rozeh payani.haji hanifi.mp3
2.21M
۱🎙 روضه پایانی حجتالاسلام محسن حنیفی
📝 یا فتیان بنی هاشم ...
rozeh payani.haji hanifi.mp3
3.05M
🎙 #روضه_پایانی حجتالاسلام #محسن_حنیفی
📝 افطارها به کام دلم تلخ می شود
CamScanner ۰۴-۰۹-۲۰۲۳ ۲۰.۵۸.pdf
395.8K
✅امیرالمومنین را داخل گلیمی به منزل آوردند
✅نجوای دختران امیرالمومنین با ایشان
📚ریاض الشهاده محمدحسن قزوینی جلداول ص۶۰۲
#شب_قدر #شب_نوزدهم_رمضان
.
#نجف #امام_علی #امیرالمؤمنین
در کتاب اسرار السلاطین از کتب خطی خزانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) نقل است که:
نادر شاه وزیری شیعه به نام میرزا مهدی خان منشی استرآبادی داشت. بعد از آنکه نادرشاه کشور هندوستان را فتح کرد وزیر شیعی خود را خواست ، وزیر از نادرشاه درخواست سفر به عتبات مقدسه در عراق را کرد. زمانی که نادر شاه خواسته وزیر را شنید آن را مسخره کرد و به استهزاء گرفت و به او گفت:
شما شیعه مردگان را می پرستید، کسی که صدها سال است از این دنیا رفته است آیا می روید سر قبر او و به او سلام می کنید؟
میرزا مهدی وزیر گفت:
شکی در ظاهر نیست که او رحلت کرده است ولیکن آنها کارهایی می کنند که از عهده زنده برنمی آید و این مردم همیشه معجزات و کرامات آنها را می نویسند. و از دلایل این حرف یکی از کرامات پدرش مولا امیرالمومنین علی(ع) سلطان نجف است که حیوان نجس العین نزدیک به مقام پاک او نمی شود و عجیب تر اینکه خمر به نزدیک مقام پاک او نمی رسد مگر اینکه فاسد می شود و تبدیل به سرکه می گردد و خاصیت مستی اش را از دست می دهد.
زمانی که نادرشاه این حرف را شنید گفت:
اگر چنین باشد که شما می گویید من با تو می آیم تا این کرامت و معجزه را تماشا کنم.
بعد از آن نادرشاه، به سمت عراق حرکت کرد وقتی به نزدیک حرم امیرالمومنین علی(ع) رسید شیشه ای را که در آن خمر بود و آن را محکم بسته بود خارج کرد و دید بوی سرکه از آن متصاعد می شود پس، آن را باز کرد و طعمش را چشید و دید که به سرکه تبدیل شده است ، بعد سگی را خواست که به نزدیکی حرم مطهر امیرالمومنین(ع) وارد کند هر چه کوشید نتوانست و سگ اصرار داشت که از جایش حرکت نکند پس زنجیری به گردن او بستند و او را کشیدند تا اینکه زنجیر پاره شد و نتوانستند آن را وارد منطقه ای که محیط به حرم شریف بود وارد کنند.
وقتی نادرشاه این معجزات و این کرامات بزرگ را دید برای مولا خاشع و خاضع شد و گفت من چون این کرامت آشکار را دیدم از شما می خواهم مرا با زنجیر آهنی که سگ را به آن بسته بودید ببندید تا وارد ضریح مولا امیرالمومنین بشوم. مردم کار نادرشاه را تصدیق نکردند و گمان کردند دیوانه شده است و بعد از آن روشن شد که او هیچ باکی ندارد و بعد از لحظاتی مرد غیر آشنایی آمد، با هیبت بود و به نادرشاه نزدیک گردید و زنجیر طلا را به گردن نادرشاه گذاشت و او را به سوی قبر امیرالمومنین(ع) کشاند، چون به قبر مطهر رسید تا خشوع و ترس و ادب وارد شد و تاجی که از پادشاهان به او ارث رسیده بود و قیمتش خیلی زیاد بود آن روز به روی ضریح گذاشت و گفت:
تو پادشاهی ای سید من و ای مولای من و من یکی از بندگان کوچک تو هستم و طمع دارد که سگ در خانه ات باشم.
کلب درگاه امیرالمومنین نادر قلی
آنکه در هرکار امیدش به توفیق خداست
ندیم نادرشاه چون دید شراب تبدیل به
سرکه شده بالبداهه این شعر را سرود :
در خاک نجف«ندیم»آسوده بخواب
اندیشه مکن ز پرسش روز حساب
جایی که بدل به سرکه گردد می ناب
بی شبهه گنه شود مبدل به ثواب
.
#کرامات
.
