eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
📋 جلسه سوم " #سخنرانی ایام اربعین، بین راه نجف به کربلا" 📆 یکشنبه‌ ۱۲ شهریور‌ماه ۱۴۰۲ موضوع: یاد مرگ
. اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد جناب برقی در کتاب «المحاسن، ج 1، ص 62» از وجود نورانی امام مجتبی سلام الله علیه در روایتی طولانی از وجود مبارک پیغمبر آورده اند که حضرت فرمودند: «... وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِه لَا ینْفَعُ عبد [عَبْداً] عَمَلُهُ إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا وَ أَدَاءِ حَقِّنَا . .. قسم به کسی که جان من در دست اوست هیچ بنده ای از عمل خود نفعی نمی برد مگر به واسطه معرفت ما (اهل بیت)و اداء حقوق[1] ما » در این روایت شرط انتفاع از عمل، معرفت اهل بیت و اداء حق آن ذوات مقدسه مطرح است لذا اثبات می کنیم که بکاء بر سید الشهدا سلام الله علیه از جمله مصادیق اداء حقوق اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین است. به روایت جناب زراره رحمه الله از امام صادق سلام الله علیه« مَا مِنْ بَاک یبْکیهِ إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ ع وَ أَسْعَدَهَا[2] عَلَیه هیچ گریه کنی نیست مگر اینکه قطعا(گریه اش)به فاطمه سلام الله علیها رسیده و ایشان را یاری کرده»،گریه هر باکی بر سید الشهداء سلام الله علیه ابتدا به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها رسیده و این بکاء سبب یاری ایشان است و به دنبال آن توسط پیغمبر سلام الله علیه نیز تائید و سبب اداء حق اهل بیت سلام الله علیهم می گردد«وَ وَصَلَ رَسُولَ اللَّه وَ أَدَّی حَقَّنَا [3] و(این اشک)به رسول خدا(نیز)رسیده و(به این وسیله باکی)حق ما را ادا نموده است» [1] مبلغین عزیز حقوق اهل بیت علیهم السلام دارای مصادیق مختلفی از جمله:بکاء،زیارت و... بوده که فی الجمله جهت پژوهش در مورد چیستی آن، به روایت حمزه بن حمران از امام صادق سلام الله علیه «...وَ مَا عِرْفَانُ حَقِّهِ قَالَ یعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ غَرِیبٌ شَهِید...» در جلد دوم من لا یحضره الفقیه، چاپ دوم دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مراجعه فرمائید. [2] أَسعَدَه أَی أَعانه و وفَّقَه (لسان العرب،ج3،ص214) [3] کامل الزیارات، ص: 81 ******* معرفت اخصّ از علم است[1] که نقیض آن انکار است[2]. اداء حقوق اهل بیت سلام الله علیهم موخّر بر معرفت آن ذوات مقدسه است چرا که لازمه این اتیان(اداء حقوق) اولا و بالذات کسب معرفت نسبت به آن ذوات مقدسه است.مرحوم کلینی رحمه الله در جلد اول« الکافی[3] » بابی را به عنوان«مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیه»اختصاص داده و فی الجمله[4] اینکه ضعف یا فقدان معرفت نسبت به اهل بیت علیهم السلام، مانعی عظیم در اداء بخشی از حقوق آنان(بکاء)به شمار می آید. [1] عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق فی اللغة، 1جلد، دار الآفاق الجدیدة - بیروت، چاپ: اول، 1400ق.ص73 [2] العین،.ج2،ص122 [3] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص: 182 .......... آیت الله فاطمی نیا رحمت الله علیه قابل توجه مداحانی ڪه دائم میگن: اهل بیت می آیند توی مجلسِ روضه، باید دانست؛ بلکه اهلبیت صاحب مجالس هستند و بر مجالس ، اشراف دارن... ............. #پ.