eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
اهل بیت کجای دین ما قرار دارند؟ وسط دین_ تخریب قبور ائمه بقیع.pdf
163.7K
🌀اهل بیت کجای دین ما قرار دارند؟ 🏴مناسبت:ایام 🏴 🔻در شب تخریب قبور ائمه بقیع، این سوال در ذهن اانسان نقش می بندد که چرا تخریب؟ 🔻چرا همیشه آن قسمتی از دین آسیب می خورد چه از درون جامعه دینی چه از ناحیه دشمنان خارجی، که ربطی به اولیاء دین دارد؟
. لشکر دو نفره به کربلا رسید 🔘 من که باشم که سلامم برساند "زینب" که مرا خاک رَهَش کاش بداند "زینب"... ⚡️لحظات وصول حبیب‌بن‌مظاهر به قافله سیدالشهداء علیه‌السلام... نقل کرده‌اند: وقتی که حبیب بن مظاهر نزدیک به خیمه‌ها شد، ترَجَّلَ عَن جَوادِه، و جَعلَ يُقبّلُ الأرضَ بَينَ يَديه و هُوَ يَبكي 🔻از اسب پیاده شد‌ و به خاک افتاد و زمینِ پی‍شِ‌پای سیدالشهداء علیه‌السلام را می‌بوسید و گریه می‌کرد. همین‌گونه پیش آمد تا اینکه ایستاد و دست مبارک حضرت را بوسید و بر امام علیه‌السلام و اصحاب آن حضرت سلام کرد و آن‌ها نیز جوابش را دادند. صدای اصحاب از آمدن حبیب به زینب کبری "سلا‌م‌اللّه‌علیها" رسید و به آن حضرت گفتند که حبیب بن مظاهر آمده است. زینب کبری "سلام‌اللّه‌علیها" فرمودند: اِقرَأُوهُ مِنّي السّلامَ. 🔻از جانب من به او سلام برسانید. فَلمّٰا بَلّغَوهُ سَلامَها لَطمَ عَلٰى وَجهِهِ و حَثَّى التّرابَ علٰى رأسِه و قال: 🔻وقتی‌که سلام زینب کبری "سلام‌اللّه‌علیها" را به حبیب رساندند، به صورتش لطمه زد و بر زمین نشست و خاک بر سر می‌ریخت و می‌گفت: أنا مَن أكونُ حَتّى تُسَلِّمَ عَليَّ بنتُ أميرِالمؤمنين عليه‌السّلام. 🔻من که باشم که دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام به من سلام برساند؟! 📚 أسرار الشّهادة، ص۳۹۶ 📚 معالي السّبطين، ج۱ ص۳۷۰. حبیب و مسلم بن اوسجه با هم از کوفه به کربلا آمدند .
نماهنگ اللهم انا نشکو الیک_۲۰۲۳_۰۴_۲۵_۱۹_۳۵_۵۴_۵۱۶.mp3
2.85M
‍ . 🎤 اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا غیبه ولینا کثرة عدونا و قلة عددنا آقا بیا آقا بیا به کی شکایت ببرم به کی بگم دردامو جوونیمم رفت و هنوز من ندیدم آقامو أین الطالب بدم المقتول بکربلا ... نور میبینم خیمه ات رو دارم از دور میبینم آه میبینم سر در خیمه ات پرچم سیاه میبینم آه میبینم ... دیگه راهی نمونده هی خودم رو میکشونم دستم رو بگیر بتونم که خودم رو برسونم أین الطالب بدم المقتول بکربلا ...
