.
#مناجات
#بیانات_گفتاری
💔 خدایا!
ما نمیفهمیم چقدر وابستگی به دنیا برامون بده؛
اگر هم بفهمیم، زورمون به دنیا نمیرسه.
تو که حواست به ما هست،
تو که ما رو دوست داری،
تو که همهکارۀ مایی،
تو که هرچی بخوای همون میشه،
تو که فقط تو باید بخوای تا بشه،
تو بیا و غل و زنجیر این دنیا رو از دست و پای ما باز کن؛
تو بیا و میل به دنیا رو در ما از بین ببر؛
تو بیا و دل ما رو با عشق خودت آباد کن ...
#گریز_مناجاتی
..............
#امام_علی
الا ای تیرگی های شب ای خاموشی صحرا
زمین ها آسمانها کهکشان ها گوش سر تا پا
ببینید از دل بشکسته آوای که می آید
که نزدیک است بنیاد فلک را بر کند از جا
کدام افتاده از پائی به خاک تیره افتاد
که گوئی خاک ، معشوق است و او چون عاشقی شیدا
به پای نخل های کوفه اشک کیست میبارد ؟
که آب از چشمه چشمش بنوشد نخله خرما
به گرد نخل ها در ظلمت شب گشتم و دیدم
امیر المومنین را محوذات خالق یکتا
نه خوش از حجیم و نی هوای جنتش بر سر
نه در افسوس دیروز و نه در اندیشه فردا
ز خشم افکنده بر اعضای دنیا لرزه و گوید
که ای دنیا چه خواهی از علی عالی اعلا
منه پوسیده دامت را به زیر پنجه شاهین
میفشان دانه های پوچ خود را جانب عنقا
تو و این خط و خال و عاشقان سینه چاک تو
من و این اشک و آه و ناله و بیداری شب ها
من از آغاز عمر خود طلاق دائمت گفتم
ز چشم دورتر شو دور ، غری غیری ای دنیا
نه سیراب از تو می گردند بلکه تشنه تر گردند
اگر ریزی به کام تشنگان خود و صد دریا
خدا داند ز کل گنج هایت دوست تر دارم
که طفلی بی پدر لب وا کند گوید به من بابا
بگرد ای آسمان دیگر نیابی رهبری چون من
که با اشک فقیری شهریاری کند سودا
به روز از تیغه شمشیر او خون عدو ریزد
به شب از چشم گریانش ببارد اشک در صحرا
ندارم بیم خیزد گر همه عالم به جنگ من
ولی از گریه طفل یتیمی لرزدم اعضا
اگر با حلقه های آهنینم سخت بر بسته
کشانندم به اوج کوه ها بر سخره صما
و گر از سیم و زر پر گردد این گردون و گویندم
که از آن تو دنیا و تمام هست آن یکجا
به مزد اینکه گیرم دانه ای را از دم موری
به حق حق نیازارم ز خود مور ضعیفی را
امیر مومنان و ظلم بر افتادگان هرگز
علی مرتضی و رنج بر بیچارگان حاشا
با مهر و وفا مردم زمن دیدند بی وقفه
بی در پاسخم جور و جفا کردند بی پروا
میان دوستان خود چنان تنهای تنهایم
که شب با چاه ، دور از چشم یاران میکنم نجوا
از آن کودک که دارد شوق بر پستان مام خود
علی را مرگ خوشتر با چنین غم های جان فرسا
چه شب هائی که نان دادم به سائل ها و بشنیدم
که می گفتند یا رب از علی برگیر داد ما
نه آن سائل مرا بشناخت در دامان تاریکی
نه من در نزد او کردم برایش نام خود افشا
تو هم دنیا چو آن سائل مرا نشناختی هرگز
که خون کردی دل زار مرا پیوسته بی پروا
تو ، بین دشمنان ، دست توانای مرا بستی
تو حقم را گرفتی و نهادی در کف اعدا
تو فرزند مرا در بین آن دیوار و در کشتی
تو پیش چشم من سیلی زدی بر صورت زهرا
تو دست ظلم بگشودی زدی برخانه ام آتش
تو تنها حامیم را پشت در انداختی از پا
ز من مخفی مکن ای چرخ دون پرور که می دانم
همین شب ها به خون سر شود مظلومیم امضا
همین شب ها به محراب دعا در مسجد کوفه
به خاموشی گراید مشعل تابنده تقوی
مکن مخفی زمن دنیا که خود آگاهم و دانم
شود فرقم دو تا در راه ذات خالق یکتا
همین شب ها چو شب های سیاه مسجد کوفه
شود در ماتمم نیلی لباس زینب کبری
علی از شدت عدل و مروت کشته شد (میثم)
که جاوید است تا صبح قیامت عدل آن مولا
#استاد_سازگار ✍
دعای قرآن به سر.mp3
41.4M
#مراسم_گذاشتن_قرآن_بر_سر
مداح : #کربلایی #یاسین_زندی
#احیا #شب_بیست_و_سوم_رمضان ۱۴۴۴
پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴٠۲
rozeh2.haji hanifi.mp3
15.41M
۱🎙 #روضه_شب_قدر
حجتالاسلام #محسن_حنیفی
📝 شمشیر اومدی ...