ن: از امام صادق سلام الله علیه؛ "هیچ گریه کنی نیست مگر اینکه قطعا(گریه اش)به فاطمه سلام الله علیها رسیده و ایشان را یاری کرده»،گریه هر باکی بر سید الشهداء سلام الله علیه ابتدا به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها رسیده و این بکاء سبب یاری ایشان است .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. ایام #رحلت_پیامبر_اکرم ◾️ فاطمه (س) در لحظات آخر عمر پیامبر (ص)؛ شیخ مفید نقل می‌کند سپس بیماری
. 🔳 حسن و حسین علیهماالسلام در آغوش پیامبر(ص)؛ مرحوم صدوق از ابن عباس روایت کرده در آن هنگام حسن(ع) و حسین(ع) با دیده گریان صیحه زنان وارد خانه شدند و خود را بر روی رسول خدا(ص) افکندند، علی(ع) خواست آنان را از آن حضرت جدا سازد که پیامبر(ص) به هوش آمد و فرمود: «ای علی! بگذار من آنها را ببویم و آنها مرا ببویند من از دیدار آنها توشه برگیرم و آنها از دیدار من توشه برگیرند. آگاه باش که این دو فرزند بعد از من ستم‌ها خواهند دید و با ظلم کشته خواهند شد.» سپس سه بار فرمود: «خدا لعنت کند کسانی را که به این دو تن ظلم کند.» 📚منبع کحل البصر، شیخ عباس قمی، ص ۱۹۴ سوگنامه آل محمد(ص)، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۲۱ .............. ◾️ یَومٌ عَلَی صَدرِ النَّبی ... یَومٌ عَلَی وَجهِ الثَّریٰ ... در روایت آمده است: هنگامی که بیماری رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله که به سبب آن به شهادت رسیدند، شدت یافت، ضَمَّ الْحُسَیْنَ علیه السلام إِلَی صَدْرِهِ یَسِیلُ مِنْ عَرَقِهِ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَجُودُ بِنَفْسِهِ وَ یَقُولُ ▪️ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امام حسین علیه السلام را به سینه خود چسبانیده بود. عرق آن بزرگوار در حالی که جان می‌داد بر او فرو می‌ریخت و می‌فرمود: مَا لِی وَ لِیَزِیدَ لَا بَارَکَ اللَّهُ فِیهِ اللَّهُمَّ الْعَنْ یَزِیدَ ثُمَّ غُشِیَ عَلَیْهِ طَوِیلًا وَ أَفَاقَ وَ جَعَلَ یُقَبِّلُ الْحُسَیْنَ وَ عَیْنَاهُ تَذْرِفَانِ وَ یَقُولُ ▪️من با یزید مگر چه کرده‌ام! خدا به یزید، خیر ندهد! پروردگارا یزید را لعنت کن! آن گاه مدت طولانی غش کرد. وقتی به هوش آمد، در حالی که چشمان مبارکش اشکبار بودند امام حسین علیه السلام را می‌بوسید و می‌فرمود: أَمَا إِنَّ لِی وَ لِقَاتِلِکَ مُقَاماً بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ▪️ آیا بین من و قاتل تو نزد خدای متعال محاکمه‌ای خواهد بود. 📚بحارالانوار ج۴۴ ص٢۶۶ ✍ در فقه آمده است که در لحظات احتضار، روی سینه مُحتضر باید سبک باشد و حتی فرموده‌اند که دکمه‌های پیراهن محتضر نیز، بهتر است گشوده شود ... حال چقدر وجود نازنین سیدالشهداء علیه‌السلام، بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله عزیز است که او را در لحظات احتضار خود، بر روی سینه مبارکش جای می‌دهد ... و آن شاعر، چه زیبا و چه جانسوز سرود: یَومٌ عَلَی صَدرِ النَّبی ... یَومٌ عَلَی وَجهِ الثَّریٰ ... ( یک‌روز روی سینه رسول الله جایَت بود و یک‌روز هم بر روی خار و خاشاک بیابان ...) .
