گردم خدا امشب فدای حضرت حیدر جمع اند گرد بستر بچه های حضرت حیدر ارباب ما می گیرد اشک غم از چشم های حضرت حیدر با یاد زهرا گریه های های های حضرت حیدر آتش گرفته خیمه گاه حضرت حیدر شاعر:حاج
nohenab20_audio (2).mp3
8.34M
🖤شب قدر شب عفو گناهائه 🎙حاج میثم مطیعی شب قدره شب عفو گناهه شب بیچاره‌های بی پناهه خدای بنده‌های پاک و صالح خدای بنده‌های روسیاهه تو رب کریمی، من عبد لئیمم، سرافکندم تو گفتی که هیچ وقت، درو روی بندم، نمی‌بندم الهی یا الهی یا الهی نمیدونم چقد توبه شکستم برا قبرم هنوز باری نبستم یه کاری کن که از امشب عوض شم که از دست گناها دیگه خستم تو نور امیدی، به ظلمت نفسم، درخشیدی همین که من اینجام، ینی که دوباره، تو بخشیدی باید امشب بشه تحویل سالم باید امشب عوض شه روز و حالم خدا امشب ظهور حجتت رو مقدر کن توی تقدیر عالم دل همه دنیا، به دوری منجی، پر از درده خدا کنه امشب، دعا کنه آقا، که برگرده علی تنهاترین شرط سعادت شده امشب مهیای شهادت برا مظلومی اقا همین بس که کشته شد تو محراب عبادت شکاف عمیق، روی سر آقا، پر از خونه فدا دل زینب، میدونه که باباش، نمی مونه علی مولا علی مولا علی جان یتیما اومدن دنبال آقا شنیدن که وخیمه حال آقا دل مولای دیگه از غم رها شد که زهرا اومد استقبال آقا هنوز که هنوزه، تو سینه‌ی مولا، غم یاره هنوز که هنوزه، یه لکه‌ی خونی، رو دیواره دلم غرق تمنای حسینه سرم خاک کف پای حسینه ندیدم کربلا رو خیلی وقته دلم تنگه تماشای حسینه به عشق حسینه، اگه بازم اشکام، سرازیره به غیر حریمش، دلم جایی آروم، نمی‌گیره حسین جانم حسین جانم حسین جان اگر کشتن چرا آبت ندادن تو را زان در نایابت ندادن اگر‌ کشتند چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صد چاکت نکردند الهی بمیرم، که پیرهن کهنت، به غارت رفت الهی بمیرم، تو رفتی و زینب، اسارت رفت غریب آقام غریب آقام حسین جان شاعر: محمد رسولی
. . -آقا شما پدر منو ندیدی پدرت کیه پسرم؟ -اونکه هر شب برام غذا می آورد و بامن بازی میکرد.😊 او دیگر نمی آید😔 -نه او باید بیاد ... خبر خوشی براش دارم چه خبری؟ خبر مرگ علی ...می دانم خوشحال میشه ...هر شب من و مادرم و او نفرینش میکردیم او هم نفرین میکرد؟! آری می گفت: خدایا مرگ علی را برسان .
