۱
#شرح_و_تفسیر_زیارت_عاشورا
📕خلاصهای از کتاب «کشتی نجات»، تالیف استاد زاهدی
🔴 قسمت اول
👈توضیح: کتاب «کشتی نجات» برگرفته از جلسات سوم و چهارم شرح زیارت عاشورا توسط استاد زاهدی است که در سال ۱۳۸۲ در انتشارات صابره منتشر شده است. لازم به ذکر است که جلسات اول و دوم شرح زیارت عاشورا در قالب کتاب «در عظمت زیارت عاشورا» منتشر شده که اخیراََ طی ۲۱ قسمت در این کانال درج شد.
💠اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها.
💠أَيْنَ صَدْرُالْخَلائِقِ ذُوالْبِرِّ وَ التَّقْوي، أَيْنَ بابُ اللهِ الَّذي مِنهُ يُؤْتي، أَيْنَ وَجْهُ اللهِ الَّذي اِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الاَوْلِيآء.
♦️ضرورت ذكر صلوات قبل از درس
🔻قبل از تشكيل جلسه درس، چه خوب است افرادی كه موفق میشوند زودتر بيايند، مجلس صلوات تشكيل دهند، زيرا با صلوات، تقاضای تمام حاجات و مقامات از طرف حقتعالی اجابت خواهد شد. بنابراين خوب است قبل از درس شرح زيارت عاشورا، اطراف پارچهای كه نام مبارك ائمه معصومين(ع) بر آن نگاشته شده باشد بنشینیم و بر روح مطهر حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعليها و اهل البيت رسول خدا(ص) صلوات بفرستیم. تمام مشكل ما مربوط به كوتاهی در درك و فهم ما از معارف اهلالبيت است. صلوات كليد ملكوت برای دلهاست. لذا اين صلواتهاست كه پشتوانه اين سخنرانیها و معارف است.
♦️تجسم عينی مفاهيم وحيانی
🔻خداوند متعال، رسول خدا (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام را از عالم ملكوت به عالم ناسوت نازل فرموده است تا يك اسوه و سرمشق عملی و يك نسخه كاربردی و يك قرآن عينی را به ما ارائه بدهند. ائمه اطهار(ع) آمدهاند تا به ما بگويند كه چگونه از ابزار ادراكات عالی خود مثل قلب استفاده نموده و آنرا فعال نماييم تا آن وقت ما عيناً ببينيم و بفهميم كه میتوان از اين عالم خاكی بيرون آمده و بر اسرار ملكوتی قرآن دست يافته و با آن صاعد شده و به ملكوت پرواز كرد. قرآن نقشه گنج است و اهلالبيت هم راهنمايش هستند. حالا امام حسين(ع) آمده تا تمام اسلام، همه قرآن، همه ارزشها، همه فهمها، همه معارف و همه اصول را با هم در روز عاشورا متجلی سازد.
♦️لزوم تدبر در معارف عاشورا
🔻حضرت حسين(ع) قرآن ناطق و قرآن عملی و مجسّم است و همانگونه كه قرآن را بايد بخوانی و تدبر کنی و اگر تدبر نكنی به قلبت قفل خواهند زد (لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ: اعراف،۱۷۹)، به همان دليل اگر در اسرار حوادث و وقايع عاشورای حسينی و در معارف زيارت عاشورا تدبر نكنی، بر دلت قفل خواهند زد. اگر قفل زدند، آن وقت خودت عليه عاشورا مقاله مینويسی. در شب عاشورا در يكی از آن روزنامههای آنچنانی نوشتهاند كه حضرت ابوالفضل(ع) با برادرش بر سر ارث و ميراث دعوا داشته، لذا اموالش را به آن برادر بخشيد! اين همه اسرار ملكوتی در عاشورا وجود دارد اما نويسنده اين مقاله گويا دلی همچون سنگ دارد و دلش آنچنان گنگ و كور است كه اقيانوسی از معارف عاشورايی را كنار گذاشته و از ميان نوشتههای تاريخی مطالبی را مطرح كرده كه حتی اگر درست باشد، در مقايسه با قلههای عظيم عرفان عاشورايی قابل اعتنا نيست و بالاخص در شب عاشورا يعنی شب تجليات قرآنی، ضعيفترين و بیمحتواترين نكتهها را دستچین کرده است!
📚پایان قسمت اول
👈ادامه دارد...
#شرح_زیارت_عاشورا
📚 #کشتی_نجات
📕 #گریز_زیارت_عاشورا
.
۲
#شرح_و_تفسیر_زیارت_عاشورا
📕خلاصهای از کتاب «کشتی نجات»، تالیف استاد زاهدی
🔴 قسمت دوم
💠اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها.
♦️زیارت عاشورا، تفسیر عاشورا است
🔻گفتيم كه حضرت حسين(ع) در عاشورا تجلی كرده است و كل ارزشها و كل اصول اسلام را در عاشورا به صورت مجسّم به نمايش در آورده است. اكنون بايد ديد كه عاشورا چگونه بايد تفسير شود تا تجليات حسينی را بيان و تشريح نمايد؟ حضرت امامخمينی(ره) كه اعرف عرفا، افقه فقها و اعلم علما بود، فرمودند كه: «قرآن هرگز تفسير نشده است، اين تفسيرها كه نوشته شده است، ترجمههايی بيش نيست». اين ترجمههای لغوی و نحوی است و كسی دست به عمق قرآن نبرده است و هنوز تفسير نشده است. اما عاشورا نه تنها تفسیر نشده، حتی ترجمه هم نشده است. حالا چه کسی توان معرفتی و ملکوتی دارد تا عاشورا را ترجمه کند؟ در طول نزدیک ۱۴۰۰ سال هیچ عالمی حتی از علمای بزرگ جرأت نكرده كه ادعا كند توانسته است عاشورا را تفسير كند. چه كسی میخواهد عاشورا را تفسير كند؟! فقط آنكه توانسته عاشورا را تفسير كند خود خداست. حقتعالی میفرمايد: ملائك از آسمان كه برای زيارت حضرت اباعبدالله الحسين(ع) میآيند، با زيارت عاشورا امام حسين(ع) را زيارت میكنند و بر میگردند. يعنی، زيارت عاشورا، تفسير عاشورا است.
