eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.7هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۶ 📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت شانزدهم 🔻تا اينجا گفتيم كه ائمه اطهار(ع) هم مثل قرآن نازل شده‌اند و آمده‌اند تا دست ما را بگيرند تا ما صاعد بشويم. حالا در اين جريان، امام حسين عليه‌السلام چه رسالتی را بر عهده دارد و چه كاری قرار است انجام بدهد؟ حضرت محمد مصطفی(ص) فرمودند كه: «حسين مني و انا من حسين». آنجا كه حضرت می‌فرمايند: «حسين مني»، يعنی رسالت حسين عصاره قرآن و اسلام است. حضرت رسول(ص) می‌فرمايند كه «و انا من حسين» يعنی اين كه عاشورا تجلی‌گاه اسلام، نمايشگاه كامل و عينی در عالم خارج، يعنی عالم بيرون از عالم ذهن است. يعنی اين كه عاشورا نمايشگاه مجسم اسلام است و هرچه پيامبر و قرآن و وحی گفته، هرچه روايت داريم، هرچه ارزش و هدف داريم، همه‌اش درون عاشورا در صورت يك نمايشگاه و آزمايشگاه كاربردی مجسم شده است و همه اينها به صورت زنده در عاشورا متجلی می‌شود. 🔻چقدر قرآن فرموده است كه صبر كنيد، «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا» (آل‌عمران:۲۰۰). بيش از صد آيه در قرآن كريم از مقام صابرين و عظمت صبر و امر به صبر ذكر شده است. اما اين مطالب در مورد صبر در عالم ذهن است و به صورت مفهوم است، ولی صورت تجلّی ندارد. اوج اين صبر در عاشورا متجلی شده است. وقتی كه قرآن می‌فرمايد بندگی كنيد: «رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا الله» (احزاب:۲۳). اينها مفاهيم و معارف است ولی كجا آنها مجسم می‌شوند؟ كسانی كه قرآن در مورد آنها می‌فرمايد كه «يُحِبُّهُم وَيُحِبّونَهُ» (مائده:۵۴). يا كسانی كه قرآن می‌فرمايد: «أُولئِكَ حِزْبُ الله» (مجادله:۲۲). 🔻اينها هدف و مفاهيم هستند؛ اما كجا اين مفاهيم متجلی شده؟ اين «حِزبُ الله» و آن «رِجال» كجايند؟ كربلا آنها را نشان می‌دهد. يا آنجا كه قرآن می‌فرمايد: «وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ» (مجادله:۲۲). آنهايی كه خانواده را خرج می‌كنند، زندگی را خرج می‌كنند، دارايی را خرج می‌كنند، مقام و موقعيت را خرج می‌كنند، جان را خرج می‌كنند. يا آنجا كه قرآن مي‌فرمايد: «انّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً» (توبه:۲۰). آنهايی كه ايثار می‌كنند و همه چيز خود را فدا می‌كنند، اينها همگی تجسمش در عاشورا است. 🔻و الله العظيم دو سال طول می‌كشد اگر بخواهيم حتی هر شب يك‌يك آيات قرآن را ذكر كنم و بگويم كه هركدام در كجای عاشورا و چگونه در بالاترين مرتبه آن توسط حضرت سيدالشهداء عملاً متجلی گشت. آيه‌آيه از قرآن در دينداری، در بندگی، در عبادت، در طهارت، در عترت، در سخاوت، در دانش، در معرفت، در اخلاص، در ايثار و... در عاشورا متجلّی شد. حالا چشمت را ببند و دستت را وسط قرآن بزن و يك آيه آن را انتخاب کن تا بگويم اين آيه در كجای عاشورا مجسم شد. حالا می‌بينی كه عاشورا تجلی‌گاه كل قرآن و كل وحی است؛ «وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» (انعام:۵۹). می‌فرمايد هيچ تر و خشكی نيست مگر اين كه در قرآن مبين است. حالا در روايت «حسين مني و انا من حسين» وقتی تداوم حيات انديشه و فرهنگ رسول خدا(ص) از حسين(ع) باشد، آيا تداوم انديشه و فرهنگ قرآنش از حسين(ع) نيست؟ وقتی كه رسول خدا(ص) می‌فرمايد من از حسينم، آيا تجلّی وحی از حسين(ع) نيست، وقتی تداوم اسلامش از حسين(ع) است، دينش از حسين نيست؟ آيا چيزی از اسلام و قرآن باقی می‌ماند كه از حسين(ع) نباشد؟ پس عاشورا تجلی‌گاه كل اسلام است. 💠پایان قسمت شانزدهم 👈ادامه دارد...   📕 .
۱۷ 📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت هفدهم ♦️سفينة النجاة 🔻حالا كه عاشورا تجلی‌گاه كل اسلام است، آن وقت كم‌كم شيعه وقتی در آيات عاشورا تدبر می‌كند می‌فهمد كه عاشورا يعنی قرآن وجود حسين(ع)، يعنی همين‌گونه كه قرآن نازل شده و با خواندن و تدبّر كردن در قرآن، ما صاعد می‌شويم و بالا می‌رویم، با ترجمه و تدبر كردن در عاشورا نیز ما صاعد می‌شويم و وارد به سفينة‌النجاة می‌شويم و با ورود به كشتی حسين(ع) نجات پيدا می‌كنيم، البته به شرطی كه تدبر كنيم. با توجه در سوره عاشورا از قرآن وجود حسين(ع) متوجه می‌شويم كه حسين(ع) يك قرآن زنده است. وقتی كه حضرت مولا علی(ع) می‌فرمايند من قرآن ناطق هستم، حسين(ع) هم قرآن ناطق است. ♦️عاشورا، سوره‌ای از قرآن وجود حسين(ع) است 🔻حالا اين قرآن مجسم، يك سوره‌اش عاشورا است. نمی‌خواهی در آن تدبر كني؟ وقتی بچه بودی از امام حسين(ع) فقط حسين حسين گفتن و يك پرچم به دست گرفتن را آموخته بودی، حالا كه يك عمر از تو گذشته است باز هم در همان حد مانده‌ای؟ صعود و رشد و پرواز نكرده‌ای؟! همان بلايی كه بر سر معارج و مفاهيم «بسم الله الرحمن الرحيم» آورده‌ايم، همان بلا را هم بر سر عاشورا آورده‌ايم. شصت سال پيش وقتی می‌گفتم «اللهم صل علي محمد و آل محمد» فقط ترجمه فارسی آن يعنی «درود خدا بر پیامبر و آل ایشان» از آن می‌فهميدم؛ آيا الان هم بايد در همين حد از فهم مانده باشم؟ همين‌طور در مورد «بسم الله الرحمن الرحيم» و «الله اكبر» فقط «به نام خداوند بخشنده مهربان» و «خدا بزرگ است» را كه شصت سال قبل می‌فهميدم هنوز می‌فهمم و ذرّه‌ای رشد نكرده‌ام! وقتي عقب مانده بشوم، همان بلايی كه بر سر معارف قرآن آورده‌ام، همان بلا را بر سر معارف عاشورا می‌آورم. در معرفت من، عاشورای حسين همان عاشورای دوران كودكی من است. برای همين است كه پرواز نمی‌كنيم و وارد به كشتی نجات نمی‌شويم. ♦️يك گام در كشتی نجات حسين (عليه السلام) 🔻در جريان پيروزی انقلاب اسلامی با اين كه پول، امكانات و اسلحه نداشتیم، يك پيرمرد سيد، مرجع تقليد، قدرت نظامی هم در دست نداشت، خاك پای امام زمان(عج) هم نمی‌شد و تنها ذره‌ای از گرد و غبار پای امام زمان(عج) بود، فقط يك سال همه به حرفش گوش دادند و چه حال و هوايی در کشور پيدا شد؛ همه عاشق هم بودند. آن موقع خانم‌ها را طبق فرمايش قرآن كريم، خواهر به حساب می آورديم و آقايان را برادر می‌شمرديم: «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات:۱۰). در انديشه قرآنی مگر برادران اجازه می‌دهند كه مثلاً نامحرم نگاه آلوده و انديشه آلوده در مورد خواهری به كار گيرد؟ يا مگر برادران اجازه می‌دهند كه برادرشان زمين بخورد و يا گرفتار شود و يا دچار مشكلات شود؟ اينها مكتب حسين(ع) است؛ راه حسين(ع) است. ما در سال‌های اول پيروزی انقلاب اسلامی يك قدم پايمان را درون كشتی نجات حسين(ع) گذاشتيم؛ ديديم كه چه شد. جوان‌هايمان آنچنان رشدی كردند كه از پای سينماها، كاباره‌ها و تالارهای غفلت به ميدان جنگ می‌رفتند و چگونه عاشقی می‌كردند. اما اکنون به چه مفاسدی روبرو هستیم. تقصير خودمان است. از مكتب حسين(ع) دست برداشته‌ايم. 🔻در جنگ تحميلی وقتی جوان‌هايمان پا در سفينة‌النجاة حضرت حسين(ع) گذاشتند تا چه آسمانی از عرفان پرواز كردند! چه بسا كسی با ده‌ها سال تزكيه نفس و كسب معرفت و مقامات عرفانی نتواند به اين مقام برسد. اما متأسفانه اكنون ببينيد بعضی جوان‌هايمان از كجاها سر در آورده‌اند. چرا اين‌طور شده است؟ چون آن موقع راه حسين(ع) را می‌رفتيم. مشكل ما اينجا است كه از عمل به مكتب امام حسين(ع) و ائمه اطهار(ع) دست برداشته‌ايم. از سفينة‌النجاة حسين(ع) پياده شده‌ايم. بايد به مكتب حسين(ع) برگرديم و دوباره پشيمان بشويم و توبه كنيم و دوباره سوار كشتی نجات بشويم. 💠پایان قسمت هفدهم 👈ادامه دارد...   📕 .