. ◼️ مرثیه حضرت زهرا(س) در فراق پیامبر(ص)؛ انس بن مالک می‌گوید: پس از دفن جنازه رسول خدا(ص)، فاطمه (س) با من ملاقات کرد و با اندوهی فراوان فرمود: «ای انس! چگونه دل شما قبول کرد که خاک بر چهره نازنین پیامبر (ص) بریزید؟» سپس با گریه گفت: «ای پدر! آه پدرم! که دعوت حق را اجابت کرد و خداوند او را به نزد خود برد.» از اشعار حضرت زهرا(س) در کنار قبر پیامبر است که می فرمود: «پدر جان! جانم با آن همه غم و اندوه در سینه‌ام حبس شده، ای کاش با همان اندوه‌ها از بدنم خارج می‌شد پدر جان! بعد از تو هیچ خیر و نیکی در زندگی نیست گریه می‌کنم از بیم آنکه مبادا بعد از تو زندگیم طولانی گردد.» 📚منبع بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۹۴ سوگنامه آل محمد(ص)، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۲۳ ............... . ▪️ سخنان پیامبر اکرم (ص) با فاطمه (س)؛ در کشف الغمّه آمده است که: در لحظات آخر عمر زمانی که پیامبر(ص) از شنیدن ناله‌های زار و گریه فاطمه(س) چشم می‌گشاید به دخترش می‌فرماید: «دختر عزیزم تو پس از من مظلوم خواهی بود پس هرکس رشته ارتباط و دوستی با تو را حفظ کند رشته دوستی با مرا حفظ کرده است و هرکس آن رشته را پاره سازد رشته پیوند با مرا گسسته است و هرکسی نسبت به تو انصاف ورزد به من انصاف روا داشته است چرا که تو از منی و من از توام و تو پاره تن و جان من هستی.» 📚منبع زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۴۵ ............ . ♠️ پیراهن پیامبر اکرم (ص) هنگام غسل؛ امیرالمؤمنین (ع) در هنگام غسل دادن پیغمبر(ص) از همان زیر پیراهن او را غسل داد. فاطمه (س) از علی(ع) خواهش کرد که پیراهن پدرم را به من بنما چون پیراهن پدر را بویید بیهوش شد. امیرالمومنین(ع) چون چنان دید آن پیراهن را از فاطمه(س) پنهان کرد. اندوه حضرت زهرا(س) از فراق پیامبر(ص) بسیار بود او مرثیه می‌خواند و به گونه‌ای گریه می‌کرد که از گریه او در و دیوار گریه می‌کرد. آنچنان باران غم و اندوه بر جانم ریخته که اگر بر روزهای روشن می‌ریخت آن روزها مانند شب تیره و تار می‌گردید. 📚منبع بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۲۷۲ زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۵۰ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
📋 جلسه سوم " #سخنرانی ایام اربعین، بین راه نجف به کربلا" 📆 یکشنبه‌ ۱۲ شهریور‌ماه ۱۴۰۲ موضوع: یاد مرگ
. ▪️ گریه رسول خدا(ص) از قبر و قیامت؛ مرحوم ابن شهرآشوب مازندرانی از ابن عباس و سُدی نقل می‌کند که وقتی آیه شریفه: إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ – سوره زمر آیه ۳۰ – نازل شد رسول خدا(ص) فرمود: «ای کاش می‌دانستم چه زمانی اتفاق خواهد افتاد.» سوره نصر نازل شد.‌بعد از نزول آن پیامبر(ص) یا ساکت بود یا تکبیر می‌گفت و یا مشغول قرائت (قرآن) بود و می‌گفت: «سبحان الله و بحمده استغفرالله و اتوب الیه.» در مورد آن عمل از آن حضرت سوال شد فرمود: «بدانید همانا نفسم خبر مرگ مرا می‌دهد.» سپس خیلی شدید گریه کردند. عرض شد یا رسول الله! آیا شما از مرگ گریه می‌کنید؟ در حالی که خداوند گذشته و آینده شما را آمرزیده است (و شما معصوم هستید) قالَ: «فَاَینَ هَوْلُ الْمُطَّلَعِ؟ وَ اَینَ ضَیقَۀ وَ ظُلْمَۀ اللَّحْدِ؟ أَینَ الْقِیامَۀ وَ الاَْهْوالُ؟» پس فرمود: «کجاست (چه می‌شود) سختی‌ها و منازل دشواری که در پیش روست و تنگی قبر و تاریکی لحد چه می‌شود قیامت و ترس‌های آن چه می‌شود؟» (یعنی برای این‌ها گریه می‌کنم) 📚منبع المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۱، ص۲۳۴ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۲، ص ۴۷۱ زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۴۱ .