#زمزمه
#ضربت_خوردن
#امام_علی علیه السلام
#عبدالله_باقری
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
شمشیر! اومدی ولی چرا دیر اومدی
شمشیر! حالا که علی شده پیر اومدی ۲
کاش روزی که
صبر من دستامو بست میومدی
کاش روزی که
غرور علی شکست میومدی
کاش روزی که
فاطمه به خون نشست میومدی
دیر اومدی ، دیر اومدی
قبل تو داغ عزیزم من و از پا انداخت
قبل تو میخ دری کار حیدر رو ساخت ۲
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
شمشیر! زهرتو ریختی دیگه کوتاه بیا
شمشیر! کربلا با دل زینب راه بیا ۲
توی گودال
جلو زینب دیگه شر به پا نکن
توی گودال
بیشتر از حدِّ خودت جفا نکن
توی گودال
جای زخم نیزه ها رو وا نکن
کوتاه بیا ، کوتاه بیا
نذا دادِ زینبش تا خیمهها برسه
بذا سهمی از تنش به بوریا برسه ۲
.
#زبانحال_مولا_با_حضرت_زهرا
شرمنده ام که خانه ی اَمنی نداشتم
مریضه ای که شفا می دهد، جواب شده است
فلک به روی سر مرتضی خراب شده است
نفس کشیدن زهرا چقدر قیمتی است
که قدر جان علی، هر نفس حساب شده است
پناه عالمیان حیدر است، اما او
پرش شکسته، پناه ابوتراب شده است
نخی ز چادر او آفتاب شد، اما
غبار، در پی آزار آفتاب شده است
غبار بر روی چادر نشست در کوچه
غبار قاتل خورشیدِ در حجاب شده است
برای صورت او برگ گل ضرر دارد
همان کسی که به او حوریه خطاب شده است
صداق فاطمه را شرم مرتضی پرداخت
برای دادن مهرش، چقدر آب شده است
دلیل شرم علی بال زخمی زهراست
دلیل شرم علی قصه طناب شده است
دو دست دختر او را طناب بعداً بست
امان؛ مسير غزل مجلس شراب شده است
شاعر:#حجت_الإسلام_محسن_حنیفی✍
rozeh1.haji hanifi.mp3
17.86M
۱🎙 روضه حجتالاسلام محسن حنیفی
📝 روزگارم با غلامی علی سر می شود
rozeh payani.haji hanifi.mp3
2.21M
۱🎙 روضه پایانی حجتالاسلام محسن حنیفی
📝 یا فتیان بنی هاشم ...
rozeh payani.haji hanifi.mp3
3.05M
🎙 #روضه_پایانی حجتالاسلام #محسن_حنیفی
📝 افطارها به کام دلم تلخ می شود
CamScanner ۰۴-۰۹-۲۰۲۳ ۲۰.۵۸.pdf
395.8K
✅امیرالمومنین را داخل گلیمی به منزل آوردند
✅نجوای دختران امیرالمومنین با ایشان
📚ریاض الشهاده محمدحسن قزوینی جلداول ص۶۰۲
#شب_قدر #شب_نوزدهم_رمضان
.