۱۸ 📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت هجدهم ♦️براندازی كامل حكومت انديشه و فرهنگ اهل‌البيت(ع) 🔻حادثه كربلا براندازی كامل حكومت انديشه و فرهنگ اهل‌البيت بود و دشمنان امام حسين عليه‌السلام تا مرحله براندازی كامل انديشه و فرهنگ اهل البيت در جامعه پيش رفته بودند. يعنی طوری شده بود كه كم‌كم به تدريج در لايه‌های زيرين و اساسی در اعتقادات مردم وارد شده بودند كه توانستند آن فجايع را در كربلا دامن بزنند و پيدايش آن مصائب عظيم را موجب بشوند. در حالی كه تا زمان معاويه كسی جرأت آن‌چنان جسارت‌هايی به اهل البيت(ع) را نمی‌كرد ولی يزيد تا مرحله كامل براندازی پيش رفت و می‌خواست آخرين فرد اهل البيت(ع) را ريشه‌كن نمايد و از ميان بردارد و برای همين روی پيكر امام حسين(ع) اسب تاختند و سر مباركش را بريدند. ♦️نیرنگ معاویه 🔻معاويه جرأت نكرد امام حسن(ع) را به راحتی شهيد كند و از ترسش به منظور براندازی مقام امام حسن(ع) از جايگاه‌اش در افكار و اذهان مردم، يك حيله دموكراتيك زد به اين صورت كه يك نامه سفید امضاء را به كل بلاد اسلامی فرستاد و از روی حقه‌بازی، امام حسن(ع) را مخاطب قرار داد و گفت: يابن رسول الله، هرچه تو بگويی ما قبول داريم! معاويه با اين حيله خواست به مردم بگويد كه، ببينيد حضرت حسن بن علی(ع) خودش خشونت‌طلب است. ما می‌خواهيم با او صلح كنيم، ما با او جنگ و دعوا نداريم! معاويه با اين كارش سعی می‌كرد شخصيت حضرت امام حسن(ع) را در اذهان همه مردم بلاد اسلامی خراب كند. ♦️مردم غافل 🔻البته نزد آن مردمی كه دست از ولايت اهل‌البيت عليهم السلام برداشته بودند و هنوز نمی‌دانستند كه حق با اهل كوفه است و يا با حضرت حسين عليه السلام، و به زبان امروز چنين می‌توان گفت كه آنهايی كه هنوز نمی‌دانستند حق با كدام روزنامه است و گرفتار باندها و حزب‌ها بوده‌اند، دچار فريب معاويه شدند و لذا صدای آنها بلند شد كه، معاويه برای امام حسن(ع) نامه سفيد امضاء فرستاده و به امام حسن(ع) گفته، هرچه تو می‌گويی قبول دارم، ولی امام حسن(ع) صلح‌نامه معاويه را قبول نمی‌كند! ♦️آشتی حق با باطل مردود است 🔻اين‌چنين مردمی می‌خواهند امام حسن(ع) را با معاويه آشتی بدهند. اگر امام حسن(ع) با معاويه آشتی كند به معنی آن است كه بايد با نفاق، شرك و ريا آشتی كند و دست از مكتب خود بردارد! در آن صورت ديگر امام حسن(ع) نيست. اگر امام حسين(ع) با شمر و يزيد آشتی كند به معنی آن است كه با ظلم، كفر و فساد آشتی كرده است. در آن صورت ديگر امام حسين(ع) نيست. ای ديوانه‌ها، مگر می‌شود امام حسين و امام حسن عليهما السلام، با اين همه ظلم، گناه و فساد معاويه و یزید صلح كنند؟ امام حسن(ع) بايد در مقابل آنها بايستد، امام حسن(ع) با معاويه دعوای شخصی ندارد كه می‌گويی آشتی كن؛ آشتی كردن بسيار خوب است اما آشتی دوستان اهل البيت(ع) با دشمنان انديشه و فرهنگ اهل البيت(ع) چه معنی دارد؟ قرآن فرموده است كه دوستان با دشمنان آگاه و مرموز اهل البيت(ع) تنها بايد با شدت برخورد كنند. ولی ديرفهم‌ها می‌گويند: «خشونت غلط است، دعوا نكنيد، با هم آشتی كنيد». موضوع بر سر دين است كه دارد از دست می‌رود. موضوع شخصی نيست. موضوع بر سر حفظ انديشه و مكتب اهل البيت است. آشتی كردن با معاندان چه معنی دارد؟ ♦️غفلت، گمراهی می‌آورد 🔻اگر دست از تدبر در قرآن وجود حسينت برداری، يزيد و معاويه اميرالمؤمنينت می‌شوند! در زمان آنها حافظ قرآن هم بود، حافظ قرآن شدن به شرط توجه به انديشه و مكتب اهل البيت عليهم السلام و تدبر در قرآن وجود حضرت حسين و حضرت فاطمه عليهما السلام است كه ما را نجات می‌دهد؛ وگرنه بر سر قرآنت همان ماجرای «حسبنا كتاب الله» پيش می‌آيد. ببينيد بلايی كه بر سر كتاب الله آوردند يعنی در اعماق و اسرار آن تدبر نكردند و تنها به قرائت قرآن بسنده كردند، تا كجا دامانشان را گرفت كه امثال صدام و حسين اردنی و شيخ قطر اميرالمؤمنينشان باشد. 💠پایان قسمت هجدهم 👈ادامه دارد...   📕 .