9.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 تهیه مجلس برای چهارده معصوم ۰۱ شروع با بسم الله ۰۲ عرض ارادت و اشعار امام زمان ۰۳ تعیین مناسبت ۰۴ شعر مناسبت ۰۵ مقدمه روضه(ایجاد پل ارتباطی بین شعر و روضه) ۰۶ بیان اصل روضه ۰۷ گریز به کربلا ۰۸ سینه زنی ۰۹ مناجات و دعای پایانی مجلس 🎤 شامل هشت بخش می باشد. 🔹بخش اول: آموزش صدا سازی و بهداشت حنجره. 🔸بخش دوم: آموزش زمزمه و زمینه خوانی. 🔹بخش سوم: آموزش نوحه خوانی. 🔸بخش چهارم: آموزش ادعیه و زیارات. 🔹بخش پنجم: آموزش شعرخوانی و روضه خوانی. 🔸بخش ششم: آموزش تهیه مجلس دهه محرم، مصائب کوفه، شام و اربعین. 🔹بخش هفتم: آموزش تهیه مجالس معصومین علیهم السلام. 🔸بخش هشتم: آموزش دستگاههای آواز. مبنای آموزش در این کتاب و سپس است، و دانشپذیران الگوهای آموزشی را با گوش دادن و همخوانی، فراگرفته و با حفظ نمودن اشعار، نزد استاد به خواندن می پردازند. همین طور که مشخص است این کتاب طوری طراحی شده است که تاحدی از مقدمات معرفتی، تربیتی، بصیرتی و مهارتی مورد نیاز علاقمندان به ستایشگری را در اختیار آنان قرار می دهد، تا مبنایی باشد برای تحقیق و مطالعه بیشتر در این زمینه ها. 🎤 دوستانی که تمایل دارند رو تهیه کنند در پیام‌رسان ایتا به این شماره پیام ارسال کنند 09127797249 آقای سید عباس موسی کاظمی
ع زمانى كه حضرت مسلم را بالاي دارالعماره بردند در حال ذكر گفتن بود ،ديدند از گوشه ى چشمش اشك جارى است ،گفتند پسر عقيل اگر شجاعى را مي خواستند مثال بزنند نام تو را مي بردند، چه شده گريه مي كني؟ فرمود گريه ى من براى خودم نيست براى اون آقايي است كه بهمراه خانواده اش عازم اينجاست. راوى مي گه قبل از شهادت ذكرش عوض شد دائما مي فرمودند السلام عليك يا ابا عبدالله وقتى مسلم ابن عقيل عليه السلام را با لب تشنه به شهادت رساندند ، بدن مطهرش را ميان كوچه هاى كوفه انداختند و اولين سري كه قبل از سر امام حسين بالاى نيزه رفت سر مطهر حضرت مسلم بود . ?گريز روضه اينجاست همه مي دانيم هر سلامى جوابي دارد حضرت جواب سلام مسلم رو داد اونم تو گودال قتلگاه بود، راوى مي گه بدن پاره پاره شده بود تا جايي كه نمي توانست بلند شود ، تكيه زد به نيزه ى غريبي روى دو كنده ى زانو بلند شد ، خون تمام بدن رو گرفته ، همه ى اصحاب روى زمين افتادند يك وقت صدا زد ( يا مسلم ابن عقيل يا هانى ابن عروه ، يا زهير ...) فَقوموا عَن نَومَتِكُم ايها الكِرام اي ياران حسين بلند شيد ببينيد حسين تنها شده يه جمله فرمود دل عالم و آدم رو سوزاند اِدفَعوا عَن حرمِ رسولِ الله يا حسين يا حسين يا حسين لا حول ولا قوة الا باالله العلى العظيم منابع الارشاد ج٢ ص ٦٣ سوگنامه آل محمد ص١٧٨
گریزهای مداحی روضه حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام تا ریختند تو خونه ی طوعه، (مقتل ا لحسین مرحوم ذهنی) مسلم رو به طوعه صدا زد: مادر ! شمشیر من را بدید، لباس رزم پوشید تا آماده شد، طوعه گفت: آقاجان ! فکر کنم خودتون را آماده ی مرگ کردید، راه چاره ای ندارید، فرمود بله راهی ندارم … . این صحنه آدم را یاد اون لحظه می اندازد که ابی عبدالله برای وداع آخر از خیمه بیرون آمد، لباس رزم پوشیدند، فرمود: زینب جان ! شمشیر من را بیاور، بی بی رو کرد به بردار، صدا زد: حسین جان ! کاَنَّ آماده ی مرگ شدی، داری می ری؟ فرمود: زینب جان ! راهی غیر این ندارم، امام حسین (علیه السّلام) از خیمه روانه شد، زن و بچه از خیمه بیرون آمدند، دور و بر بابا رو گرفتند، یکی می گه بابا ما را به دست کی می سپاری … . دید مرکب حرکت نمی کنه، دید سکینه پای اسب را بغل کرده، بابا با دختر مسلم چه کردی؟ من هم دارم یتیم می شم … . منبع:کتاب گلواژه های روضه ************** گریزهای مداحی روضه حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام (زبانحال) از سرشب تا صبح دور مسلم می گشت، می گفت تو چقدر بوی حسین می دهی، وقتی ریختند مسلم را دستگیر کردند، خیلی غم تو دل این پیرزن نشست، بردند جناب مسلم را دارالاماره برای شکنجه، سر مسلم را از بدنش جدا کردند، بدن بی سرش را از دارالاماره انداختند رو زمین، طوعه داره تو کوچه دنبال مسلم می گرده، مواجه شد با بدن بی سر که پاهاش را به اسب بستند و تو کوچه ها می کشند، خیلی غصه خورد، این مهمون من بود، چرا اینجور کردند، باید خودش بگه مهمون یه شبه ی من بود، خونه ی من بود، خونه ی من را نورانی کرد، بی دعوت اومد، ولی کاری کرد که من حسینی باشم. می خوام بگم این اولین مهمون یه شبه ی کوفه نبود، یه خانم دیگه هم دید تو کوفه از تنور خونش نور بلند می شه، خدایا تو خونه ی من چه خبره، چی شده، اومد جلو، درِ تنور را برداشت، دید یه سر بریده است، یه مرتبه دید یه صدایی داره می یاد، صدای مادرانه است، هی داره می گه پسرم منبع:کتاب گلواژه های روضه *************** گریزهای مداحی روضه حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام دید از راه دور، دو نفر از سمت کوفه می آیند، صداشون کرد، آقا سلام کردند، جواب سلام را دادند، فرمودند: از کوفه چه خبر؟ گفتند: آقا ! خبری داریم اگر صلاح بدانید در خفا بگیم، آقا فرمودند: ما غریبه ای نداریم همین جا بگویید، گفتند: داشتیم از کوفه بیرون می آمدیم، دیدیم شهر شلوغه، دیدیم یه بدنی را مثله کردند، سرش را بریدند، دست ها را بریدند، بدن پاره پاره، دیدم طناب بستند و می کشند، گفتیم این بدن کیه؟ با کافر این کار را نمی کنند؟ پیغمبر مگر نفرمود: بدن را مثله نکنید، گفتند: این بدن مسلم بن عقیل است. اما با بدن مسلم هر کاری کردند، دیگه زیر سم اسب نگذاشتند، اومدند گفتند: امیر به ما بیشتر پاداش بده، ما یه کاری کردیم که دیگران نکردند، بیشتر پاداش می خواهیم، مرکب ها را همه نعل تازه زدیم و اینقدر بر بدن حسین (علیه السّلام) تاختیم … منبع:کتاب گلواژه های روضه ***************** گریزهای مداحی روضه حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام راوی نقل می کند: وقتی خبر شهادت مسلم (علیه السّلام) را به امام زمان دادند، آقا دست رو دست گرفت، فرمود لاخیر بعدک یا مسلم ! بی خود نبود اول تا به نیزه ی غریبی تکیه داد، اول گفت کجایی مسلم ! مقامش را ببین،؟ امام زمان کجا ظهور می کند؟ از کعبه، حکومتش را کجا تشکیل می دهد؟ مسجد کوفه محل دفن مسلم عقیل است، اینقدر عظمت داره … . منبع:کتاب گلواژه های روضه *************** گریزهای مداحی روضه حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام امشب خود فاطمه (سلام الله علیها) تو رو دعوت کرده، بهت گفته پاشو بیا روضه ی حسین (علیه السّلام)، اگه کربلا می خوای بیا، پسر من روضه خون می خواد، اگه مریض داری بیا … آخه مدینه هر چی درها را زد، یه نفر در را باز نکرد، ای کاش فقط در را باز نمی کردند، اومدند به علی گفتند از صدای فاطمه خسته شدیم بگو بره تو بیابونا گریه کنه … اما بازم مردم مدینه، از اول در را باز نکردند، می دونی اما وای از کوفیا، اول دست محبت دادند بعد همه مسلم را تنها گذاشتند چقدر دو رنگی و پستی، خودشون نامه نوشتند بیای، زن و بچتم با خود بیار … . آری محبت نشونه می خواد، نمی تونی بگی من عاشق ولیّم ، ولی قیمتش را ندی … . منبع:کتاب گلواژه های روضه .