♦️در معرفت دوران كودكی توقف كردهايم
🔻در مورد قرآنِ وجود حسين(ع)، يعني عاشورا، نيز بايد گفت كه عاشورا نه تنها تفسير نشده است، حتی ترجمه هم نشده است. عده كثيری گمان میكنند كه عاشورا يك حادثه است كه فقط مداحان و روضهخوانها بايد به نقل آنها بپردازند و به همين خاطر است كه عمری از ما گذشته است ولی هنوز در حد همان حرفهايی كه در دوران كودكی شنيدهايم، در سطح زيرنويس ترجمه عاشورا هستيم و حتی اندكی در آسمانهای معارف عاشورايی حضرت حسين(ع) پرواز نكردهايم.
♦️یا حسین(ع)
🔻در كودكی بدون تعمق و تدبر در اسرار وجود حضرت حسين(ع) میگفتيم «ياحسين» و اکنون هم هنوز در همان حد هستيم و همان ذكر «يا حسين» را بدون تدبر بر لب داريم. چرا با ذكر «ياحسين» همسفر با شهدای كربلا نيستيم؟ ما چرا با ذكر «ياحسين» توفيق حضور در ركاب حضرت مهدی(عج) را نمیيابيم و نزد حضرت مهدی(عج) نيستيم؟ چرا با ذكر «ياحسين»حضرت حسين(ع) را نمیبينيم؟ چرا با ذكر «ياحسين» به اسرار و معارف و معارج عاشورا پی نمیبريم؟ مگر در هنگام زيارت ائمه اطهار نمی گوييم «اشهد انكم ترون مقامي...»، يعنی شهادت میدهم كه شما من را میبينيد. چرا شهادت دروغ میدهيم!؟ شهادت يعنی شهود، چگونه داريم شهود میكنيم؟ نشان آنكه شهود میكنيم چيست؟ چرا حضرت حسين(ع) را نمیبينيم؟ چرا حضرت زهرا(س) را نمیبينيم؟ چرا حضرت مهدی(عج) را نمیبينيم؟
📚پایان قسمت دوم
👈ادامه دارد...
#شرح_زیارت_عاشورا
📕 #گریز_زیارت_عاشورا
.
.
🍁گریزهای مداحی شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
🌴شباهت حضرت نرجس خاتون و مادر حضرت موسی علیه السلام
شبی فرعون در خواب دید که آتشی از طرف شام برافروخت و به مصر رو کرد و سرای قبطیان را سوزانید تا رسید به کاخهای سلطنتی و همه آنها را در میان گرفت و با خاک یکسان نمود.
فرعون با وحشتی برخاست هنگامی که از معبرین، تعبیر خواب خود را پرسید، یکی از آنها گفت: به نظر می رسد که مولودی از بنی اسرائیل بوجود آید و دولت فراعنه را نابود سازد.
فرعون زنان قابله را خواست و دستور داد هر پسری که از زنان بنی اسرائیل متولد شد بکشند.
قال الله تعالی: یُذَبَّحُونَ اَبنائکُم وَ یَستَحیُونَ نِسائکُم وَ فی ذلِکُم بَلاء.
هر مولود معصومی که به دنیا می آید مانند گوسفندان مسلخ، سر آنها را می بریدند و یا پدر و مادر قبل از رسیدن قابله آن کودک را در رود نیل می انداختند.
یوکابت مادر حضرت موسی علیه السلام پس از ظاهر شدن حملش، آن را مخفی داشت و پس از تولد موسی علیه السلام سه ماه فرزند خود را در خفا تربیت می کرد و به او شیر می داد.
و اوحینا الی امّ موسی ان ارضعیه.(1)
تا او را در صندوق قیراندودی گذاشت و سر آن را محکم بست و به کنار رود نیل آورد. دلش نمی آمد آن را در رود نیل بیاندازد.
فالقیه فی الیمّ و لا تخافی و لا تحزنی انا رادوه الیک.(2)
صندوق را بیانداز نترس و محزون مباش ما او را به تو برمی گردانیم.
⭐️نکته:
در زیارت نامه والده امام زمان علیه السلام حضرت نرجس خاتون می خوانیم:
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا شَبیهَةَ اُمِّ مُوسی وَ ابنَةَ حَوارِیّ عیسی.
سلام بر تو ای آنکه مانند مادر موسی و دختر حوارّی عیسی هستی.
اَشهَدُ اَنَّکِ اَحسَنتِ الکِفالَةَ وَ اَدَّیتَ الأَمانَةَ وَاجتَهَدتِ فی مَرضاتِ الله وَ صَبَرتِ فی ذاتِ الله وَ حَفِظتِ سِرَّ الله وَ حَمَلتَ وِلِیَّ الله وَ بالَغتِ فی حِفظِ حُجَةِّ الله.(3)
گواهی می دهم که تو نیکو کفالت امام زمان کردی و خوب امانت و عهد خدا را ادا کردی و در راه رضای خدا خدا نهایت جهد و کوشش کردی و هرچه رنج در راه رضای خدا دیدی صبر و تحمل کردی و سرّ خدا را حفظ کردی و به ولیّ خا حمل گشتی و در حفظ حجت خدا جهد بالغ داشتی.
پس از به دنیا آمدن امام زمان علیه السلام مرغان بسیاری نزدیک سر مبارک آن حضرت جمع شدند سپس امام عسکری علیه السلام یکی از آن مرغان را صدا زد که این طفل را بردار و نیکو محافظت نما و هر چهل روز یک مرتبه به نزد ما بیاور مرغ آن جناب را گرفت و به سوی آسمان پرواز کرد و سایر مرغان نیز به دنبال او پرواز کردند.
سپس امام حسن علیه السلام فرمود: سپردم تو را به آن کسی که مادر موسی علیه السلام، موسی را به او سپرد، پس نرجس خاتون گریان شد، حضرت فرمود: آرام باش که شیر از غیر تو نخواهد خورد و بزودی آنرا به سوی تو برمی گردانیم چنانچه حضرت موسی را به مادرش برگردانیدند.(4)
اشاره گریز:
دلها بسوزد برای آن مادری که فرزندش را برای سیراب شدن به دست پدرش سپرد اما دیگر او را ندید.