واحد - حیدر امام ما و حیدر امام قنبر.mp3
4.25M
#واحد امیرالمؤمنین
حیدر امام ما و حیدر امام قنبر
#حاج_مهدی_سلحشور 🎤
#محسن_ناصحی ✍
حیدر امام ما و حیدر امام قنبر
قنبر غلام حیدر، ما هم غلام قنبر
خدمت به مرتضی را لایق نبود هرکس
مرغ سعادت اما پر زد به بام قنبر
او احترام دارد از احترام مولا
ما احترام داریم از احترام قنبر
هرکس به رتبه ی خود جایی مقام دارد
او زیر پای حیدر ما زیر گام قنبر
از شیعیان زهرا، زن ها به فضه معروف
از شیعیان مولا، مردان به نام قنبر
وقتی سلام حیدر در شهر بی جواب است
می شد دل علی شاد از یک سلام قنبر
القصه ما کجا و درک مقام مولا
مائیم و آرزوی درک مقام قنبر
#امام_علی
.
.
#وداع_با_ماه_رمضان
با مدد از لسان الغیب
عاشقان ماه مناجات و دعا آخر شد
ماه مهمانی حق ، ماه عطا آخر شد
می رود نهر به نهر آب بقا برخیزید
ماه نوشیدن این آب بقا آخر شد
گرچه غفران الهی همه دم هست ولی
ماه بخشندگی جرم و خطا آخر شد
ماه پر فیض صیام آمده پایان یاران
کرم و لطف خداوند کجا آخر شد
در تقرب به خدا بود دل ما ، افسوس
ماه شبهای دل انگیز خدا آخر شد
ماه شبهای مناجات و عبادات گذشت
ماه شبهای پر از شور و نوا آخر شد
آخرین بار " ابو حمزه " بخوانید امشب
مجلس شورِ دعاهای شما آخر شد
روزی از عرش فراخوان عبادت دادند
آمد از عرش دگر باره ندا ، آخر شد
رفت ماه رمضان ، ماه بهار دل ها
فصلی از تابش انوار صفا آخر شد
عید فطر آمد و آورد پیامی ما را
کس نپرسد سحر عشق چرا آخر شد
کربلا چهره ای از آینه بر خاک نشست
گوئیا عمر همه آینه ها آخر شد
تا که سرها به سر نیزه بر آمد گفتند
عمر گلها همه در کرب و بلا آخر شد
بغض فریاد مرا "یاسر" دل خسته نوشت
آه ای عالمیان عهد و وفا آخر شد
. . . . . . .
#حاج_محمود_تاری «یاسر»✍
#وداع_با_رمضان
#عید_فطر
.
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
۱🎙 #روضه_شب_قدر حجتالاسلام #محسن_حنیفی 📝 شمشیر اومدی ... #زمزمه #ضربت_خوردن #امام_علی علیه السل
#زبانحال_مولا_با_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
مانند غنچه سر به گریبان گرفته ام
در بین باغ گوشه هجران گرفته ام
بر زانوان بی کسی ام سر گذاشتم
از دوری توکلبه احزان گرفته ام
بی افتاب روی تو روزم سیاه شد
باقی عمر شام غریبان گرفته ام
خانه نشین شدم که کمی مادری کنم
جای تو در بغل سر طفلان گرفته ام
در پیش بچه های تو گریه نمی کنم
این بغض را چو میله زندان گرفته ام
با گریه میخ را ز در آورده ام برون
از چشم خویش خار مغیلان گرفته ام
یادش به خیر زندگی ام رو به راه بود
با گریه پشت دست به دندان گرفته ام
شرمنده ام که خانه امنی نداشتم
شرمنده ام که رخ ز عزیزان گرفته ام
#موسی_علیمرادی✍
................
.
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#شام_غريبان
یادش بخیر فاطمه جانم قدیمها
ماقبلِ آن که بشکند اینجا حریمها
یادش بخیر دخترعمو خانه داریات
با آن نشاط از دل من غمگساری ات
یادش بخیر عطر تو در خانه پخش بود
در خانه راه رفتنت آرام بخش بود
یادش بخیر بی سحری روزه داریات
در روزهای سختِ علی ،بردباریات
یادش بخیر شادی و بازی بچه ها
دورت حسین و زینب و کلثوم و مجتبی
یادش بخیر وقت سخن روبروی تو
تو گرم گفتگو و منم محو روی تو
یادش بخیر از پدرت خواستگاریات
دوران نوجوانی و فصل بهاری ات
یادش بخیر نان معطر به بوی تو
آن سفره و نشستن من روبروی تو
یادش بخیر لذت شش ماه انتظار
رخت و لباس دوختنت بهر آن نگار
یادش بخیر شادی روز غدیر تو
اما چه زود خانه نشین شد امیر تو
یادش بخیر گرچه که خیری ندیده ای
ای سرو قامتی که دگر قد خمیده ای
من را ببخش بهر تو گر ،کم گذاشتم
((شرمنده ام که خانه اَمنی نداشتم))
#محمدمهدی_شفیعی✍