مداحی_آنلاین_تو_التهابه_و_بی_تابه_بنی_فاطمه.mp3
8.39M
‌. 💥سبک: 🎤مداح: 🏴 (ع) 🏴 (ع) تو التهابه و بی تابه تو اضطرابه و بی خوابه فقط رفیقش اینجا انگار میون کوفه نور مهتابه دروغ بود ، تموم نامه ها دروغ بود ، سلام کوفیا شبونه ، می خونه زیر لب دروغ بود پسرعمو نیا نیا که حتی روزاش تاره نیا که کار زینب زاره نیا به خاطر شیر خواره نیا سفیر تو شکسته باله نیا به جان دختر سه ساله خدا نیاره حیرون باشی تو شهر کوفه مهمون باشی غریب که باشی تازه می فهمی چجوری میشه دلخون باشی دروغ بود ، تموم بیعتا دروغ بود ، همه ارادتا یه مَردَم ، نبود کنار من دروغ بود ، پسرعمو نیا نیا ، که قلبشون تاریکه نیا ، که کوچه ها باریکه نیا ، که مرگ من نزدیکه نیا سفیر تو شکسته باله نیا به جان دختر سه ساله از آسمون رسید فریادی تو عاقبت غریب جون دادی تو از بالای کاخ کوفه با صورتت زمین افتادی شلوغ بود ، پر از سر و صدا شلوغ بود ، تموم کوچه ها یه روزم ، رسید تو کربلا شلوغ بود ، کنار قتلگاه میاد ، هنوز صدای ناله حسین ، تو گودی گوداله حسین ، چرا تنت پاماله نیا سفیر تو شکسته باله نیا به جان دختر سه ساله
محرومم اگر کنی ، فَمَن یَرزُقُنی؟! مخذولم اگر کنی ، فَمَن یَنصُرُنی؟! ما جز تو مگر خدای دیگر داریم؟! ماییم و امید بر تو ، با ما چه کُنی؟
منه دربه در چه دری زنم-واحد.mp3
3.14M
( ) منه دربه در، چه دری زنم؟ بانوای من ِدربه در چه دری زنم زدرت اگرتوبرانی ام؟ تواگربه خانه نخوانی ام چه ثمرزمرثیه خوانی ام منم و به گوشۀ مأمنت من وتوشه خوشه زخرمنت چوغبارم و روی دامنت تونشاندی ام نتکانی ام به حضور وخلوت من تویی همه فخر و عزت من تویی تو ولیّ نعمت من تویی پی این و آن ندوانی ام به ره وفا بنشان مرا زمِی وَلا بچشان مرا سوی باوری بکشان مرا که به داورت برسانی ام به نمازم اشک غمت وضو نبرم نیاز به هیچ سو که مرا تو بوده ای آبرو چه به پیری ام چه جوانی ام توصدا وسوز وگدازمن تونوا وشور وحجازمن تو بزن تو زخمه به سازمن بکشان به جامه درانی ام به یقین مرا ز گمان رسان زخطر مرابه امان رسان نه مرا به نان که به آن رسان مگر از خودی برهانی ام نبود مرا به جز ازتوکس همه عزتم زتو هست وبس زشما زدم همه دم نفس تو مگو که من ز شما نی ام! به فدای خشکی حنجرت سربی تنت تن بی سرت به نگاه آخر خواهرت نگهی به سوز نهانی ام من وبیدلی چه تمتعی چه ردیف وبحر وتنازعی زکسی چومن چه توقعی چه به لفظ ها چه معانی ام 📚« کتاب "گلاب وگل " -حاج – ص399 »