. 🏴 سفارشات رسول اکرم(ص) به دخترش فاطمه(س) هنگام شهادت؛ علامه مجلسی رحمت الله علیه از تفسیر فرات از جابربن عبدالله انصاری نقل می‌کند رسول خدا(ص) در آن بیماری که از دنیا رفت به فاطمه(س) فرمود: «پدر و مادرم فدایت بفرست دنبال شوهرت که بیاید نزد من.» فاطمه(س) به حسین(ع) فرمود: «برو دنبال پدرت و به او بگو جدم تو را می‌خواهد.» حسین(ع) رفت و او را خواند و امیرالمومنین(ع) آمد و وارد بر رسول خدا(ص) شد. فاطمه(س) نزد آن حضرت بود و می‌گفت: «وای از این غم و اندوه به خاطر غم و اندوه تو ای پدر!» رسول خدا(ص) به او فرمود: «بعد از امروز (در عالم آخرت) دیگر برای پدرت غم و اندوهی نیست. ای فاطمه همانا در مصیبت و ماتم پیامبر گریبان چاک نشود و صورت خراشیده نشود کسی صدا به واویلا بلند نکند.» سپس فرمود: «ای علی! نزدیک من بیا» و علی(ع) نزدیک رفت. فرمود: «گوشَت را جلوی دهان من آور» و علی(ع) چنین کرد. سپس فرمود: «ای برادر آیا سخن خداوند را در کتابش نشنیده‌ای؟» «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» «آنهایی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنها بهترین مخلوقات هستند.» علی(ع) عرض کرد: «آری ای رسول خدا شنیدم» فرمود: «آنها تو و شیعه و پیرو تو هستند که با چهره‌های روشن و نورانی و سیراب شده (در قیامت) خواهند آمد» و آیا نشنیدی قول خداوند را در کتابش که فرمود: « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ » «همانا کفار اهل کتاب -یهود و نصاری- و مشرکین “در آتش جهنم جاودانه و همیشگی‌اند – آنها بدترین مخلوقات هستند» سوره بینه آیات ۶ و ۷ عرض کرد: «آری ای رسول خدا شنیدم» فرمود: «آنها دشمن تو هستند و شیعیان و پیروان آنها در روز قیامت می‌آیند در حالی که تشنه‌اند و بدبخت و معذب در عذاب الهی و کافر و منافق محشور خواهند شد. آن صفات (آیه اول) برای تو و شیعیان توست و این صفات برای دشمنان تو و پیروان آنهاست.» 📚منبع بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۲، ص ۴۵۸ تفسیر فرات، فرات کوفی، ص ۵۸۶ زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۳۹ اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد .
. 🔳 وداع امام رضا (ع) با اهل و عیال خود؛ ابن بابویه به سند معتبر از وشاء روایت کرده است که حضرت امام رضا (ع) فرمود: «چون خواستند مرا از مدینه بیرون آورند، عیال زن و بچه پرشیان احوال خود را جمع کردم و خبر شهادت خود را به ایشان دادم و گفتم: من از این سفر بر نمی گردم، اکنون قیام به عزاداری نمایید و بر من زاری کنید و آب حسرت از دیده خود ببارید پس هر یک از اهل بیت خود را وداع نمودم.» در جای دیگر نوشته اند: زمانی که حضرت مهیای حرکت به سوی خراسان گردید و چون دیده بود پدرش موسی بن جعفر (ع) را از مدینه تبعید نمودند در حدود چهارده سال فرزندانش به آتش فراق می سوختند به انتظار پدر به سر می بردند که روزی از سفر آید و بگرد او بنشینند. آن حضرت خواست امید همه را قطع نماید و به آتش انتظار که سخت تر از آتش فراق است نسوزند لذا بالصراحه فرمودند: «دیگر انتظار مرا نکشید از این سفر بر نمی گردم.» و جمع اولاده عالیه و امرهم بالبکاء علیه قبل وصول الموت الیه. چون در حدود سی و شش نفر خواهر و برادران و عیال و فرزند چهار ساله او امام جواد (ع) این کلام را شنیدند که این دیدار آخرین آنها است از آنجا صدا را به گریه و ضجه که از گریه آنان اهل مدینه هم گریان شدند. 📚منبع عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۳۵ ........ ⚫️ بیرون بردن امام رضا (ع) از مدینه؛ شیخ صدوق از احمد بن علی انصاری نقل کرده است که شنیدم رجابن ابی الضحاک می‌گفت: مأمون مرا برای آوردن‌ حضرت علی بن موسی(ع)‌ به مدینه فرستاد و دستور داد تا او را از مسیر بصره و اهواز و فارس بیاورم و سمت قم نیاورم و خودم او را شبانه روز محافظت کنم تا نزد مأمون برسیم به همین خاطر از مدینه تا مرو همراه او بودم و خدا می داند مردی با تقوا تر و با خدا تر و خدا ترس تر از او ندیدم تا آنجا که می‌گوید به هیچ شهری نمی رسیدیم مگر اینکه مردم به او هجوم آورده و مسائل دینی خود را از او استفتا می کردند و او نیز پاسخ می‌داد و برای آنان از قول پدر و پدرانش علی علیه السلام از رسول خدا حدیث می خواند. 📚منبع مقتل معصومین، گروهی از محققین، جلد۳، ص ۳۵۳ .
◾️ کیفیت شهادت امام رضا(ع)؛ روایتی را شیخ مفید از عبدالله بن بشیر نقل کرده که عبدالله گفت: مأمون به من دستور داد که ناخن‌های خود را بلند کنم. سپس مرا خواست و چیزی به من داد که شبیه تمرهندی بود و به من گفت: این را به همه دو دست خود بمال. سپس نزد امام رضا ـ علیه‌السلام ـ رفت و به من دستور داد که انار برای ما بیاور؛ من اناری چند حاضر کردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار، من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانید و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار دو روز بیشتر زنده نماند.(۱) روایت دیگری را شیخ مفید از محمد بن جهم ذکر کرده که می‌گوید: حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ انگور دوست می‌داشت؛ پس قدری انگور برای حضرت تهیه کردند. در حبه‌های آن به مدت چند روز سوزن‌های زهرآلود زدند. سپس آن سوزن‌ها را کشیده و به نزد آن بزرگوار آوردند. آن حضرت از آن انگورهای زهرآلود بخورد و سبب شهادت ایشان شد.(۲) روایتی از اباصلت هروی نیز نقل شده که می‌گوید: مأمون امام رضا ـ علیه‌السلام ـ را فراخواند و آن حضرت را مجبور کرد از انگور بخورد، آن حضرت به‌واسطه آن انگور مسموم شد.(۳) 📚منبع (۱) الارشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۶۱ (۲) الارشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۶۲ (۳) اعلام الوری، فضل بن حسن طبرسی، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ج ۲، ص ۸۲ .
. ▪️ سخنان درشت مأمون به امام رضا (ع)؛ چون مأمو‌ن از زبان حضرت رضا (ع) شنید که می فرماید مرا به زهر ستم شهید خواهند کرد مأمون از شنیدن این سخنان گریان شد و گفت یابن رسول الله چه کسی می تواند شما را به قتل رساند؟ چه کسی یارای آن هست که تا من زنده هستم نسبت به شما بدی اندیشه کند؟ حضرت فرمود: «اگر بخواهم می توانم بگویم چه کسی مرا شهید خواهد کرد.» مأمون گفت: یابن رسول الله غرض شما از این سخنان آن است که ولایت عهد مرا قبول نکنی تا مردم بگویند که شما ترک دنیا کرده ای. حضرت فرمود: «به خدا سوگند از روزی که پروردگار من مرا خلق کرده است تا حال دروغ نگفته ام و ترک دنیا نکرده ام و غرض تو را می دانم.» مأمون گفت غرض من چیست؟ حضرت فرمود: «غرض تو آن است که مردم بگویند علی بن موسی الرضا ترک دنیا نکرده بلکه دنیا ترک او کرده بود، اکنون که دنیا او را میسر شد برای طمع خلافت ولایت عهد را قبول کرد.» مأمون در غضب شد و گفت پیوسته سخنان ناگوار در برابر من می گویی به خدا قسم که اگر ولایت عهد مرا قبول نکنی گردنت را خواهم زد. 📚منبع جلاء العیون، علامه مجلسی، ص ۹۳۶ .