. . ◾️ من کجا خواهم بود زمانی‌که محاسنت را به خون سرت خضاب می‌کنند... در روایت آمده است: عَمْرُو بْنُ عَبْدِ وَدّ ، بر سر مبارك مولا علی علیه‌السلام در جنگ خندق جراحتی وارد کرد و حضرت به خدمت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برگشت. ایشان به دست مبارك آن جراحت را بست و بر آن دمید و در همان لحظه بهبود یافت. سپس فرمود: أَيْنَ أَكُونُ إِذَا خُضِبَ هَذِهِ مِنْ هَذِه‏. ▪️من کجا خواهم بود هنگامی که این محاسن تو را به این خون سرت خضاب می‌کنند. 📚المناقب، ابن‌شهر‌آشوب،‌ ج ۵ ص ۱۹۱ ✍ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بار‌ها و بار‌ها برای مصائبی که این امّت بر سر اهلبیت علیهم‌السلام می‌آورند، گریه می‌کردند؛ از همهٔ اهلبیت هم بیشتر این اتفاق برای امام حسین علیه‌السلام می‌افتاد، که به تعبیر روایت: كانَ رَسولُ اللّهِ إذا دَخَلَ الحُسَينُ عليه السلام جَذَبَهُ إلَيهِ... ثُمَّ يَقَعُ عَلَيهِ فَيُقَبِّلُهُ و يَبكي. ▪️هرگاه که امام حسين علیه‌السلام وارد بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌شد، حضرت او را مى‌گرفت و به سوى خود می‌كشيد‌ و او را مى‌بوسيد و مى‌گِريست. سیدالشهداء علیه‌السلام می‌فرمود: يا أبَه! لِمَ تَبكي؟ ▪️پدرجان! چرا گريه مى‌كنید؟ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مى‌فرمود: يا بُنَيَّ! اُقَبِّلُ مَوضِعَ السُّيوفِ مِنكَ وأبكي. ▪️پسرم! جايگاه فرود آمدن شمشيرها را بر بدن تو را مى‌بوسم و مى‌گِريم. 📚كامل الزيارات ص ۱۴۶
. ⮜ اللَّهُمَّ اهْدِنِی فِیهِ لِصَالِحِ الْأَعْمَالِ؛ خدایا در ماه رمضان مرا به اعمال صالح راهنمایی کن؛ نه این که فقط بخورم و بخوابم؛ طوری باشم که اهل سحر باشم؛ دعای افتتاح بخوانم، دعای سحر بخوانم؛ این طور نباشد که دعاها را از رادیو و... گوش کنیم؛ بلکه باید خودمان دعاها را بخوانیم. ✦ دعای ابوحمزه ثمالی در قنوت نماز وتر: واعظی در قم به نام میرزامحمد تقی اشراقی بود؛ ایشان از قول والدشان نقل می‌کرد که سحر در نجف اشرف هفتاد تن از علما را دیدم که دعای ابوحمزه ثمالی را از حفظ در قنوت نماز وتر می‌خواندند آن هم باحالت گریه؛ لذا سعی کنید دعاها را خودتان بخوانید و سعی کنیم اهل عمل باشیم، در قدیم حرف با عمل توأم بود؛ اما الان فقط حرف است و شنیدن. ✦ توصیه به اهل منبر: اهل منبر باید کلمات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را برای مردم بیان کنند و «قال الصادق» و «قال الباقر» بگویند؛ نه اینکه تمامی مطالب منبر مسائل سیاسی، روزنامه و... شود، محور اصلی مباحث و تعالیم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) باشد. خدایا در ماه رمضان به اتیان اعمال صالح یاریم کن؛ توفیق بده اهل قرائت قرآن باشم که یکی از اعمال صالح تلاوت قرآن است؛ بهترین چیزها تلاوت قرآن است که زنگار دل را از بین می‌برد، مخصوصاً در سحرها مقید باشید دو؛ سه صفحه قرآن بخوانید[2]؛ استغفار هم زنگ دل را می‌برد، دست بر سر یتیم بکشی هم زنگ دل را از بین می‌برد.[3] ⮜ وَ اقْضِ لِی فِیهِ الْحَوَائِجَ وَ الْآمَالَ؛ خدایا احتیاجات مرا برآورده کن و هر آرزوی شرعی که دارم برای من مستجاب کن؛ شرط قبولی دعا و برآورده‌شدن آرزوهای تو این است که امیدت فقط به خدا باشد و اگر دلت به‌جای دیگر گرم باشد و امیدت به دیگری بود. بدان که حاجتت برآورده نمی‌شود[4]؛ دعای تو زمانی مستجاب می‌شود که از همه ناامید بشوی؛ و آن وقت؛ زمان استجابت دعای توست. ✦ دستورالعمل توسل به حضرت نرجس خاتون: برای برآورده‌شدن حاجاتتان توسل به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) داشته باشید؛ مخصوصاً به حضرت نرجس خاتون (سلام‌الله‌علیها) مادر امام‌زمان (عجل‌الله تعالی فرجه)، حدود سی الی چهل سال قبل یکی از اولیای الهی این مطلب را به من آموختند و به هر کسی که گفته‌ام از توسل به حضرت نرجس خاتون (سلام‌الله‌علیها) نتیجه گرفته‌اند. شخصی بود که اهل فرزند نمی‌شد، من به او گفتم که یک ختم قرآن هدیه به روح نرجس خاتون داشته باشد که ایشان هم عمل کردند و خواندند و صاحب اولاد شد. و ایشان مادر ولی وقت است، اگر شما به ایشان متوسل شوید و مادر با امام‌زمان (عجل‌الله تعالی فرجه) در میان بگذارد که فلانی به من متوسل شده است و حاجت خواسته است، حضرت هم درخواست مادر بزرگوارشان را رد نمی‌کند و این توسل بسیار راهگشا و مجرب است و سرعت در اجابت، از خصوصیات توسل به حضرت نرجس خاتون می‌باشد. 👇