۱۹ 📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت نوزدهم ♦️هتك حرمت اهل البيت(ع) 🔻جنایات یزیدیان تنها از روی غيض و كينه نبود بلكه می‌خواستند هيبت و حيثيت ائمه اطهار(ع) را خراب كنند و بگويند ببينيد اين كه می‌گويند امام شأن ملكوتی دارد و «بكم يمسك السماء»، در مورد اهل البيت(ع) مصداق ندارد (العياذ بالله). ديديد كه حضرت حسين(ع) را به فجيع‌ترين شكل به شهادت رسانديم و هيچ طوری نشد و اين كه چادر از سر اهل بیت اباعبدالله(ع) برمی‌داشتند برای اين بود كه می‌خواستند حضرت زينب سلام الله عليها را در ديدِ مردم كوچك و خوار كنند (العياذ بالله) و حيثيت ملكوتی‌اش را در اذهان مردم ضايع كنند و لذا براندازی را تا نهايت به انجام رساندند تا ديگر اثری از اسلام و اهل البيت(ع) باقی نماند و صريحاً اسلام و قرآن و ولايت را منكر شدند. ♦️برخی از اسرار عرفانی قيام حضرت اباعبدالله الحسين(ع) 🔻حضرت امام حسين(ع) در كربلا تمام ارزش‌های اسلام را يك‌جا و در بالاترين اوج و بالاترين آسمانِ ارزش‌ها مجسم كرد و برای همين است كه عاشورا قرآن مجسّم است. عاشورا، قرآن عملی برای مسلمين تا روز قيامت است. يعنی ای مسلمين در طول تاريخ اگر از ارزش‌های دينتان هيچ چيزی باقی نماند و يزيديان اميرالمؤمنينتان شدند، تكليفتان را بدانيد و راه مرا بپيماييد. لذا شيعيان بايد ذره ذره روی آيات سوره عاشورا در قرآن وجود حضرت حسين(ع) مطالعه كنند و خودمان را آماده كنيم كه آن روز خيلی هم دير نيست. خيلي‌ها فكر می‌كردند كه براي مدت‌ها انقلاب اسلامی رسول خدا(ص) پابرجا خواهد ماند و حداقل برای ۲۰۰ سال اين انقلاب حفظ می‌شود؛ اما فقط يك هفته بعد از رحلت پيامبر(ص) طرح قتل دخترش را عملی كردند و بعد از هفتاد روز حضرت زهرا(س) به شهادت رسيد و به اميرالمؤمنين(ع) گفتند كه، شما اميرالمؤمنين چه كسی هستی؟! كسی كه به شما رأی نداده است و طناب به گردنش انداختند و او را از خانه بيرون آوردند و خانه‌اش را به آتش كشيدند. 🔻ما بايد خودمان را برای كربلا آماده كنيم، البته معنی‌اش اين نيست كه به خيابان‌ها بريزيم و دست به خشونت بزنيم. مشكل ما بی‌معرفتی است. بايد معرفت پيدا كنيم. مردم اهل كوفه نمی‌دانستند كه امامت يعنی چه؟ از معرفت حقيقی امامت و ولايت تهی بودند، امروز هم خيلی از ارادت‌ورزان به اهل البيت عليهم السلام، با اين كه گريه می‌كنند و سينه هم می‌زنند ولی می‌گويند ما كه نمی‌توانيم مثل ائمه(ع) باشيم! و با اين حرف‌هايشان ناخواسته فلسفه و مأموريت امامت را انكار می‌كنند؛ امامی که قابل تقليد و پيروی نباشد كه ديگر امام نيست. می‌گويند كه امام آسمانی است و ما زمينی هستيم، چون نمی‌توانيم به امام برسيم پس امام قابل تقليد نيست! آيا هيچ شاگردی به معلّمش و هيچ دانشجويی به استادش می‌گويد كه شما معلم و استاد هستی و من شاگرد و دانشجوی شما هستم و من نمی‌توانم به شما برسم پس درس‌های شما برای من قابل فهم و آموختن نيست؟! بلكه شاگرد بايد تمام تلاشش را بكند تا جلو برود. حالا اگر استاد از ملكوت آمده است عيبی ندارد؛ فعلاً كه دارد مثل تو دنیایی و زمينی عمل می‌كند تا برای تو قابل تقليد باشد، پس تو بايد عين او عمل كنی و پايت را جای پای او بگذاری و به معنای حقيقی كلمه، شيعه او باشی. ♦️مفهوم و معنی شيعه 🔻«شيعه» در لسان عرب به بچه شتری می‌گويند كه از وقتی به دنيا می‌آيد به دنبال مادرش می‌رود و يك طرف بدنش را به طور كامل به مادرش می‌چسباند؛ به طوری كه اگر بخواهی او را هُل بدهی و از مادرش جدا كنی تكان نمی‌خورد و از مادرش جدا نمی‌شود و اگر هم جدا شد فوری مثل برق خودش را به مادرش می‌چسباند؛ اين معنای «شيعه» است. حالا ما چگونه از حضرت زهرا(س) پيروی مي‌كنيم؟! و چگونه به ائمه اطهار(ع) می‌چسبيم؟ و كجا ما به عاشورای حسين(ع) چسبيده‌ايم؟ و در اعمال و رفتار و انديشه‌هايمان چگونه شيعه ائمه اطهار(ع) هستيم و كجا خودمان را به آنها چسبانده‌ايم و اگر جدا شويم چگونه فوراً به آنها می‌چسبيم و برای لحظه‌ای جدا نمی‌شويم؟! 💠پایان قسمت نوزدهم 👈ادامه دارد...   📕 .
۲۰ 📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت بیستم ♦️عاشورا در زيارت عاشورا نهفته شده است 🔻گفتيم عاشورا تجلی‌گاه كل قرآن وجود حسين(ع) است. حال اين قرآن را چه كسی تفسير كرده است؟ خود اهل البيت(ع) گفته‌اند كه زيارت عاشورا، سِرّ قرآن وجود امام حسين(ع) است. فشرده‌ای از سوره‌ی قرآن وجود حسين(ع) است. مرحوم حاج شيخ عباس قمی در مفاتيح الجنان طبق روايات و مستندات ارزشمند، نقل می‌كند كه: امام باقر(ع) به علقمه، يكی از ياران خالص ايشان، اين زيارت را ياد داد و فرمود: ای علقمه همه ملائك به هنگام زيارت اباعبدالله الحسين(ع) با زيارت عاشورا امام را زيارت می‌كنند. در اين زيارت عاشورا خبرها و اسراری نهفته است. كل عاشورا در زيارت عاشورا نهفته شده است. ♦️ مقام و مرتبه زيارت عاشورا امام باقر(ع) به علقمه فرمودند: اگر با اين زيارت حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را زيارت كنی، از دور يا نزديك، خداوند به تو صدهزار هزار درجه (صد ميليون درجه) خواهد نوشت. منظور از اين صد ميليون درجه چيست؟ اينها رتبه‌ها و درجاتی است كه بايد صاعد بشويم. همان‌طور كه قرآن نازل شده است كه ما صاعد بشويم و ائمه اطهار(ع) نازل شده‌اند كه ما صاعد بشويم، امام حسين هم از حول العرش محدقين نازل شده است كه ما صاعد بشويم و صد ميليون درجه و صد ميليون پله از زيارت عاشورا شروع كنيم و بالا برويم. همچنين امام باقر(ع) به علقمه فرمودند كه: اگر حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را با زيارت عاشورا، زيارت كنی، از دور يا نزديك، شناخته نشوی مگر در جمله شهيدانی كه با امام حسين(ع) شهيد شده‌اند. یعنی با خواندن زيارت عاشورا به درجه‌ای می‌رسيم كه جزو شهدای كربلا و هم‌درجه با آنان می‌شويم به اندازه‌ای كه ديگر در ميان آنان شناخته نمی‌شويم. ♦️اهمیت باور و یقین به روایات معتبر 🔻شنيدن اين حرف‌ها آسان است ولی فهم و دركشان سخت است و متاسفانه به اين سادگی نمی‌توانیم به آن روايات يقين پيدا كنیم. بهتر است خاطره‌ای را نقل كنم تا متوجه شوید ما به اين روايات يقين پيدا نكرده‌ايم: ايامی بر من گذشته بود و نشانه‌هايی بر من روشن شده بود كه به نظر می‌رسيد عمر من تمام شده است و لذا من به خانواده گفتم: به احتمال زياد من به زودی خواهم مرد. خانواده می‌گفتند اين طور نگو؛ ما غصه می‌خوريم و ناراحت می‌شويم. در اين ميان يكی از فرزندان من حرف خيلی قشنگی زد و گفت: «پدرجان آخر اگر خودت يقين داشته باشی كه عمر تو به زودی تمام خواهد شد، حتی يك لحظه سر از سجده بر نخواهی داشت. معلوم می‌شود خودت هم به حرف خود يقين نداری». حال اگر كسی به اين روايات يقين داشته باشد مگر خوابش می‌برد؟ شب تا صبح می‌نشيند و زيارت عاشورا می‌خواند ولی چون موضوع برايمان جا نمی‌افتد اثر چندانی بر حالات ما نمی‌گذارد و اين روايت در مغزمان نمی‌رود و بايد با صلوات فرستادن قلب و مغزمان را شستشو بدهيم تا فهم و دركمان را باز كنند و آن وقت اگر چشم دلمان، نه چشم سرمان، حقيقت را ديد، يقين پيدا می‌كنيم وگرنه به راحتی نمی‌شود باور كرد كه با يك زيارت عاشورا خواندن، می‌توان يار حضرت حسين عليه السلام شد. 💠پایان قسمت بیستم 👈ادامه دارد...   📕 .