منابع:
1- سوره قصص، آیه 7.
2- سوره قصص، آیه 7.
3- مفاتیح الجنان، زیارت والده حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه
4-منتهی الامال، ص 1051
#گریزهای_مداحی
#شهادت_امام_عسکری
#گریز_شهادت_امام_عسکری
.
🍁 #گریزهای_مداحی_شهادت_امام_عسکری
#شهادت_امام_عسکری
🌴قفس درندگان
نحریر از شکنجه گران سخت دل و بی رحم زندانهای مهتدی عباسی، طاغوت وقت بود که به دستور طاغوت، امام عسگری علیه السلام را دستگیر کرده و به زندان افکندند. نحریر بر آن حضرت بسیار سخت گرفته و آن حضرت را شکنجه می داد.
همسر نحریر به او گفت: وای بر تو از خدا بترس، آیا نمی دانی چه شخصیتی در زندان است؟ آنگاه مقام حضرت را توصیف کرد.
سپس گفت: من در مورد تو در رابطه با حسن بن علی علیه السلام نگران هستم،
نحریر عصبانی شده و گفت: او (امام حسن علیه السلام) را در میان درندگان می اندازم و همین کار را کرد.
ولی متوجه شد آن حضرت در کنار درندگان نماز می خواند و آنان به گرد حضرت حلقه زده اند بی آنکه آزاری به او برسانند.(1)
در فرازی از زیارت امام عسگری علیه السلام می خوانیم:
وَالاِمام الحسن بن علی علیه السلام الّذی طُرِحَ للسَّباعِ فَخَلَّصَتَهُ مِن مَرابِضها وَ امتُحِنَ بِالدّواب الصَّغابِ فَذلَّلتَ لَهُ مَراکِبها.(2)
امام حسن عسگری علیه السلام کسی است که نزد شیران انداخته شد، پس تو او را از چنگال آنها نجات دادی و حیوانهای چموش را برای او رام نمودی.
اشاره گریز:
روضه های امام حسین علیه السلام وخطبه ای حضرت در روز عاشوار و جواب کوفیان...
منابع:
1- اصول کافی، ج 1، ص 513.
2- منتهی الامال، ص 1019.
#گریزهای_مداحی
#گریزهای_مداحی_شهادت_امام_عسکری
.
.
#گریز_های_مداحی شهادت #امام_حسن_عسکری علیه السلام
🌴حضرت در مصیبت برادر گریبان پاره کرد
یکی از پسران امام هادی علیه السلام به نام محمد در زمان آن حضرت از دنیا رفت. شیعیان و دوستان از هر دو به خانه می آمدند و تسلیت عرض می کردند.
ناگهان مشاهده کردند جوانی را که گریبانش را چاک زده بود، وارد مجلس شد و در جانب راست پدرش نشست.
امام هادی علیه السلام به او فرمود: پسر جان خدا را شکر تازه کن که درباره تو امری را پدید آورد (مقام امامت بعد از مرا به تو سپرد). آن جوان گریه کرد و شکر خدا کرد و کلمه استرجاع را به زبان آورد.
مردم پرسیدند که این جوان کیست؟
گفتند: حسن بن علی علیه السلام پسر امام هادی علیه السلام.(1)
اشاره گریز:
شهادت حضرت ابالفضل علیه السلام
منبع:
1- اصول کافی، ج 1، 326.
#گریزهای_مداحی
#گریزهای_مداحی_شهادت_امام_عسکری
#شهادت_امام_عسکری
.
🍁گریزهای مداحی شهادت #امام_عسکری علیه السلام
🌴سیراب شدن حضرت در لحظه شهادت
ابوسهل می گوید: بر امام حسن عسگری علیه السلام در مرضی که به همان مرض از دنیا رحلت فرمود وارد شدم و در نزد آن حضرت بودم که خادم خود عقید را، امر فرمود: «ای عقید، از برای من آب را با مصطکی».(1) بجوشان پس بجوشانید و مادر حضرت حجة علیه السلام آن آب را برای امام حسن علیه السلام آورد.
پس همین که قدح را به دست آن جناب داد و خواست بیاشامد، دست مبارکش لرزید و قدح به دندان های ثنایای نازنینش خورد، پس قدح از دست نهاد و به عقید فرمود: «داخل این اطاق می شوی، می بینی کودکی را به حال سجده، او را بیاور نزد من.»
ابوسهل می گوید، عقید گفت؛ من داخل شدم به جهت پیدا کردن آن طفل، ناگاه نظرم افتاد به کودکی که سر به سجده نهاده بود و انگشت سبابه را به سوی آسمان بلند کرده بود، پس سلام کردم بر آن جناب، آن حضرت نماز را مختصر کرد و چون تمام کرد، عرض کردم که سید من می فرماید: که نزد او بروی.
پس در این هنگام مادرش آمد و دستش را گرفت و او را به نزد پدرش امام حسن علیه السلام برد، ابوسهل می گوید: چون آن کودک به خدمت امام حسن علیه السلام رسید، سلام کرد نگاه کردم بر او؛
«وَ اِذا هُوَ دُرّیُّ اللَّونِ و فی شَعرِ رَأسِهِ قَطَطٌ مُفَلَّجُ الاِسنانِ.»
یعنی دیدم که رنگ مبارکش روشنایی و تلألؤ دارد و موی سرش به هم پیچیده و مجعد است و مابین دندان هایش گشاده است.
همین که امام حسن علیه السلام نگاهش به کودکش افتاد، بگریست و فرمود:
«یا سَیَدَ اَهلَبِیته اِسقِنی فَانّی ذاهِبٌ اِلی ربّی.»
ای سیّد اهل بیت، خود مرا آب بده، همانا من می روم به سوی پروردگار خود، یعنی رفتنم نزدیک شده.
پس آن آقازاده آن قدح آب جوشانیده با مصطکی را گرفت به دست خویش و حرکت داد لب هایش را و سیرابش کرد.(2)
اشاره گریز:
تشنگی حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در ل روز عاشورا ولحظه شهادت
منبع:
1- مصطکی صمغی است سفید، نرم، خشبو و شیرین.
2- منتهی الآمال، شیخ عباس قمی ص 1331.
#گریزهای_مداحی
#گریزهای_مداحی_شهادت_امام_عسکری
.