👆 ✦ خاطره: به یاد دارم که پول زیادی همراه من بود و به قم می‌بردم، تا خدمت آیت‌الله تبریزی تحویل دهم و پول هم داخل یک کیسه بود؛ وقتی به قم رسیدیم به کیسه توجه کردم دیدم که خالی است و از پول‌های داخل آن خبری نیست، من هزار تا صلوات نذر مادر امام‌زمان کردم؛ در همان شب شخصی پول را برای من آورد. ⮜ یَا مَنْ لاَ یَحْتَاجُ إِلَی التَّفْسِیرِ وَ السُّؤَالِ؛ ای خدایی که احتیاج نداری که من حاجتم را برای تو تفسیر و شرح کنم؛ چرا که خداوند عالم است به گرفتاری و مشکل من، نه‌تنها خداوند نیاز به شرح و تفسیر حاجاتمان ندارد، بلکه ائمه (علیهم‌السلام) هم همین‌طور هستند؛ چراکه عالم به حاجات و دعاهای ما می‌باشند. خدایا برای برآورده‌کردن حاجات ما، حتی احتیاج به شنیدن درخواست ما نداری کسانی که از تو درخواستی هم ندارند تو کار آنها را راه می‌اندازی، در دعای ماه رجب می‌خوانید که: «یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تُحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً»[5] ای خدایی که اعطاء می‌کنی حاجات کسانی را که از تو درخواست می‌کنند و بجا می‌آوری حاجات کسانی را که از تو درخواست نکرده‌اند و تو را نمی‌شناسند! ⮜ یَا عَالِماً بِمَا فِی صُدُورِ الْعَالَمِینَ: چرا تو احتیاج به تفسیر و توضیح حاجات بندگانت نداری، برای اینکه تو عالم هستی به هر امری که در دل بندگانت است، تو با خدای خود باش تا خدا کارت را درست بکند. ⮜ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین: خدایا درود بفرست بر محمد و خاندان طاهر و پاک او. پی‌نوشت: [1] بحارالأنوار، ج: ۹۵، ص: ۴۷. اللَّهُمَّ اهْدِنِی فِیهِ لِصَالِحِ الْأَعْمَالِ وَ اقْضِ لِی فِیهِ الْحَوَائِجَ وَ الْآمَالَ یَا مَنْ لَا یَحْتَاجُ إِلَی التَّفْسِیرِ وَ السُّؤَالِ یَا عَالِماً بِمَا فِی صُدُورِ الصَّامِتِینَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ. [2] «ارشاد القلوب، ترجمه رضایی، ج ۱، ص ۱۹۱» رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمود که همانا این دل‌ها زنگار می‌گیرد همان‌طوری که آهن زنگار می‌گیرد و همانا جلای دل‌ها به خواندن قرآن است. [3] رک: «نصایح ص ۲۱۹»؛ آیت‌الله مشکینی؛ ترجمه احمد جنتی. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم): پنج چیز دل را صفا دهد و سختی قلب را برطرف کند: همنشینی علما، دست به سر یتیم کشیدن، نیمه‌شب استغفارکردن، و کم خوابیدن شب و روزه. [4] رک؛ کافی، ج: ۲، ص: ۶۶. الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ کُنَّا فِی مَجْلِسٍ نَطْلُبُ فِیهِ الْعِلْمَ وَ قَدْ نَفِدَتْ نَفَقَتِی فِی بَعْضِ الْأَسْفَارِ فَقَالَ لِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا مَنْ تُؤَمِّلُ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِکَ فَقُلْتُ فُلَاناً فَقَالَ إِذاً وَ اللَّهِ لَا تُسْعَفُ حَاجَتُکَ وَ لَا یَبْلُغُکَ أَمَلُکَ وَ لَا تُنْجَحُ طَلِبَتُکَ قُلْتُ وَ مَا عَلَّمَکَ رَحِمَکَ اللَّهُ قَالَ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ [علیه‌السلام] حَدَّثَنِی أَنَّهُ قَرَأَ فِی بَعْضِ الْکُتُبِ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ مَجْدِی وَ ارْتِفَاعِی عَلَی عَرْشِی لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ] غَیْرِی بِالْیَأْسِ وَ لَأَکْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ لَأُنَحِّیَنَّهُ مِنْ قُرْبِی ... ترجمه: از جمله وحی‌هایی که خدای تعالی به یکی از پیامبرانش فرمود این بود که قسم به عزت و جلالم! آرزوی هر آرزوکننده به غیر خودم را قطع می‌کنم به اینکه او را مأیوس کنم و او را پیش مردم لباس خواری بپوشانم و از گشایش و فضل خود دورش نمایم. آیا بنده‌ام غیر مرا در سختی‌ها امید دارد درصورتی‌که سختی‌ها در دست من است و آیا امید به غیر من دارد درحالی‌که من بی‌نیاز و جوادم و کلیدهای درهای بسته شده در دست من است و درم برای دعاکننده‌ها باز است ... [5] بحارالأنوار، ج: ۹۵، ص: ۳۹۰؛ مفاتیح‌الجنان از دعای ماه رجب. .