۲۱ 📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت بیست و یکم (آخر) ♦️استجابت دعاها با خواندن زيارت عاشورا 🔻حال روايت ديگری را از حضرت صادق(ع) نقل می‌كنم كه ايشان به صفوان، كه از شيعيان خالص ايشان بود، فرموده‌اند. در كتاب مقدس و شريف مفاتيح الجنان مرحوم حاج شيخ عباس قمی به نقل از اسناد معتبر نقل می‌كند كه صفوان از حضرت صادق عليه السلام، روايت می‌كند كه: امام فرمودند ما ضامن حاجات و كسب مقامات تلاوت‌كننده زيارت عاشورا هستيم و خود نيز اين زيارت را با همين ضمانت يافتم از پدرم و پدرم از پدرش و به همين ترتيب شخص حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و به همين ضمان از برادرش امام حسن(ع) و به همين ضمان از پدرش اميرالمؤمنين(ع) و به همين ضمان اميرالمؤمنين(ع) از رسول‌الله(ص) و رسول‌الله(ص) از جبرئيل و به همين ضمان جبرئيل از خدا. ضمان يعنی چه؟ يعنی ضمانت، يعنی رسول خدا(ص) ضمانت كرد، اميرالمؤمنين(ع) ضمانت كرد، امام حسن(ع) ضمانت كرد، خود امام حسين(ع) ضمانت كرده است كه هر كه زيارت عاشورا را از سرِ صدق بخواند هر حاجتی كه داشته باشد برآورده می‌شود و هر مقامی كه در ملكوت آرزوی آن را داشته باشد به او اهدا می‌كنند. كرامات و مقامات بسياری در مفاتيح الجنان برای زيارت عاشورا روايت شده است كه بايد خودت به آنها مراجعه كنی و در آنها تدبر و تعمّق نمايی. چه شده است كه با زيارت عاشورا اين همه فاصله داريم؟ چرا باورمان نمی‌آيد كه زيارت عاشورا ما را يار امام حسين عليه السلام، خواهد كرد؟ به طوری كه در ركاب حضرت حسين(ع) شهيد شديم و آن بزرگواران ما را نگاه كنند و ما را تحسين نمايند. كل يوم عاشورا، و به همين ضمان خداوند متعال ضمانت كرد هر كه زيارت كند حسين را به اين زيارت، از نزديك يا دور و دعا كند به اين دعا، از او زيارتش را قبول می‌كنم و دعای او را به هر قدر كه باشد می‌پذيرم و اجابت می‌كنم و درخواست‌هايش را می‌دهم و از جانب من با نااميدی و خسران باز نمی‌گردد و با چشم روشن او را باز می‌گردانم و همه حاجات او را برآورده می‌كنم و فيض وصول به جنّت و آزادی از دوزخ را به او عطا می‌كنم و شفاعت او را در حق هر كسی كه شفاعت كند قبول می‌كنم. ♦️مستجاب‌الدعوه شدن تلاوت كننده زيارت عاشورا 🔻حال با اين روايت مثل يك معادله جبری برخورد كن تا بفهمی مساوی با چه چيزی مي‌شود. روايت می‌فرمايد كه اگر هر حاجتی داشته باشی برآورده می‌كنم؛ هر تقاضايی داشته باشی برآورده می‌كنم. نااميد برنمی‌گردانمت. تو را شفيع هر كه خواستی می‌كنم و شفاعتت را قبول می‌كنم. ضمانت هركسی را خواستی قبول می‌كنم؛ بعد هم تو را بهشتی در نزد خودم می‌آورم. اينها مساوی است با مستجاب الدعوه شدن، يعنی كسی كه زيارت عاشورا را از سر اخلاص بخواند مستجاب‌الدعوه می‌شود. 💠پایان خلاصه کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»   📕 پایان خلاصه‌ای از📚 کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی .
۱ 📕خلاصه‌ای از کتاب 📚«اسرار نهفته در کلمه مقدسه اباعبدلله و ابن رسول‌الله»، تالیف استاد زاهدی ⭕️ قسمت اول ❇️اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها. ♦️نكته‌ عرفانی برای کسانی که با زیارت عاشورا، امام حسین(ع) را زیارت می‌کنند 🔻اين‌ نكته‌ درباره‌ مقامی است‌ كه‌ برای زائرين‌ حضرت‌ اباعبدالله‌الحسين‌ (ع) به‌ وسيله‌ تلاوت‌ زيارت‌ عاشورا، روايت‌ شده‌ است‌. خاتم‌ المحدثين‌ مرحوم‌ حاج‌ شيخ‌ عباس‌ قمی در مفاتيح‌‌الجنان‌ از قول‌ حضرات‌ معصومين‌ عليهم‌ الصلوة‌ و السلام‌ روايت‌ می‌فرمايد: «كسی كه‌ زيارت‌ عاشورا را بخواند به‌ چنان‌ مقام‌ و درجه‌ای با اصحاب‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ الحسين‌ (ع) در روز عاشورا می‌رسد كه‌ كسی نتواند او را از ميان‌ اصحاب‌ عاشورا تشخيص‌ دهد». ♦️زیارت عاشورا، اکسیر است 🔻سؤال‌ اين‌ است‌ كه‌ آيا مقامات‌ اصحاب‌ عاشورا مثل‌ برير بن‌ خضير همدانی و حبيب‌ بن‌ مظاهر و حتی حضرت ابوالفضل‌ العباس‌ (ع) آنچنان‌ دست‌ يافتنی است‌ كه‌ هر زائری بتواند به‌ آن‌ مقامات‌ دست‌ يابد؟ پاسخ‌ آن است‌ كه‌ در اين‌ روايت‌، مقامات‌ اصحاب‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ الحسين‌ (ع) كوچك‌ شمرده‌ نشده‌ است‌، بلكه‌ نكته‌ای كه‌ از اين‌ روايت‌ استنباط‌ می‌شود، كرامت‌ اعلای حضرت‌ اباعبدالله‌ الحسين‌ (ع) و عظمت‌ عزت‌ و تقرب‌ او نزد حق‌تعالی است‌، زيرا گویای عنايت‌ خاصه‌ حضرت‌ حق‌ به‌ زائرين‌ امام حسین (ع) است. زائرینی كه‌ به وسيله‌ زيارت‌ عاشورا به‌ آن‌ مقامات‌ خواهند رسيد. از طرف‌ ديگر، اكسير بودن‌ِ زيارت‌ عاشورا را نشان می‌دهد كه‌ زائر با معرفت‌ را به‌ اين‌ مقامات‌ خواهد رساند. 🔻اگر فرد بلند مقامی‌، بچه‌ای را در آغوش‌ گرفت‌ و او را در كنار خود نشاند، او كوچك‌ نمی‌شود، بلكه‌ آن‌ بچه‌، بزرگ‌ شمرده‌ می‌شود. بنابراين‌ اگر كسی به‌ وسيله‌ زيارت‌ عاشورا به‌ درجه‌ و مقامات‌ اصحاب‌ عاشورا نزديك‌ بشود، مقامات‌ ملكوتی اصحاب‌ عاشورا كوچك‌ شمرده‌ نمی‌شود، بلكه‌ اولاً شدت‌ كرامت‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ (ع) و تقرب‌ او و عزت‌ و آبرومندی آن‌ حضرت‌ نزد حقتعالی روشن‌ می‌شود و ثانياً فرد تكريم‌شده‌ به‌ جايگاهی بلند واصل‌ می‌شود، نه‌ آنكه‌ جايگاه‌ اصحاب‌ عاشورا كوچك‌ شمرده‌ شود. ♦️اهل بیت برای هدایت و ارتقاء معرفت ما، جان می‌دهند 🔻عنايت‌ اهل‌البيت‌ به‌ هدايت‌ بندگان‌ آنچنان‌ است‌ كه‌ حتی حاضرند به‌ خاك‌ و خون‌ كشيده‌ شوند و در مقابل‌، درجه‌ معرفت‌ ما را ارتقاء دهند! اصل‌ و اساس‌ مقصدشان‌، هدايت‌ ما به سوی حقتعالی است‌. اين‌ روايت‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ عنايت‌ حضرت‌ حق‌ و حضرت‌ اباعبدالله‌ (ع) به‌ زيارت‌ عاشورا و زائری كه‌ با زيارت‌ عاشورا آن‌ حضرت‌ را زيارت‌ می‌كند تا چه‌ اندازه‌ زياد است‌. اگر معرفت‌ و شناخت‌ ما در اين‌ راه‌ دچار نقصان‌ است‌، از بدبختی و بيچارگی خودمان‌ است‌. كرَم‌ اهل‌البيت‌ (ع) نسبت‌ به‌ ما آنچنان‌ است‌ كه‌ روايت‌ می‌فرمايد ما را در رديف‌ اصحاب‌ عاشورا قرار می‌دهند. 🔻هركس‌ در عاشورا می‌تواند به‌ شيوه‌ اسوه‌ خود در ميان‌ اصحاب‌ حضرت‌ اباعبدالله (ع) در ارادت‌ به‌ حضرت‌ اباعبدالله (ع) اقتدا كند. زيرا در روز عاشورا هر يك‌ از اصحاب‌ حضرت‌ اباعبدالله (ع) نمونه‌ و اسوه‌ و سرمشق‌ مستقلی برای ما شيعيان‌ در جانبازی و ارادت‌ به‌ حضرت‌ اباعبدالله (ع) بودند تا هر گروه‌ از شيعيان‌ بتواند نمونه‌ و سرمشق‌ خود را در ميان‌ اصحاب‌ حضرت‌ اباعبدالله الحسين‌ (ع) در عاشورا بيابد و راه‌ او را برود تا انسان‌ها نگويند ما كه‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيستيم‌ پس‌ نمی‌توانيم‌ راه‌ او را برويم‌. برای عابدان‌ عالم‌ و زاهدان‌ عارف‌ و قرآن‌ شناسان‌ مخلص‌، جناب‌ برير بن‌ خضير همدانی اسوه‌ است‌. برای پيرغلام‌های شيعه‌ كه‌ حتی موهای ابروان‌ ايشان‌ در راه‌ ولايت‌ اهل‌البيت (ع) سپيد گشته‌ است‌، جناب‌ حبيب‌ بن‌ مظاهر اسوه‌ و سرمشق‌ است‌. برای گناهكاران‌ توبه‌كار و پشيمان‌ از گذشته‌ خود، جناب‌ حر بن‌ يزيد رياحی اسوه‌ و سرمشق‌ است‌. حتی برای بی‌خانمان‌ها و پابرهنگان‌ و كوخ‌نشينان‌ و بی‌كسان‌، آن‌ غلام‌ سياه‌ كه‌ در لحظه‌ شهادت‌ مورد عنايت‌ خاص‌ حضرت‌ اباعبدالله الحسين‌ (ع) قرار گرفت‌ و به‌ بالاترين‌ مقام‌ تقرب‌ به‌ ساحت‌ اهل‌البيت‌ (ع) رسيد، اسوه‌ و سرمشق‌ است‌. 🔻حضور كودك‌، نوجوان‌، پير، زن‌ و مرد، غلام‌، اشراف‌زاده‌، گنهكار و اولياء مقرّب‌ الهی در كنار يكديگر در روز عاشورا به‌ عنوان‌ اصحاب‌ حضرت‌ اباعبدالله الحسين‌ (ع) نشان‌ از آن‌ دارد كه‌ در هر سلك‌ و مقام‌ و در هر شرايطی باشی، به‌ شرط‌ اخلاص‌ و مجاهدت‌ و جانبازی و معرفت‌، خواهی توانست‌ بالاترين‌ مقام‌ قرب‌ الهی يعنی همنشينی با حضرت‌ اباعبدالله (ع) در ملكوت‌ را به دست‌ بیاوری. 🅾پایان قسمت اول 👈ادامه دارد...   📕 .