🔸🔹 ابن شهرآشوب در كتاب ارزشمند مناقب از ابوهاشم روايت ميكند كه:
🔸من هيچ گاه به محضر حضرت هادي عليه السلام و حضرت عسكري عليه السلام مشرف نمي شدم مگر اين كه از ايشان دليل و برهاني بر مقام امامتشان مشاهده ميكردم.
🔹 زماني نزد حضرت عسكري عليه السلام مشرف شدم و در نظر گرفتم از آن حضرت مقداري نقره بگيرم كه انگشتري براي تيمن و تبرك بسازم.
🔸وقتي نشستم، منظور خود را فراموش كردم. زماني كه تصميم گرفتم برخيزم، ناگاه ديدم آن برگزيده ي خدا انگشتري به من داد و فرمود:
🔹تو در نظر داشتي كه از من براي ساختن يك انگشتر، نقره بگيري؛ولي من انگشتر ساخته شده به توميدهم كه نگين و مزد ساختن آن افزون برخواسته ي توست. خداوند اين انگشتر را براي تو مبارك نمايد. (١)
گریز :👇
🔸 اينها خانواده ى كرم هستند ، و انگشتر هديه دادن رو از اميرالمومنين آموخته اند ، اما روايتى كه دل هر عاشقى را آتش مي زند روضه ى بريدن انگشت اباعبدالله و بردن انگشتر است .
🔹بجدل بن سليم همان ملعونى بود كه در ميان گودال قتلگاه براى بردن انگشتر امام حسين عليه السلام اقدام كرد،مختار دستور داد او را دستگير كرده و بياورند، به او گفتند كه:
🔸 اين شخص همان كس است كه انگشت مبارك امام حسين عليه السلام را قطع كرده و انگشتر آن حضرت را برداشته است. پس دستور داد دستها و پاهاي او را قطع كردند و او را همانطور رها كردند تا به هلاكت رسيد(٢)
📚منابع:
١- تاريخ چهارده معصوم صفحه ٤١٦ به نقل از مناقب ابن شهر آشوب
٢- قصه ى كربلا به ضميمه قصه ى انتقام صفحه ٥٦٦
#گریزهای_مداحی
#گریزهای_مداحی_شهادت_امام_عسکری
.
.
#گریز_های_اربعین #امام_حسین
🔹فلمّا زارته زينب،يوم الاربعين زارته و هي جائعة عطشانة مواساة لأخيها الحسين وصاحت وااخاه واحسيناه لقد قتل أخي الحسين جائعاً عطشانا ً .و كانت تحمل شيئا ً تحت ردائه فلمّا أخرجته و إذا هو رأس أخيها الحسين
🔹وقتی حضرت زینب سلام الله علیها امام حسین علیه السلام را در اربعین زیارت کردایشان تشنه و گرسنه بودند.بجهت مواسات با برادرش امام حسین علیه السلام و ناله میکرد ای وای برادرم ای وای حسینم.حسینم را تشنه و گرسنه کشتند.و گویا چیزی در زیر ردایش باخود حمل میکرد وقتی آن را خارج کرد دیدند آن چیز،سرِ بریده ی سید الشهداست.
📚منبع :
مأساة أهل البيت
اثرِ علامه عبدالوهاب الكاشی ج١ ص٢٢٠
عنایت بفرمایید:👇
1 - جایگاه روضه :اربعین و الحاق سر مبارک به بدنِ ارباب
2 - فنِ برگرداندنِ روضه:
اول👇
🔸هدایت کنیم روضه رو به سمتِ مدینه و مادر...
بی بی وقتی تشنه اند،گرسنه هم هستن و سر رو زیرِ رداشون حمل میکنن یعنی بحالت خمیده خمیده راه میرن،کاملا ً شبیهِ مادرشون که سرِ مزار پیغمبر صلوات الله علیه میرفتن،دارن سر مزار ارباب میرن.
🔹و هر قدم یادشون میاد اینجا چقدر لطمه بصورت زدن و از جگر ناله زدن :یا جداه هذا حسین مقطع الاعضا،هذا حسین مرمل بدما
🔸و حالا بعید نیست اگر زیر لب صدا زده باشن یا رسول الله :
میبینی از سر و صورت حسینت که بوسه میزدی چی باقی مونده ؟!
دوم 👇
🔹سر رو زیر ردا حمل کردن درسته رفقا ؟یعنی چی؟
یعنی داداش دیگه نمیخوام به سرت آفتاب بتابه ... چقد خورشیدِ کربلا حرارتش داغِ ...
عنایت بفرمایین👇
داداش:
🔸هنوزم ،حتی اینجا هم میخوام اون خاطره ی مدینه رو جبران کنم . یادته جلو در ایستاده بودی صبر کردی تا نور آفتاب صورتم و اذیت نکنه؟
🔹همون موقعی که ۳ روز بود همدیگه رو ندیده بودیم ... الان چهل روزه همدیگه رو ندیدیم ... درسته جونی برام نمونده اما میخوام جبران کنم
سوم👇
فن گریز :
🔹 گزینه اول:
مسیر گریز به روضه ی گودال بسیار نو و جدید و سلامت ، فراهم هست چون فن برگردوندنِ روضه در اجرا با نگاهی تازه و مستند پیاده شده .
🔸اما بعضی زبانحال هارو یادمون نره .
عاطفی خوندن رو فراموش نکنیم .
داداش تشنه ذبحت کردن ، تشنه ام هنوز ...
گرسنه ذبحت کردن ، گرسنه ام هنوز...
یادم نرفته داشتنِ لقبِ "شریکه الحسین " رو ...
🔹اما
بهم حق بده یه روزی همینجا ناله زدم (یوم علی صدرالمصطفی و یوم علی وجه الثری)
الان "وجه الثری" بگم ؟! یا نه ؟
ناله بزنم که:
مادرجان
یا رسول الله یا جداه
باباجان یا امیرالمومنین ...
رو خاک دیگه نه ، جمع و جور شدن بدنِ بی سرش بینِ این بوریا رو نگاه کنین !
👈سلاحِ مداح شعرش هست درسته ؟
ته مانده ی سر را به پیکر ملحقش کرد
هرگز ولی ملحق به سر پیکر نمیشد !