#نجف #امام_علی #امیرالمؤمنین
در کتاب اسرار السلاطین از کتب خطی خزانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) نقل است که:
نادر شاه وزیری شیعه به نام میرزا مهدی خان منشی استرآبادی داشت. بعد از آنکه نادرشاه کشور هندوستان را فتح کرد وزیر شیعی خود را خواست ، وزیر از نادرشاه درخواست سفر به عتبات مقدسه در عراق را کرد. زمانی که نادر شاه خواسته وزیر را شنید آن را مسخره کرد و به استهزاء گرفت و به او گفت:
شما شیعه مردگان را می پرستید، کسی که صدها سال است از این دنیا رفته است آیا می روید سر قبر او و به او سلام می کنید؟
میرزا مهدی وزیر گفت:
شکی در ظاهر نیست که او رحلت کرده است ولیکن آنها کارهایی می کنند که از عهده زنده برنمی آید و این مردم همیشه معجزات و کرامات آنها را می نویسند. و از دلایل این حرف یکی از کرامات پدرش مولا امیرالمومنین علی(ع) سلطان نجف است که حیوان نجس العین نزدیک به مقام پاک او نمی شود و عجیب تر اینکه خمر به نزدیک مقام پاک او نمی رسد مگر اینکه فاسد می شود و تبدیل به سرکه می گردد و خاصیت مستی اش را از دست می دهد.
زمانی که نادرشاه این حرف را شنید گفت:
اگر چنین باشد که شما می گویید من با تو می آیم تا این کرامت و معجزه را تماشا کنم.
بعد از آن نادرشاه، به سمت عراق حرکت کرد وقتی به نزدیک حرم امیرالمومنین علی(ع) رسید شیشه ای را که در آن خمر بود و آن را محکم بسته بود خارج کرد و دید بوی سرکه از آن متصاعد می شود پس، آن را باز کرد و طعمش را چشید و دید که به سرکه تبدیل شده است ، بعد سگی را خواست که به نزدیکی حرم مطهر امیرالمومنین(ع) وارد کند هر چه کوشید نتوانست و سگ اصرار داشت که از جایش حرکت نکند پس زنجیری به گردن او بستند و او را کشیدند تا اینکه زنجیر پاره شد و نتوانستند آن را وارد منطقه ای که محیط به حرم شریف بود وارد کنند.
وقتی نادرشاه این معجزات و این کرامات بزرگ را دید برای مولا خاشع و خاضع شد و گفت من چون این کرامت آشکار را دیدم از شما می خواهم مرا با زنجیر آهنی که سگ را به آن بسته بودید ببندید تا وارد ضریح مولا امیرالمومنین بشوم. مردم کار نادرشاه را تصدیق نکردند و گمان کردند دیوانه شده است و بعد از آن روشن شد که او هیچ باکی ندارد و بعد از لحظاتی مرد غیر آشنایی آمد، با هیبت بود و به نادرشاه نزدیک گردید و زنجیر طلا را به گردن نادرشاه گذاشت و او را به سوی قبر امیرالمومنین(ع) کشاند، چون به قبر مطهر رسید تا خشوع و ترس و ادب وارد شد و تاجی که از پادشاهان به او ارث رسیده بود و قیمتش خیلی زیاد بود آن روز به روی ضریح گذاشت و گفت:
تو پادشاهی ای سید من و ای مولای من و من یکی از بندگان کوچک تو هستم و طمع دارد که سگ در خانه ات باشم.
کلب درگاه امیرالمومنین نادر قلی
آنکه در هرکار امیدش به توفیق خداست
ندیم نادرشاه چون دید شراب تبدیل به
سرکه شده بالبداهه این شعر را سرود :
در خاک نجف«ندیم»آسوده بخواب
اندیشه مکن ز پرسش روز حساب
جایی که بدل به سرکه گردد می ناب
بی شبهه گنه شود مبدل به ثواب
.
#کرامات
.