۲ 📕خلاصه‌ای از کتاب «اسرار نهفته در کلمه مقدسه اباعبدلله و ابن رسول‌الله»، تالیف استاد زاهدی ⭕️ قسمت دوم ❇️اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها. ♦️معنا و كاربرد «يا» در «اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا اَباعَبدِالله» 🔻می‌خواهيم‌ روشن‌ شود كلمه‌ «يا» در اين‌ جمله‌ به‌ چه‌ معنا است‌؟ فضلا در اين‌ مجلس‌ حضرت‌ زهرا (س) حضور دارند و خوب‌ می‌دانند كه‌ «يا» در زبان‌ عربی، حرف‌ ندا است‌ كه‌ به‌ معنی «آهای» و «ای» می‌باشد. مثلاً وقتی می‌گوييم‌ «خدايا» يعنی ای خدا كه‌ ترجمه‌ جمله‌ «يا اَلله» و «يا رَب‌» در زبان‌ عربی است‌. 🔻اين‌ حرف‌ ندا چند كاربرد دارد كه‌ يكی برای صدا زدن‌ است‌ كه‌ عرب‌ها در محاوره‌ها به‌ كار می‌برند. اما در ادعيه‌ و زيارات‌، مهمترين‌ كاربرد «يا» در مفهوم‌ توسل‌ است‌ كه‌ در اين‌ فراز به معنی توسل‌ به‌ مقامات‌ حضرت‌ اباعبدالله (ع) است‌. ♦️اَباعَبدِالله اسم‌ نيست‌، مقام‌ و جايگاه‌ است‌ 🔻عجيب‌ترين‌، بزرگترين‌، پرعظمت‌ترين‌ و پرقدرت‌ترين‌ مقام‌ حضرت‌ حسين‌ (ع) مقام‌ عبداللهی ايشان‌ است‌. «اَباعَبدِالله» اسم‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيست‌، وگرنه در زيارت‌ عاشورا می‌فرمودند: «اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا حُسَين‌ بن‌ عَلي‌» و يا آنكه‌ لقب‌ حضرت‌ را ذكر كرده‌ و می‌فرمودند: «يا سَيِّدُالشُّهَداء». ♦️برخی از اسرار نهفته‌ در كنيه‌ اَباعَبدِالله 🔻اما عنوان‌ اَباعَبدِالله كه‌ توسط‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) طبق‌ دستور وحی در بدو تولد حضرت‌ حسين‌ (ع) به‌ ايشان‌ اعطا شده‌ است‌، اعلام‌ مقام‌ حضرت‌ حسين‌ (ع) توسط‌ رسول‌ خدا (ص) در بارگاه‌ حق‌تعالی است‌. در آن‌ شرايط‌ كه‌ حضرت‌، دوران‌ نوزادی را آغاز كرده‌ بودند، هنوز فرزندی به‌ نام‌ عبدالله‌ نمی‌توانستند داشته‌ باشند، ولی می‌بينيم‌ كه‌ طبق‌ روايات‌ اهل‌البيت‌ عليهم‌ الصلوة‌ و السلام‌، به‌ محض‌ آنكه‌ بعد از تولد، قنداقه‌ حضرت‌ را در آغوش‌ رسول‌ خدا (ص) قرار دادند، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) شروع‌ كردند به‌ گريه‌ كردن‌ و فرمودند: «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَاعَبْدِالله». در اين‌ تسميه‌ اسرار زيادی نهفته‌ است‌. اول‌ آنكه‌ رسول‌ خدا (ص) می‌خواستند با تسميه‌ حضرت‌ حسين‌ (ع) به‌ نام‌ فرزند شيرخوار كه‌ در حال‌ تشنگی، گلويش‌ را پاره‌ كردند، مظلوميت‌ حضرت‌ حسين‌ (ع) را نشان‌ دهند. وقتی گلوی علی اصغر دريده‌ شد، حضرت‌ حسين‌ (ع) خونش‌ را به‌ آسمان‌ می‌پاشيد: «اَباعَبدِالله» يعنی پدر علی اصغر، پدری كه‌ فرزندش‌ اينطور مظلومانه‌ در راه‌ حق‌ تكه‌ تكه‌ شد و بدين‌وسيله‌ شدت‌ مظلوميت‌ حضرت‌ حسين‌ (ع) در اين‌ كنيه‌ نهفته‌ است‌. كينه‌ دشمن‌ به قدری بود كه‌ به‌ طفل‌ شيرخوار او هم‌ رحم‌ نكردند. 🔻اما سرّ ديگر در فرمايش‌ رسول‌ خدا (ص) در تسمیه حضرت‌ حسين‌ (ع) به‌ اَباعَبدِالله، آن‌ است‌ كه‌ مانند معنی ابوالفضل‌ می‌باشد كه‌ پدر فضل‌ و كرَم‌ است‌، وقتی دستش‌ را داد پدر كرَم‌ شد، وقتی چشمش‌ را داد پدر فضل‌ شد، وقتی هر چه‌ داشت‌ خرج‌ مولايش‌ كرد، وقتی با آن‌ تشنگی جگر پاره‌ كن‌ به خاطر كرَمش‌ آب‌ نياشاميد، وقتی حسين‌ (ع) تشنه‌ است‌، وقتی بچه‌ها تشنه‌اند، ابوالفضل‌! تو و آب‌؟! حضرت‌ بچه‌ای بنام‌ فضل‌ نداشت‌ اما پدر فضل‌ و كرَم‌ شد. 🅾پایان قسمت دوم 👈ادامه دارد...   📕 .
۳ 📕خلاصه‌ای از کتاب «اسرار نهفته در کلمه مقدسه اباعبدلله و ابن رسول‌الله»، تالیف استاد زاهدی ⭕️ قسمت سوم ❇️اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها. 🔻عبدالله يعنی بنده‌ حق‌. حضرت‌ اَباعَبدِالله بندگی و تعبد و اخلاص‌ را به‌ اوج‌ رسانده‌ بود. گفتيم‌ عاشورا تجلّی كل‌ حقيقت‌ قرآن‌ است‌ و يك‌ مورد آن‌ اينجاست‌. حضرت‌ اباعبدالله آنچنان‌ تعبد و بندگی و اطاعت‌ از خدا را به‌ اوج‌ رسانده‌ و فانی در جمال‌ و جلال‌ حق‌ شده‌ بود كه‌ پدر بندگی خدا بود، يعنی بندگی خدا در وجود حضرت‌ حسين‌ (ع) به دنيا آمد و فرزند حسين‌ (ع) شد. قبل‌ از امام‌ حسين‌ (ع) هيچكس‌ از رسول‌ خدا (ص) چنين‌ كنيه‌ای نگرفته‌ بود و چنين‌ كنيه‌ای را به جز حضرت‌ اباعبدالله (ع) چه‌ كسی می‌توانست‌ بگيرد، لذا بندگی و عبوديت‌ نوزادی شد كه‌ فقط‌ در شهادت‌ و ايثار و عبوديت‌ حسين‌ (ع) متجلّی و متولد شد. 🔻تا آن‌ موقع‌ حضرت‌ ابراهيم‌ هم‌ به‌ آن‌ نقطه‌ نرسيده‌ بود، با اينكه‌ چنان‌ بنده‌ و مطيع‌ حق‌ بود كه‌ در خواب‌ به‌ او گفتند پسرت‌ را ذبح‌ كن‌، گفت‌ چشم‌ و اقدام‌ كرد، اما به‌ ابراهيم‌ اجازه‌ ندادند سر فرزندش‌ را ببرد. ولی به‌ حضرت‌ حسين‌ (ع) چنان‌ اجازه‌ای دادند كه‌ وقتی حضرت‌ علی اكبر عازم‌ ميدان‌ شد، حضرت‌ فرمود: يا علی! «رويداً»! آهسته‌ برو تا به‌ خدا بگويم‌ چه‌ كسی را به‌ ميدان‌ فرستاده‌ام‌. آرام‌ آرام‌ در ميان‌ گرگها برای پاره‌پاره‌ شدن‌ برو تا با نگاه‌ به‌ تو سلول‌ سلول‌ قلب‌ من‌ پاره‌ شود، جگرم‌ ذره‌ ذره‌ شود، می‌دانم‌ چه‌ بلايی بر سر تو می‌آورند، می‌دانم‌ چه‌ اسماعيلی را به‌ قربانگاه‌ می‌فرستم‌، می‌دانم‌ دارم‌ چه‌ می‌كنم‌. چنين‌ بندگی‌‌ها و اطاعت‌ها بود كه‌ حضرت‌ حسين‌ (ع) را اباعبدالله كرد. ♦️اسرار و مقامات نهفته در كنيه‌ اَباعَبدِالله 🔻يكی از اسرار نهفته‌ در كنيه‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ (ع) مقام‌ عبوديت‌ است‌ و مقام‌ ديگر، مقام‌ مظلوميت‌ است‌ كه‌ در اين‌ بحث‌به‌ شرح‌ اين‌ دو مقام‌ می‌پردازيم‌. 🔻۱- مقام‌ عبوديت‌: اساسی‌ترين‌ شرط‌ نبوت‌ و رسالت‌، عبوديت‌ است‌ و هر پيامبری كه‌ در عبوديت‌ به‌ درجه‌ بالاتری رسيده‌ باشد، مقام‌ رسالت‌ و نبوت‌ او بالاتر خواهد بود. اينكه‌ در تشهد نماز تلاوت‌ می‌كنيم‌ «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَ رَسُولَهُ» اشاره‌ به‌ همين‌ نكته‌ است‌ كه‌ می‌فرمايد حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ محمّد مصطفی (ص) پس‌ از كسب‌ مقام‌ عبوديت‌ و نيز با حفظ‌ در مقام‌ عبوديت‌ به‌ مقام‌ رسالت‌ حق‌ رسيده‌ است‌، زيرا مقام‌ عبوديت‌ به‌ قدری بلند است‌ كه‌ مقام‌ رسالت‌ به‌ منزله‌ شاخه‌ای از آن‌ است‌. 🔻در قرآن‌ كريم‌ هر كجا كه‌ اولياء و مقربين‌ حق‌تعالی را معرفی می‌فرمايد، از مقام‌ عبوديت‌ ايشان‌ پرده‌ بر می‌دارد. مثلاً در مورد انسان‌ مقرّبی كه‌ مقام‌ ملكوتی و تقرب‌ او به‌ حدی بود كه‌ حضرت‌ موسی (ع) از شاگردی او ناتوان‌ ماند! می‌فرمايد: «فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا» (کهف:۶۷). يعنی حضرت‌ موسی و همسفرش‌، پس‌ از تحمل‌ مشقت‌ها، در مراحل‌ مختلف‌ بالاخره‌ يكی از بندگان‌ ما كه‌ بندگی او موجب‌ كسب‌ جايگاهی رفيع‌ از تقرب‌ به‌ ساحت‌ ما شده‌ بود را يافتند. 🅾پایان قسمت سوم 👈ادامه دارد...   📕 .