چیزی نمانده بود زینب پس بیارد...
این در به در بر نیزه ها که سر نمیشد !!
🔸گزینه ی دوم
مسیر کاملا ً شفاف و آماده ست برای حرکت و اجرای مناسب و درست.
وقتی سه روز بی وجنات حسین شد
نزدیک بود تا نفسش را فدا کند ...
(اجازه نمیدم سرت دیگه با حرارتِ خورشید کربلا بسوزه ...)
🔹یادته قدیمارو با داداش حسنمون کنار مادر میرفتین بیرونِ مدینه . اونجا که بیت الاحزان بود . بابا ساخته بودتش که مادرمون راحت گریه کنه؟یادته خرابش کردن یه روزی بعدش چقد صورتت و جلوی صورتِ سوخته ی مادر گرفته بودی تا دیگه حداقل با گرمای آتیشِ خورشید مدینه نسوزه ...
🔸صورت من که زیر آفتاب چهل منزل سوخته باقیش اثر سوختگیهاش از چیه نگم برات ، پشت بومهای شام که یادته ؟!
حداقل دوباره صورت تو نسوزه عزیز دلم آخه هم سرت به پشت بومها نزدیک تر بود هم توی تنور گذاشتن سرت رو
و هم ...
🔹همینجا هم یادم نمیره
چقد روی رمل داغ کربلا صورتت و جا به جا میکردی عزیز دلم...
هر جا که سر نهاد بر آن ریگ های داغ
از حال رفت و باز به جای دگر گذاشت!!
یا
آفتابی که تیغ میبارد گرمتر از تمامی سال است
در سراشیبی زمینی سرخ تشنه ای در میان گودال است
و الی آخر...
مهم 👇
🔸یادمون نره در مجلس آرایی و اجرای فنون ؛سرمایه ی یک مداح :شعر قوی،استخوان دار،فاخر،استوار و با کیفیتش هست.پس سعی کنیم از بین روضه ی حرفی و روضه ی شعری "روضه ی شعری" رو انتخاب کنیم.
🔹محفوظاتمون رو در شعرهای قوی ببریم بالا،تا در لحظه ی ورود بجلسه با اعتماد به نفسِ بالاتر حاضر و در اداره ی جلسه قوی تر ظاهر بشیم .
استاد حاج حبیب نیازی
#مقتل #اربعین #سید_الشهدا
#گریزهای_مداحی_اربعین
.
.
#گریز_های_اربعین
🔶از آنجا که کارِ شاعر با ذوق و طبعی روان "مقتل سُرایی ست "نه مقتل سازی !و کار مداح بیان وقایع اتفاقیه با معجونی از چند هنر فاخر است ، آنهم با مطالعه ای در شعاعِ طلوعِ نورِ قرآن عزیز و معصومین علیهم السلام ، نه خواندن روضه های شنیداری و ...!
🔹کنار هم و باهم چهار وجه از وجوه مقام و جایگاه روضه ی اربعین را بررسی کنیم:
اول 👇
🔹تلاقوا بالبكاء، والحزن، واللطم. وأقاموا المآتم المقرحة للأكبادو اجتمعت الیهم نساء ذلک السواد و اقاموا علی ذلک ایاماً ...
🔸اهل بیت امام حسین علیه السلام (با جابر و عطیه) همزمان باهم به کربلا رسیدند و با اشک،ناله و حزن لطمه به صورت میزدند که با یکدیگر مواجه شدند .عزایی جگر سوز برپاداشتند. زنانِ آن ناحیه نیز گرد آمدند و چند روزی ماتم برپا داشتند ...
📚منبع:
الملهوف صفحه ۲۲۵
تسلیه المجالس جلد ۲ صفحه ۴۵۸
دوم 👇
🔸فعند ذلم نظروا فی کربلا فجدّدوا الاحزان و شقّقوا الجیوب و نشروا الشعور و ابدوا ماکان مکتوماً من الاحزان و المصائب و اقاموا عنده ایّاماً
🔹وقتی اهل بیت علیهم السلام کربلا را دیدند،غم و غصه شان تجدید شد گریبان چاک کردندمو پریشان کردندو هر چه از مصیبت در دلشان پنهان بود آشکار کردند و چند روزی نیز آنجا بودند.
📚منبع:
قمقام زخار و صمصام بتار: 580:2
مقتل ابيمخنف : 221
سوم 👇
🔹فلمّا زارته زینب سلام الله علیها،یوم الاربعین زارته و هی جائعه عطشانه مواساه لاخیها الحسین و صاحت و اخاه واحسیناه لقد قتل اخی الحسین جائعاً عطشاناً ...و کانت تحمل شیئاً تحت ردائه فلمّا اخرجته و اذا هو راس اخیها الحسین
🔸وقتی زینب سلام الله علیها،امام حسین را در اربعین زیارت کرد ایشان تشنه و گرسنه بود.بجهت مواسات با برادرش امام حسین و ناله میکرد ای وای برادرم ای وای حسینم برادرم حسین را تشنه وگرسنه کشتندوگویا چیزی در زیرِ ردایش با خود حمل میکرد وقتی آن را خارج کرد،دیدند آن چیز،سر بریده ی سیدالشهداست
📚منبع :
ماساه اهل البیت_علامه عبدالوهاب الکاشی ج 1ص۲۲۰
چهارم 👇
🔹حضرت سکینه خاتون (س)قبر پدر را در آغوش کشیده بود در (3روز بعد از اربعین) فرمود:مضی الزمان و قلبی یقول؛انک اتی،روزگار گذشت،ولی قلبم گواهی میدهدکه تومی آیی پدرجان
📚منبع:
تذکره الشهدا علامه ملاحبیب کاشانی ج2ص۴۱۵
و اما👇
گزینه چهارم 👇
🔹ایشان که طبقِ نورِ بیانِ امام صادق(ع)"مستغرق فی ذات الله" هستن، ببینین چقدر زیبا،لطیف،توحیدی و جانسوز کنار پدر بزرگوارشان مسئله ی رجعت و ظهور رو یادآور میشن در مقامِ مصیبتی که 👇
🔸(ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الاسلام و فی جمیع السماوات و الارض) هست . و بانو سکینه(س)چطور دوره ی حکومتی که تجلیِ اسم شریفِ "مسکن الفواد " که آرامش و سکینه ی دلهاست.و همان دوره ی ظهور حضرت هست را یاداوری میکنند و چه زیبا خودشون رو نیز جزء منتظرین برای امر فرج اعلام میکنند .