. ◾️ حضور امام جواد(ع) بر بالین امام رضا(ع)؛ من (اباصلت) در وسط خانه محزون و ناراحت ایستاده بودم که ناگهان دیدم جوانی بسیار زیبا پیش رویم ایستاده که شبیه‌ترین کس به حضرت رضا(ع) است. جلو رفتم و عرض کردم: از کجا داخل شدید؟ درها که بسته بود، فرمود: «آن کس که مرا از مدینه تا اینجا آورد، از در بسته هم وارد کرد.» پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: «من حجت خدا بر تو هستم. ای اباصلت! من محمد بن علی الجواد هستم.» سپس به طرف پدر گرامیش رفت و فرمود: «تو هم داخل شو!» تا چشم مبارک حضرت رضا(ع) به فرزندش افتاد او را در آغوش کشید و پیشانی‌اش را بوسید. حضرت جواد(ع) خود را روی بدن امام رضا(ع) انداخت و او را بوسید. سپس آهسته شروع کردند به گفت‌وگو که من چیزی نشنیدم، اسراری بین آن پدر و پسر گذشت تا زمانی که روح ملکوتی امام رضا(ع) به عالم قدس پر کشید. امام جواد(ع) به تغسیل امام رضا(ع) پرداخت امام جواد(ع) فرمود: «ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.» گفتم: آنجا چنین وسایلی نیست. فرمود: «هر چه می گویم، بکن!» من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آن‌ها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم، حضرت جواد(ع) فرمود: «ای اباصلت! کنار برو، کسی که به من کمک می‌کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود: «داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.» من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم،‌ حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود: «تابوت را بیاور» عرض کردم: از نجاری؟ فرمود: «در خزانه تابوت هست» داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم. امام جواد(ع) پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد. ناگهان تابوت به سوی آسمان رفت. هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم: یا ابن رسول الله! الان مأمون می‌آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضا(ع) چه شد؟ فرمود: «آرام باش! آن بدن مطهر به زودی بر می‌گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی‌میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصی‌اش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصی‌اش در غرب عالم بمیرد.» در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست، سپس حضرت جواد(ع) بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود: «ای اباصلت! برخیز و در را برای مأمون باز کن.» ناگهان مأمون به همراه غلامانش با چشمی گریان و گریبانی چاک کرده داخل شد. همان طور که بر سر خود می زد، کنار سر مطهر حضرت رضا(ع) نشست و دستور تجهیز و دفن امام را صادر کرد. تمام آنچه را که امام رضا(ع) به من فرموده بود به وقوع پیوست. 📚منبع عیون اخبار الرضا، علامه مجلسی، ج ۲، ص ۲۴۲ .