۴ 📕خلاصه‌ای از کتاب «اسرار نهفته در کلمه مقدسه اباعبدلله و ابن رسول‌الله»، تالیف استاد زاهدی ⭕️ قسمت چهارم ❇️اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها. ♦️ادامه «مقام عبودیت» به عنوان یکی از اسرار نهفته در کنیه «اَباعَبدِالله» 🔻قرآن‌ كريم‌ اين‌ انسان‌ مقرب‌ را با نشانه‌های شگفت‌آور معرفی می‌فرمايد. از جمله‌ آنكه‌ عبور او از هر محل‌ و هر مكان‌ موجب‌ تجلّی دوباره‌ حيات‌ و نشاط‌ حتی در موجودات‌ مرده‌ و يا ناتوان‌ می‌گردد، آنچنانكه‌ عبور او و حضور او در محلی كه‌ ماهی صيد شده‌ و بريان‌ شده‌ و آماده‌ برای خوردن‌ در سفره‌ طعام‌ قرار دارد، موجب‌ می‌گردد كه‌ ماهی زنده‌ و با نشاط‌ گردد و از ميان‌ سفره‌ فرار كرده‌، شتابان‌ به‌ سوی دريا رود و در امواج‌ دريا ناپديد شود. «وَاتَّخَذَ سَبِيلَه‌ُ فِي‌ الْبَحْرِ عَجَباً» (کهف:۶۳). 🔻در آيات‌ ديگر از حضرت‌ زكريا و نيز حضرت‌ يحيی به‌ عنوان‌ مقرّبين‌ درگاه‌ به‌ وسيله‌ بندگی حق‌تعالی نام‌ می‌برد. در آيات‌ ديگر از حضرت‌ ابراهيم‌ و حضرت‌ نوح‌ و حضرت‌ سليمان‌ و حضرت‌ داوود به‌ عنوان‌ عبد و از جمله‌ بندگان‌ مقرب‌ خويش‌ نام‌ می‌برد. حتی هنگامی كه‌ حضرت‌ عيسی (ع) پس‌ از تولد به‌ سخن‌ آمده‌ و خود را پيامبر خدا و دارای كتاب‌ آسمانی معرفی می‌نمايد، اولين‌ و برجسته‌ترين‌ و اساسی‌ترين‌ دستمايه‌ و وسيله‌ تقرب‌ و مبنای عنايت‌ حق‌تعالی نسبت‌ به‌ خود و دليل‌ نبوت‌ خود را "بندگی و عبوديت‌" خويش‌ می‌داند و می‌فرمايد: «إِنِّي عَبْدُاللهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا» (مریم:۳۰). يعنی من‌ بنده‌ خدا هستم‌ و مقام‌ بندگی من‌، مبنای عنايت‌ حق‌تعالی شده‌ و به‌ من‌ كتاب‌ آسمانی عطا فرموده‌ و مرا به‌ مقام‌ نبوت‌ مفتخر كرده‌ است‌. 🔻اصولاً تمام‌ قرآن‌ و تمام‌ اسلام‌ و تمام‌ معارف‌ اسلامی و تمام‌ اديان‌، تنها و تنها برای تربيت‌ انسان‌ نازل‌ شده‌ است‌ تا او را همچون‌ بندگان‌ خالص‌ و عارف‌ و مقرّب‌ حق‌تعالی تربيت‌ نمايد. تمام‌ بعثت‌ انبياء و تمام‌ ارشاد اولياء همه‌ و همه‌ برای ترويج‌ مقام‌ عبوديت‌ و بندگی برای حق‌تعالی است‌. 🔻حق‌تعالی در قرآن‌ كريم‌ حتی وقتی كه‌ بين‌ بندگان‌ خاص‌ و مقرب‌ خويش‌ تفاوت‌هايی را اعلام‌ می‌فرمايد و درجات‌ ايشان‌ را در عالم‌ قُرب‌ ذكر می‌نمايد، آن‌ تفاوت‌ها و آن‌ درجات‌ را بر اساس‌ ميزان‌ بندگی و شدت‌ بندگی و معرفت‌ بندگی و مجاهدت‌ در بندگی اعلام‌ می‌نمايد. يكی را به‌ عنوان‌ «عبد شكور» و ديگری را به‌ عنوان‌ «عبد منيب‌» و سومی را به‌ عنوان‌ «عبدی كه‌ به‌ او رحمت‌ خاصه‌ خود را عطا فرموده‌ است‌» و چهارمی را به‌ عنوان‌ «نعم‌العبد» معرفی می‌فرمايد و هر يك‌ را با مقاماتی كه‌ در عبوديت‌ به‌ دست‌ آورده‌اند، از ديگری متفاوت‌ می‌نمايد. 🅾پایان قسمت چهارم 👈ادامه دارد...   📕 .