🔹همانکه برای ظهورِ او صدا میزنیم "این الطالب بدم المقتول بکربلا"
🔸بانو حتی در همین اربعین نیز آماده مان میکنند و یاریمان میکنند تا به این زیارت اربعین که یکی از نشانه های مومن طبق بیان امام عسکری علیه السلام هست خودمان را برسانیم آنهم نه با دستِ خالی ، بهمراهِ افضل اعمال که انتظار فرج هست ، با قلبی که گواهی بدهد ،قلبی که حرم الله هست ، قلبی که شفاف سازیِ کاملش برای قلب مومن" و قبره فی قلوب من والا هست"
🔹حال برای معنا کردنِ لغتِ قلب و حقیقتِ قلب زمان زیاد است.میدانید که " امینه " را از حضرت رباب سلام الله علیها وسکینه را از حضرت حسین علیه السلام بعنوان گرفته اند.
📚منبع:
سیدعبدالرزاق مقرم
🔸پس :
امانِ محشری و در لقب اَمینه شدی
برای قلبِ پدر بود اگر سکینه شدی
🔹ان شاءلله به دعا و نفسِ ایشان همه اربعین بهمراهِ انتظار او که وقتی شیعیانش صدا میزنند"یا فارس الحجاز ادرکنی"سریعا ً لرزه به سرتاپای وجود نحسِ دشمانش می افتد ، پابه رکابِ حجه بن الحسن عج الله تعالی فرجه الشریف ، درکربلا برای او که قتلوه عطشاناو ...هست،اقامه ی عزا کنیم .
کارگر خواست خطابش کاش با ما باشد
گرد گیریِ رکابش کاش با ما باشد
استاد حاج حبیب نیازی
#مقتل_اربعین_سید_الشهدا
#گریزهای_مداحی_اربعین
#اربعین
.
.
#گریز_های_عاشورا
#گریز_های_فاطمیه
🔸در كتاب «نَفَسُ المَهْمُومْ» كه پيرامون وقايع عاشورا است، از طبري نقل كرده ايم كه:
🔹شمر بن ذي الجوشن در كربلا حمله كرد و نيزه ي خود را به خيمه ي امام حسين (ع) كوبيد و فرياد زد: آتش بياوريد تا اين خيمه با اهلش را آتش بزنم، بانوان حرم صيحه زدند و از خيمه بيرون آمدند، امام حسين (ع) خطاب به شمر، فرياد زد: آتش ميطلبي تا خانه ي مرا به روي بستگانم آتش بزني؟ خدا ترا در آتش دوزخ بسوزاند.
🔸ابومختف (يكي از واقعه نگاران جريان كربلا) ميگويد:
🔹سليمان بن راشد از حميد بن مسلم نقل كرد كه گفت: به شمر گفتم:«عجبا، اين كار براي تو صلاح نيست، آيا ميخواهي داراي دو خصلت گردي؟ يكي اينكه مشمول عذاب الهي شوي، دوم اينكه كودكان و زنان را بكشي، آيا امير تو از كشتن مردان خشنود نمي شود؟ »
🔹در اين هنگام مردي كه بيشتر از من از شمر اطاعت ميكرد، يعني «شبث بن ربعي» به پيش آمد و به شمر گفت: اي شمر! سخني زشت تر از سخن تو نشنيده ام، و در جايگاهي بدتر از جايگاه تو قرار نگرفته ام، آيا مأمور قتل كودكان و زنان شده اي؟!
🔸حميد بن مسلم ميگويد: گواهي ميدهم كه شمر با شنيدن اين سخن، از سوزاندن زنان و كودكان كه در خيمه بودند،منصرف گرديد.
گریز👇👇
ولي جان همه ى عالم فداى اول مظلوم عالم علي عليه السلام:
🔹آن كسي كه كنار درِ خانه ي حضرت علي (ع) آمد، او و اهل خانه اش را تهديد به سوزاندن خانه با اهلش نمود و گفت:
🔸«سوگند به كسي كه جانم در دست او است حتماً بايد از خانه براي بيعت بيرون بيائيد و يا خانه را بر روي شما به آتش ميكشم».
🔹بعضي به او گفتند: «فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) و فرزندان رسول خدا (ص) و آثار آن حضرت در خانه است»، پس گواهي ميدهم كه او تحت تأثير اين سخن قرار نگرفت و حيا نكرد و از تصميم خود منصرف نشد، بلكه همانگونه كه گفته بود، انجام داد.(١-٢)
📚منابع :
١- رنج ها و فریادهای فاطمه سلام الله علیها (ترجمه بیت الاحزان) صفحات ١٦٠ الى ١٦٤
٢- نفس المهموم
#گریزهای_مداحی_فاطمیه
.
#گریز_های_حضرت_معصومه
🔹پیک امام رضا به سرعت خود را به شهر پیامبر (صلی الله علیه و اله)، مدینه منوره رساند و براساس دستور حضرت نامه را به فاطمه معصومه تسلیم نمود.
🔸گرچه از محتوای آن نامه باارزش اطلاعی در دست نیست اما هرچه بود شوق دیدار امام رضا علیه السلام را در دل نزدیکان ایشان بیشتر کرد. فاطمه معصومه و گروهی بهمراه چند تن از براداران و برادرزادگان امام تصمیم گرفتند تا به مرو رفته و به محضر امام رضا علیه السلام شرفیاب شوند.
🔹آنها به سرعت بار سفر بستند و کاروانی تشکیل دادند. آب و آذوقه ای فراهم آوردند و با دنیایی از امید شهر پیامبر خدا را به قصد مرو ترک کردند.در میان قافله فاطمه معصومه چون نگینی میدرخشید. آن بانوی عزیز را پنج تن از برادرانش به نامها فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید و تعدادی از برادر زادگان و گروهی از غلامان و کنیزان همراهی میکردند.