📣 کمک امام رضا (ع) به زائران در راه مانده؛ محدث نوری رضوان الله عليه نقل می كند: يكی از خدمتگزاران حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام گفت: در شبی كه نوبت خدمت من بود، در رواقی كه به دارالحفاظ معروف است خوابيده بودم. ناگاه در خواب ديدم كه در حرم مطهر باز شد خود حضرت امام رضا عليه السلام از حرم بيرون آمدند و به من فرمودند: «برخيز و بگو مشعلی فروزان بالای گلدسته ببرند، زيرا جماعتی از اعراب بحرين به زيارت من میآيند و اكنون در اطراف طرق (هشت كيلومتری مشهد) بر اثر بارش برف راه را گم كرده‌اند برو به ميرزا شاه نقی متولی بگو مشعلها را روشن كند و با گروهی از خادمان جهت نجات و راهنمايی آنان حركت كنند» آن خادم می گويد: از خواب پريدم و فوری از جا برخاستم و مسئول خدام را از خواب بيدار كرده و ماجرا را برايش گفتم او نيز با شگفتی برخاست و با يكديگر بيرون آمديم در حالی كه برف به شدت می باريد مشعل دار را خبر كرديم و او به سرعت مشعلی روی گلدسته روشن كرد آنگاه با عده‌ای از خدام حرم به خانه‌ی متولی رفتيم و ماجرا را برايش شرح داديم سپس با گروهی مشعل دار به طرف طرق حركت كرديم نزديك طرق به زوار رسيديم. آنان در هوای سرد و برفی ميان بيابان گویی منتظر ما بودند از چگونگی حالشان جويا شديم گفتند: ما به قصد زيارت حضرت رضا عليه السلام از بحرين بيرون آمديم امشب گرفتار برف و سرما شده و از راه خارج گشتيم و ديگر نمی توانستيم مسير حركت را تشخيص دهيم تا اينكه از شدت سرما دست و پای ما از كار افتاد و خود را آماده‌ی مرگ نموديم. از مركب‌ها فرود آمديم و همه يك جا جمع شديم. فرش‌هايمان را روی خود انداختم و شروع به گريستن كرديم و به حضرت رضا عليه السلام متوسل شديم. در ميان مسافران مردی صالح و اهل علم بود. همين كه چشمش به خواب رفت، حضرت رضا عليه السلام را در خواب زيارت نمود كه به او فرمود: «برخيز! كه دستور داده‌ام چراغ‌ها را بالای مناره‌ها روشن كنند. شما به طرف چراغ‌ها حركت كنيد» همه برخاستيم و به طرف چراغ‌ها حركت كرديم كه ناگاه شما را ديديم 📚 منبع دارالسلام، عراقی میثمی، ج۱، ص ۲۶۷
. ◾️ ساعات پایانی عمر امام رضا (ع)؛ یاسر خادم می گوید: چون ساعتهای آخر روز وفات حضرت رضا (ع) رسید، بسیار ضعیف بود، پس از ادای نماز ظهر به من فرمود: «آیا غلامان و خدمتکاران غذا خورده اند؟» گفتم: آقا جان با این حالی که شما دارید، چه کسی در اینجا غذا می خورد؟ حضرت برخاست و نشست و فرمود: «سفره را بیاورید» خدمتکاران را کنار سفره نشانید و خود نیز کنار سفره نشست و از حال یکایک آنها تفقد کرد و سپس به دستور آن حضرت غذا برای زنها بردند و پس از غذا خوردن آنها، امام بیهوش شد و ضعف بر آن حضرت غالب گردید، از حاضران صدای شیون برخاست. مأمون (برحسب ظاهر) می گریست و اشک بر گونه هایش می ریخت و اظهار تأسف می کرد، او بالای سر حضرت بود که به هوش آمد و به مأمون فرمود: «با ابی جعفر (فرزندم محمدتقی) خوشرفتاری کن!…» امام پس از گذشتن پاسی از شب رحلت نمود. 📚منبع عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۴۱ .......... 🔳 آزار و اذیت امام رضا (ع) توسط مأمون؛ به قدری از ناحیه مأمون به آن حضرت ناراحتی روحی وارد شد که روز جمعه در مسجد جامع دست به دعا بلند می کرد و می گفت: «اَللّهُم اِنْ کانَ فَرَجِی مِمّا اَنَا فِیهِ بِالْمَوْت فَعَجِّلْ لِیَ السّاعَهَ» «خدایا اگر گشایش کار من در چنین وضع ناگواری که هستم با مرگ انجام می شود، هم اکنون در مرگ من شتاب کن» 📚منبع منتخب التواریخ، خراسانی، ص ۵۸۱ .