17.mp3
5.15M
📖شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان آیت الله مجتهدی تهرانی 🗓دعای توصیه به اهل منبر دستور العمل توسل به حضرت نرجس خاتون
دعای روز هفدهم.mp3
8.56M
🔹 عمل صالح 🔸 دو شرط عمل صالح 🔹 نقش نیت در اعمال 🔸 دو عمل که دقیقا مثل هم هستن ولی زمین تا آسمون با هم تفاوت دارن ! 🔹 فلانی نماز نمی خونه ولی کلی کار خوب انجام میده ! 🔸 اعمالی که به نیات انسان دوستانه انجام میشه 🔹 خودپرستی یا خدا پرستی؟! 🔸 برای کمال باید به کامل ترین موجود نزدیک شد 🔺 این صوت رو باید با دقت شنید    
. ◾️ من کجا خواهم بود زمانی‌که محاسنت را به خون سرت خضاب می‌کنند... در روایت آمده است: عَمْرُو بْنُ عَبْدِ وَدّ ، بر سر مبارك مولا علی علیه‌السلام در جنگ خندق جراحتی وارد کرد و حضرت به خدمت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برگشت. ایشان به دست مبارك آن جراحت را بست و بر آن دمید و در همان لحظه بهبود یافت. سپس فرمود: أَيْنَ أَكُونُ إِذَا خُضِبَ هَذِهِ مِنْ هَذِه‏. ▪️من کجا خواهم بود هنگامی که این محاسن تو را به این خون سرت خضاب می‌کنند. 📚المناقب، ابن‌شهر‌آشوب،‌ ج ۵ ص ۱۹۱ ✍ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بار‌ها و بار‌ها برای مصائبی که این امّت بر سر اهلبیت علیهم‌السلام می‌آورند، گریه می‌کردند؛ از همهٔ اهلبیت هم بیشتر این اتفاق برای امام حسین علیه‌السلام می‌افتاد، که به تعبیر روایت: كانَ رَسولُ اللّهِ إذا دَخَلَ الحُسَينُ عليه السلام جَذَبَهُ إلَيهِ... ثُمَّ يَقَعُ عَلَيهِ فَيُقَبِّلُهُ و يَبكي. ▪️هرگاه که امام حسين علیه‌السلام وارد بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌شد، حضرت او را مى‌گرفت و به سوى خود می‌كشيد‌ و او را مى‌بوسيد و مى‌گِريست. سیدالشهداء علیه‌السلام می‌فرمود: يا أبَه! لِمَ تَبكي؟ ▪️پدرجان! چرا گريه مى‌كنید؟ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مى‌فرمود: يا بُنَيَّ! اُقَبِّلُ مَوضِعَ السُّيوفِ مِنكَ وأبكي. ▪️پسرم! جايگاه فرود آمدن شمشيرها را بر بدن تو را مى‌بوسم و مى‌گِريم. 📚كامل الزيارات ص ۱۴۶ .......... ▪️ ضربت خوردن امام در مسجد امام علی علیه‌السلام به شبستان مسجد وارد شد و در حالی‌که مشغول تسبیح خداوند بود، کسانی‌که به خواب رفته بودند را بیدار فرمود. ابن ملجم ملعون به رو خوابیده بود. امام او را بیدار کرد و به او فرمود: «برخیز از خواب براى نماز و چنین مخواب که این خواب شیطان است، بلکه بر دست راست بخواب که خواب مؤمنان است، و بر پشت خوابیدن خواب پیغمبران است.» امام سپس به ابن ملجم فرمود: «قصد کاری داری که نزدیک است آسمان فروپاشد و زمین شکافته شود. اگر بخواهم می‌توانم خبر دهم که در زیر جامه‌ات چه دارى.» ابن ملجم در