🔸کاروان عاشقان امام رضا علیه السلام به پیش میرفت و جز توقفهای ضروری برای نماز و غذا و استراحت، لحظه ای از حرکت باز نمی ایستاد. تپهها و کویرها و ریگزارهای حجاز را یکی پس از دیگری پشت سر میگذاشت و از مدینه روز به روز دورتر میشد.
🔹سفر کردن در بیابانهای حجاز آنقدر دشوار بود که گاه حتی شتران پرتوان را هم به زانو در میآورد تا چه رسد به مسافرانی که باید تا مرو میرفتند اما نور امیدی که در دل اهل کاروان میتابید آنها را به ادامه سفر دلگرم میکرد و آنان همراه باد و طوفانی که در بیابان میوزید به پیش میتاختند.
🔸در آن روزگار، خطر حمله دزدان هر مسافری را تهدید میکرد و او را با مشکلات فراوانی روبرو میساخت. اگر آنها به قافله ای حمله میبردند دیگر امیدی به ادامه سفر نبود.
🔹کمترین آسیبی که به مسافران میرساندند غارت اموال و جواهرات و حیوانات آنان بود. وگرنه گاه کاروانیان را هم از دم تیغ خود میگذراندند. این خطر " فاطمه معصومه " و همراهانش را نیز تهدید میکرد. ولی آنها با توکل بر خدای بزرگ به راه خود ادامه میدادند و گام به گام به مقصد نزدیک تر میشدند.
🔸روزها و شبها یکی پس از دیگری میگذشت و کاروان زائران امام رضا علیه السلام کویر بی آب و علف حجاز را پشت سر مینهاد. چیزی تا رسیدن به خاک ایران نمانده بود. رنج سفر "فاطمه معصومه" را بسیار آزار میداد. برای بانوی جوانی مانند او پیمودن این مسیر ناهموار بسیار ناهموار بسیار سخت و طاقت فرسا بود. با اینهمه دیدار برادر آنقدر نزد او ارزش داشت که حاضر بود حتی صدها برابر این رنج و سختی را هم به خاطر آن تحمل کند.(١)
گریز مداحی 👇
🔹همه درمدينه شاهد بودند .برادرها و برادرزاده ها و محارم اين بانوى بزرگوار ، اجازه ندادند حضرت معصومه تنها راهى مرو شود ،بميرم براى عمه ى سادات ، عقيله ى بنى هاشم حضرت زينب سلام الله عليها ، او هم وقتى كربلا رسيد ، محارمش دور و برش بودند ، با عزت و احترام به كربلا رسيد ، گذشت تا عصر روز دهم محرم كه مشاهده نمود همه ى محارمش بر روى خاك گرم كربلا افتادند (٢)
📚منابع:
١- دانستنيهاى كريمه اهل بيت حضرت معصومه به نقل از
مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج ٥٧، ص ٢١١، و کشّی، محمّد، اختیار معرفة الرجال، ص ٣٣٣
٢- قصه كربلا به ضميمه قصه انتقام / آقاى منفرد صفحه ٤١٠ به نقل از تظلم الزهراء ٢٢٥ رياض الاحزان ٢٤.
نفس المهموم ٣٨٦. كامل ابن اثير ٨١ /٤؛ الملهوف ٥٦.
#حضرت_معصومه
#مقتل_حضرت_معصومه
#گریزهای_مداحی_حضرت_معصومه
.
.
#گریز_های_امام_حسین
🔹🔸عنْ أَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ قَالَ:
🔸رأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) يُقَبِّلُ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ (علیهما السّلام) وَ هُوَ يَقُولُ مَنْ أَحَبَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ (علیهما السّلام) وَ ذُرِّيَّتَهُمَا مُخْلِصاً لَمْ تَلْفَحِ النَّارُ وَجْهَهُ وَ لَوْ كَانَتْ ذُنُوبُهُ بِعَدَدِ رَمْلِ عَالِجٍ إِلَّا أَنْ يَكُونَ ذَنْبُهُ ذَنْباً يُخْرِجُهُ مِنَ الْإِيمَانِ.
🔹🔸از ابي ذرغفاري نقل شده كه وي فرمود:
🔸رسول خدا صلي الله عليه و آله را ديدم كه حسن و حسين عليه السلام را ميبوسيد و ميفرمود:
🔹كسي كه حسن و حسين عليه السلام و ذريه اين دو را دوست داشته و ايشان را خالصانه بخواهد آتش دوزخ هرگز صورتشان را نسوزاند اگر چه گناهان آنها به مقدار ريگهاي بيابان باشد مگر آنكه گناهانشان ايشان را از ايمان خارج كرده باشند.(١)
گریز 👇👇
🔸عرض كنيم يا رسول الله جاي شما خالي بود كربلا ، امت شما به هيچ كدام از وصيت هاتون در مورد احترام به اهل بيت عمل نكردند ،
🔹🔸راوي مي گويد :
اهل بيت عليهم السلام بعد ازآن همه بي حرمتي که در کربلا،كوفه و شام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهي جاده ي عراق و مدينه رسيدند، چون به اين مكان رسيدند، از امير كاروان خواستند تا آنان را به كربلا ببرد، و او آنان را بسوي كربلا حركت داد،
🔹و چون به كربلا رسيدند، جابر بن عبدالله انصاري را ديدند كه با تني چند از بني هاشم و خاندان پيامبر براي زيارت حسين عليه السلام آمده بودند، همزمان با آنان به كربلا وارد شدند و سخت گريستند و ناله و زاري كردند و بر صورت خود سيلي زده و نالههاي جانسوز سر دادند و زنان روستاهاي مجاور نيز به آنان پيوستند ،
🔸زينب عليها السلام در ميان جمع زنان آمد و با صوتي حزين كه دلها را جريحه دار ميكرد ميگفت: «وا اخاه! وا حسينا! وا حبيب رسول الله و ابن مكه و مني! و ابن فاطمه الزهراء! و ابن علي مرتضي! آه ثم آه! »، پس بيهوش گرديد.