۵ 📕خلاصه‌ای از کتاب «اسرار نهفته در کلمه مقدسه اباعبدلله و ابن رسول‌الله»، تالیف استاد زاهدی ⭕️ قسمت پنجم ❇️اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها. ♦️عنوان‌ «اباعبدالله‌» به‌ عنوان‌ سردار عبوديت‌ و سلطان‌ عبوديت‌ 🔻عبوديت‌ حق‌، نور خدا در زمين‌ است‌ و دارای انوار مختلف‌ با درجات‌ و شدت‌ها و قدرت‌ها و جلال‌ و جمال‌های مختلف‌ می‌باشد. هر يك‌ از مقامات‌ اولياء و انبياء در ميزان‌ بندگی و شدت‌ بندگی و معرفت‌ بندگی، تجلی نوری از آن‌ انوار عبوديت‌ حق‌ می‌باشد. همانگونه‌ كه‌ قبلاً ذكر شد، بالاترين‌ مقام‌ در عبوديت‌، مقام‌ «عبداللهی» می‌باشد كه‌ حضرت‌ عيسی (ع) خود را در قرآن‌ كريم‌ به‌ داشتن‌ آن‌ امتياز معرفی می‌فرمايد. 🔻اما حضرت‌ حسين‌ (ع) چون‌ وارث‌ جميع‌ انبياء و اولياء می‌باشد، همچنانكه‌ در زيارت‌ وارث‌ آمده‌ است‌، پس‌ جامع‌ جميع‌ انوار عبوديت‌ می‌باشد. لذا طبق‌ لسان‌ وحی، به‌ پدر بندگی و عبوديت‌ معرفی شده‌ است‌ كه‌ به‌ معنی آن است‌ كه‌ نه‌ تنها حضرت‌ حسين‌ (ع) در اخلاص‌ و بندگی از همگان‌ گوی سبقت‌ ربوده‌ است‌، بلكه‌ به‌ معنی آن است‌ كه‌ توانسته‌ است‌ تمامی انوار و تجليات‌ بندگی را در بالاترين‌ مراتب‌ آن‌ در وجود و سيره‌ خويش‌ محقق‌ نمايد و لذا توانسته‌ است‌ به‌ عنوان‌ "اَباعَبدِالله‌" مفتخر گردد كه‌ به‌ معنی كسی است‌ كه‌ بندگی در وجود او به‌ دنيا آمده‌ و در دامن‌ او پرورش‌ يافته‌ و به‌ اوج‌ كمال‌ خويش‌ رسيده‌ است‌. 🔻حضرت‌ حسين‌ (ع) چون‌ تمام‌ مراحل‌ و تمام‌ اشكال‌ و تمام‌ حقايق‌ بندگی را در خود متجلی نمود، پس‌ تمامی مقامات‌ و تمامی امتيازات‌ و تمامی قدرت‌ها و سلطنت‌ها كه‌ در هريك‌ از انواع‌ و اشكال‌ بندگی وجود دارد، يكجا در خود متجلی نموده‌است‌ و لذا از طرف‌ حق‌تعالی و به‌ وسيله‌ رسول‌ مكرّم‌ اسلام‌ (ص) به‌ عنوان‌ «اَباعَبدِالله‌» مفتخر می‌گردند. 🔻عنوان‌ «اَباعَبدِالله‌» به‌ عنوان‌ سردار عبوديت‌ و سلطان‌ عبوديت‌ و سرسلسله‌ عبادالله و پرستار عبوديت‌ و دارای بالاترين‌ مقام‌ عبوديت‌ می‌باشد. بنابراين‌ مقام‌ عبوديت‌ و بندگی امام‌ حسين‌ (ع) يكی از بالاترين‌ مقامات‌ ايشان‌ است‌. حضرت‌ با عبادت‌ و بندگی مطلق‌ خود، حقيقت‌ بندگی و عبوديت‌ را در اين‌ عالم‌ متجلّی نمود. 🅾پایان قسمت پنجم 👈ادامه دارد...   📕
۶ 📕خلاصه‌ای از کتاب «اسرار نهفته در کلمه مقدسه اباعبدلله و ابن رسول‌الله»، تالیف استاد زاهدی ⭕️ قسمت ششم ❇️اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها. 🔻حضرت‌ اباعبدالله (ع) تمام‌ وجود خود را در اطاعت‌ خدا محو نمود و آنچنان‌ در اطاعت‌ از اوامر خدا ذوب‌ شده‌ بود و آنچنان‌ مطيع‌ و فرمانبردار حق‌تعالی بود كه‌ حتی در شرايطی كه‌ تمام‌ پيكر مباركشان‌ از ضربات‌ نيزه‌ و شمشير و سنگ‌ و تير مجروح‌ شده‌ بود و نيز در شرايطی كه‌ دشمن‌، خيمه‌های اهل‌بيت‌ آن‌ حضرت‌ را آتش‌ زده‌ بود و در شرايطی كه‌ بچه‌های كوچك‌ با جگر عطشناك‌ از تشنگی و ترس‌، گريه‌ می‌كردند و در شرايطی كه‌ خانواده‌ و اهل‌البيت‌ حضرت‌، ناله‌ بی‌كسی سر داده‌ بودند و نيز در شرايطی كه‌ حضرت‌ بر اثر جراحات‌ شديد، ناتوان‌ شده‌ و بر زمين‌ افتاده‌ بودند و در شرايطی كه‌ آن‌ ملعون‌ قصد داشت‌ حضرت‌ را زنده‌ زنده‌ سر ببرد، در چنين‌ شرايطی حضرت‌ می‌فرمودند: «الهی رِضاً بِرِضِاکَ، صََبراً عَلی قَضائِک یا رَبَ لا الهَ سِواکَ». 🔻يعنی ای معشوق‌ من‌؛ ای معبود من‌؛ ای مولای من‌؛ خيلی ممنونم‌ كه‌ وجود مرا مظهر و تجلّيگاه‌ مرتبه‌ای از ايثار نموده‌ای كه‌ حتی حضرت‌ ابراهيم‌ (ع) بدين‌ پايه‌ دست‌ نيافت‌. پروردگارا از اين‌ بهتر نمی‌شود كه‌ دیگر هيچ‌ برايم‌ نمانده‌ است‌. جگرم‌ كه‌ برای تشنگی و غم‌ِ قطعه‌ قطعه‌ شدن‌ علی اكبر آب‌ شد؛ عاطفه‌ام‌ كه‌ برای پاره‌ پاره‌ شدن‌ گلوی كودك‌ شيرخوارم‌ علی اصغر پاره‌ پاره‌ گشت‌؛ كمرم‌ كه‌ از داغ‌ شهادت‌ برادرم‌ عباس‌ شكست‌؛ خانواده‌ و كودكانم‌ كه‌ اسير دشمن‌ شدند؛ پيكرم‌ را كه‌ به‌ تيرها و نيزه‌های دشمن‌ سپرده‌ام‌؛ رگ‌های گردنم‌ را نيز به‌ جرم‌ دفاع‌ از حريم‌ فرهنگ‌ و احكام‌ تو به‌ دست‌ دشمن‌ سپرده‌ام‌ تا همه‌ هستی‌ام‌ را يكجا به‌ تو تحويل‌ داده‌ باشم‌. «إلهِى لا مَعبودَ سِواک». 🔻كسی كه‌ تا اين‌ حد بندگی كند، خدا درباره‌ او می‌فرمايد «عبدي أطعني حتى أجعلك مَثَلي» تو بندگی مرا كن‌ تا من‌ هم‌ تو را به‌ اذن‌ خودم‌، به‌ قدرت‌ و جمال‌ و جلال‌ كبريايی خودم‌ متصل‌ كنم‌. اين‌ معارف‌ از حرف‌های بدون‌ سند نيست‌، بلكه‌ آيات‌ قرآن‌ و احاديث‌ قدسی است‌ كه‌ می‌خوانيم‌. 🔻قرآن‌ می‌فرمايد: «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (بقره:۳۰). يعنی من‌ می‌خواهم‌ انسان‌ را خليفه‌ و نايب‌ خودم‌ در زمين‌ قرار دهم‌، يعنی تو را به‌ اذن‌ خودم‌ در ملك‌ و ملكوت‌ ولیّ خود كنم‌ تا به‌ اذن‌ من‌ تمام‌ هستی مسخّر تو گردد، چيزی جز آنچه‌ كه‌ من‌ می‌خواهم‌، نبينی و همچون‌ چشم‌ من‌ بشوی و عنوان‌ «عين‌ُالله» بگيری و چيزی جز آنچه‌ كه‌ من‌ می‌خواهم‌ نشنوی و همچون‌ گوش‌ من‌ شوی و عنوان‌ «اُذُن‌ُالله» بگيری و به‌ هيچ‌ دستی جز آنچه‌ كه‌ من‌ می‌خواهم‌ دست‌ ندهی و هم‌پيمان‌ نشوی و همچون‌ دست‌ من‌ بشوی و عنوان‌ «يدُالله» بگيری و هيچ‌ شمشيری جز در راهی كه‌ من‌ می‌خواهم‌ بكار نگيری و همچون‌ شمشير من‌ شوی و عنوان‌ «سيف‌ُالله» بگيری و جز برای من‌ خشم‌ نگيری و عنوان‌ «اسدُالله» بگيری. كه‌ اين‌ مقام‌، مقام‌ سلطنت‌ مُلك‌ و ملكوت‌ است‌ كه‌ با گفتن‌ «اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا اَباعَبدِالله» به‌ اين‌ مقام‌ حضرت‌ متوسل‌ می‌شويم‌. 🅾پایان قسمت ششم 👈ادامه دارد...   📕 .