نزدیکی امام به نماز ایستاد و هنگامی‌که امیرالمؤمنین سر از سجده اول برداشت ضربتی به سر ایشان زد که تا پیشانی امام را شکافت. در آن حال امام فرمود: «بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه»، و گفت: «فزتُ وَ ربّ الکعبه»، «به خدای کعبه قسم که رستگار شدم.» ابن ملجم در حال حمله شعار خوارج را فریاد می‌زد که: «للّه الحکم یا علىّ، لا لک و لا لأصحابک.» البته در برخی نقل‌ها آمده که امام در حال بیدارکردن مردم براى نماز، یا در مدخل ورودی مسجد مورد حمله قرار گرفت. اهل مسجد صداى حضرت را شنیدند و بسوى محراب دویدند، و امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام را دیدند که در محراب خونین افتاده. حضرت را برداشتند، رداى مبارکش را بر سرش بستند، حضرت خون سر خود را بر محاسن مبارکش کشید و فرمود: «این آن‌است که خدا و رسول مرا وعده داده‌بودند، راست گفتند خدا و رسول.» امام حسن و امام حسین با اندوه زیاد نزد پدر آمدند. امیرالمؤمنین امام حسن را به جاى خود گذاشت که با مردم نماز گزارد و خود با وجود زخم عمیقی که در سر داشت نمازش را نشسته تمام کرد و در هنگام نماز از شدت ضعف به چپ و راست متمایل می‌شد 📚منبع منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج۱، ص ۴۱۳ جلاء العيون، علامه مجلسی، ص ۳۴۱ ........... راوی گفت: حضرت زینب و حضرت ام کلثوم بر سر بالین حضرت آمدند و ناله سر دادند و گفتند: «پدر جان چه کسی کودکان را سرپرستی کند تا بزرگ شوند؟ و چه کسی سرپرستی بزرگترها در بین مردم بر عهده گیرد؟ پدر جان اندوه ما بر تو بزرگ و اشک‌هایمان قطع نمی‌شود.» آنگاه مردم از پشت اتاق صدای گریه و ناله سر دادند و در آن هنگام اشک از چشمان حضرت امیرالمؤمنین(ع) جاری شد و نگاهش را برگرداند و به اهل‌بیت و فرزندانش نگاه کرد، سپس حضرت امام حسن و حضرت امام حسین را صدا کردند و ایشان را به آغوش گرفتند و بوسیدند و مدت طولانی بیهوش شدند سپس .به هوش آمدند رسول خدا نیز همین احوال را داشتند ایشان نیز لحظه‌ای بیهوش می‌شدند و لحظه‌ای به هوش می‌آمدند چون مسموم گشته بودند. هنگامی‌که حضرت به هوش آمدند حضرت امام حسن کاسه شیری به ایشان دادند. حضرت امیرالمومنین مقداری از آن را نوشیدند و از باقی آن صرف‌نظر کردند و فرمودند: «بقیه را به اسیر خود بدهید.» و به امام حسن فرمودند: «پسرکم به حقی که نسبت به تو دارم قَسَمت می‌دهم که طعام و شراب او را نیکو گردانید و تا موقع مرگم با او مهربانی کنید و از آنچه می‌خوريد و می‌نوشید به او بدهید تا بخشنده‌تر از او باشید.» آنگاه شیر را به او دادند و از محبتی که حضرت امیرالمومنین در حقش انجام داده‌بود آگاهش ساختند. ملعون کاسه شیر را گرفت و نوشید.(۲) 📚منبع بحار الانوار، علامه مجلسی، ج ۴۲، ص ۳۱۴