🔹آنگاهام كلثوم لطمه به صورت زد و با صدايي بلند ميگفت: امروز محمد مصطفي و علي مرتضي و فاطمه ي زهرا از دنيا رفته اند؛ و ديگر زنان نيز سيلي به صورت زده و گريه و شيون ميكردند.(٢)
📚منابع:
١- ترجمه كامل الزيارات مولف ابي القاسم جعفربن محمدبن جعفربن موسي بن قولويه القمي مترجم محمدجواد ذهني تهراني/حديث شماره ٤
٢- قصه كربلا به ضميمه قصه انتقام صفحه ٥٢٥ به نقل از مثير الاحزان صفحه١٠٧
#گریزهای_مداحی_اربعین
#مقتل_اربعین #اربعین
.
.
#گریز_های_امام_حسین
💠سلامٌ عَلی قَلبِ زَینَبَ الصَّبور... 💠
🔹🔸قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِی یَا عِمْرَانُ:
🔸 إِنَّ لِکُلِّ شَیْ ءٍ مَوْقِعاً مِنَ الْقَلْبِ وَ مَا وَقَعَ مَوْقِعَ هَذَیْنِ الْغُلَامَیْنِ مِنْ قَلْبِی شَیْ ءٌ قَطُّ فَقُلْتُ کُلُّ هَذَا یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ یَا عِمْرَانُ وَ مَا خَفِیَ عَلَیْکَ أَکْثَرُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی بِحُبِّهِمَا
🔹رسول خدا صلي الله عليه و آله بن من فرمودند: اي عمران:
هر چيزي در قلب جايگاهي دارد ولي جايگاه اين دو كودك از قلب من هرگز مكان خاصي نيست.
🔸عمران ميگويد: عرض كردم اي رسول خدا تمام قلب شما جايگاه اين دو است؟
🔹حضرت فرمودند: اي عمران: آنچه بر تو مخفي مانده بيش از آن است كه دانسته اي، خداوند متعال من را به محبت ايشان امر فرموده است.
گریز 👇👇
🔸 روز اربعين وقتي كاروان رسيد كنار قبر حضرت اباعبدالله حضرت سكينه بعد از بي تابي حضرت زينب و حضرت ام كلثوم جمله اي گفت كه شايد به اين حديث از ميزان محبت پيامبر خدا به امام حسين اشاره دارد .
🔹فرياد زد: وا محمداه! وا جداه! چه سخت است بر تو تحمل آنچه با اهل بيت تو كرده اند، آنان را از دم تيغ گذراندند و بعد عريانشان نمودند! (٢)
📚منابع:
١- ترجمه كامل الزيارات مولف ابي القاسم جعفربن محمدبن جعفربن موسي بن قولويه القمي مترجم محمدجواد ذهني تهراني/ حديث شماره ٣
٢- قصه كربلا به ضميمه قصه انتقام صفحات ٥٢٥-٥٢٦
#گریزهای_مداحی_اربعین
#مقتل_اربعین #اربعین #امام_حسین
.
.
#گریز_های_اربعین
🔸یک مثال درباره روضه ی شماره ی اول
🔹🔸جایگاه روضه = برخوردِ اهل بیت سلام الله علیهم _جابر و عطیه
#فن _برگرداندن_روضه 👇👇
مثال ببینید ، حمزه علیه السلام نیز سیدالشهدا هستند وقتی پیغمبر صلوات الله علیه برگشتند از احد، با چشمهایی پر از اشک فرمودن همه برای شهدای خودشون اقامه ی عزا میکنن اما عموجانم غریب مونده ...
که همه از اون به بعد برای حمزه ی سیدالشهدا اشک ریختن و اقامه ی عزاداری کردن .
🌟حال در همین مطلب خودش چندین #استنتاج بسیار قوی هست
🔸بعد از مرحله ی برگرداندنِ روضه که مقدارش به وسعتِ هنر و اطلاعاتِ و سرمایه های یک مداح مربوط میشه مرحله ی گریز مهمِ ... که باید قاعدتا ً بسیار داغ تر و پر حرارت تر از فن برگردون روضه انجام بشه ...
🔸اما در این مرحله
گریز👇👇
عبارتِ "بالبکا و الحزن و اللطم" رو بررسی کنین .
زدنِ لطمه بصورت با اشک ...
👈🏼فن " #روضه_ی_آماری"
بررسی کنین که چه جاهایی لطمه به صورت زدند عمه ی سادات خودشون ... یا باقیِ مخدراتِ مکرمه ..
دو جارو باهم قیاس کنین و با پُلِ ارتباطیِ مناسب با استفاده از یکی از وجوهِ گریز در روضه موضوعی _ مفهومی و ... کار رو به اتمام برسونین _ در مجلس آرایی. فراموش نکنیم سلاحِ مداح ، شعر قوی هست . حتی در اجرای فنون ِ مختلف روضه ... حتی در گریز ... چه بهتر پس در بین روضه ی حرفی و روضه ی شعری روضه ی شعری رو انتخاب کنیم .
🔹مثال : 👇👇
آنقَدَر لطمه زدم صورتم از زخم پُر است
وَرمِ گونه ی من دیدِ مرا کم کرده !
و یا 👇
لطمه خوردن به صورت رو ببینید ...
داداش الان دارم خودم از غمت لطمه میزنم بصورتم
مثل شب عاشورا ، مثل روز عاشورا ، مثل وقتی بالای گودال اومدم و نگاهمون خورد بهمدیگه.... ولی میدونی که چند وقت قبل همینجا ... بعدش بین راه ... کوفه ... شام ...
لطمه خورد بصورتم . چه لطمه ای به صورتم خورد ...؟؟
راهم بدون اکبر و عباس بسته شد
با ضرب دستِ شمر وقارم شکسته شد
🔹🔸که باز هم همینجا فن برگردان روضه رو دارین و براحتی میتونین جایگاه روضه رو به سمت مدینه هدایت کنین ...
شبیه مادرمان لطمه خورد بر رویم
شبیه مادرمان تازیانه هم خوردم !
👈🏼و بعد باز هم فن گریز رو اجرا کنین ...
از غصه پاره شد جگرش مثل مادرش
زخمی شده ست پلکِ ترش مثل مادرش
این صورتی که رنگ پریده ست زینب است
باور کنید اینکه خمیده ست زینب است
الی آخر ...
"اللهم عجل لولیک الفرج "
(العاقبه الامور للمتقین)
استاد حاج حبیب نیازی
#مقتل_اربعین_سید_الشهدا
#گریزهای_مداحی_اربعین
#اربعین
.