eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. باز هم توبه کنان پشت درت امده ام شب به امید عطای سحرت امده ام نظری کن که پی یک نظرت امده ام نفس الوده به سوی گذرت امده ام یاد دادی که اگر عاصی و سرگردانم زشت این است رخ از روی تو برگردانم نعمتم دادی و با نعمت تو بد کردم مهلتم دادی و تقصیر مجدد کردم لطف کردی عوضش غفلت بی حد کردم بار ها انچه ز من بر نمی امد کردم چه کنم عذر مرا گر نپذیری امشب کاش از این بی سرو پا دست بگیری امشب چشم من خشک شده حال بکاه نیست که نیست جرات معصیتم هست حیا نیست که نیست دست بی خیر مرا اذن دعا نیست که نیست خبری در دلم از نور خدا نیست که نیست تا بخواهی تو در این قلب هوس هست که هست حس وابستگی ام بر همه کس هست که هست بار عام از تو رسیدست که دعوت شده ام یکی از سفره نشینان ضیافت شده ام خوب شرمنده این رسم رفاقت شده ام باز بد جور هوایی زیارت شده ام کربلا قبله دل هاست دلم تنگ شده شاهد حال من اقاست دلم تنگ شده پدری امده ارام کند دختر را زینب اینجاست که بوسه بزند حنجر را امده زنده کند خاطره مادر را دم رفتن زده محکم گره معجر را چقدر خواسته با گریه از او تا نرود میدود پشت سر شاه که تنها نرود 👇
6432424701188.mp3
49.08M
بازهم توبه کنان پشت درت آمده ام
. شعر روضه امام زین العابدین علیه السلام علیه السلام۱۴۰۲ روضه برپا بود هر جا آب بود روضه هایش ذکر بابا آب بود مقتل جانسوز آقا آب بود: تشنه لب بود آه اما آب بود روضه خوانش گاه ظرفی آب شد گاه گاهی روضه خوان قصاب شد ماجرای آب آبش کرده بود غصه ی ارباب آبش کرده بود مادری بی تاب آبش کرده بود دختری بی خواب آبش کرده بود یا خودش بارید دائم یا رباب روضه می خواندند هر دم با رباب پیکری را بر زمین پامال دید شمر را در گودی گودال دید عمه را بالای تل بی حال دید لشکری را در پی خلخال دید هجمه ی شمشیرها یادش نرفت سنگ ها و تیرها یادش نرفت هم به تن رخت اسارت دیده بود خیمه را در وقت غارت دیده بود از سنان خیلی جسارت دیده بود از حرامی ها شرارت دیده بود آتش بی داد دنیا را گرفت شمر آمد راه زن ها را گرفت عمه را با دست بسته می زدند با همان نیزه شکسته می زدند بچه ها را دسته دسته می زدند می شدند آنقدر خسته... می زدند تازیانه جای طفلان خورده بود زین جهت خیلی به زینب برده بود با تنش زنجیرها درگیر بود در غل و زنجیر امّا شیر بود از نگاه حرمله دلگیر بود اوجوان بود آه امّا پیر بود ماجرای شام پشتش را شکست غصه های شام پشتش را شکست کوچه های شام پیرش کرده بود شهر و بار عام پیرش کرده بود سنگ روی بام پیرش کرده بود طعنه و دشنام پیرش کرده بود بی هوا عمامه اش آتش گرفت مثل زهرا جامه اش آتش گرفت درد و رنج و غصه ی بسیار دید از زبان شامیان آزار دید خواهرانش را سر بازار دید عمه را در معرض انظار دید بزم مِی بود و سر و طشتی طلا خیزران بود و عزیز مصطفی نیزه بازی با سرش هم جای خود بوریا و پیکرش هم جای خود دست بی انگشترش هم جای خود ماجرای خواهرش هم جای خود خاک را همسایه ی افلاک کرد خواهرش را در خرابه خاک کرد وحید محمدی✍ .👇
6433425044198.mp3
27.95M
🔊 بخش سوم | روضه برپا بود هرجا آب بود وحید محمدی✍ ۱۴۰۲
. إِلٰهِى أَلْبَسَتْنِى الْخَطايا ثَوْبَ مَذَلَّتِى، خدایا! گناهان بر من لباس خواری پوشانده ( خدایا خودت جامه ی تقوا به تنم کن) مناجاة التائبين .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. مناجات و نیایش : یا مُجیبَ المُضطَرِّ ، یا کاشِفَ الضُّرِ ، یا عَظیمَ البِرِّ ، یا عَلیماً بِما فِی السِّرِّ ، یا جَمیلَ السِّترِ ، اِستَشفَعتُ بِجودِکَ و کَرَمِکَ اِلَیک و تَوَسَّلتُ بِجَنابِکَ و تَرَحَمُّکَ لَدَیکَ ، فَاستَجِب دُعائی و لا تُخَیِّب فیکَ رَجائی ، و تَقَبَّل تَوبَتی و کَفِّر خَطیئَتی ، بِمَنِّکَ و رَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمین . ای دادرَس پریشان دلان ، ای بر طرف کننده غم و رنج و زیان ، ای بزرگ احسان ، ای آگاه از سِرّ بندگان ، ای بهترین پرده پوش از گناهان ، بخشش و رحمت نامُنتهای تو را به سوی تو شفیع می گردانم و به جناب تو و مهربانیت نزد تو ، توسل می جویم ، پس دعایم را مستجاب کن و از امیدی که به لطف تو دارم محرومم نگردان و توبه ام را قبول فرما و خطاهایم را به کَرَم و رحمتت محو گردان ، ای مهربانتربن مهربانان . مناجات خمسه عشر ؛ فراز پایانی
. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَحْلُمُ عَنِّي حَتَّي كَأَنِّي لاَ ذَنْبَ لِي ... غیر از تو بگو کجا پناهی دارم ؟! جز سمت تو آمدن چه راهی دارم؟! آنطور که صبر بر گناهم کردی انگار نه انگار گناهی دارم ✍ .
. یکی میخواد صدات کنه میخواد جوابشو بدی بهش بگی: "سلام رفیق" بهش بگی: "خوش‌اومدی" بهش بگی: "هرچی بودی حالا دیگه مال منی خیلی خوبه که جز به من رو به کسی نمی‌زنی" من عار تو بودم خدا ولی تو بودی یارِ من اگه نباشه لطف تو سیاهه روزگار من تمومِ دورامو زدم تا غم روی دلم نشست کارد که به استخون رسید یادم اومد خدایی هست هزار دفه خوردم زمین از بس روتو زمین زدم از بس که قول دادم ولی سرِ قرار نیومدم حالام که اومدم پیشت حقّمه راه ندی منو میخوام که واسطه کنم یه آقای بی‌کفنو حسین منو فرستاده به من نشون داده راهو بخاطرِ آقام ببخش این بنده‌ی روسیاهو از این به بعد بخاطرِ حسین گناه نمی‌کنم با گناهام نوکریمو دیگه تباه نمی‌کنم خدا اجازه هست؟... میخوام برای بخشش گناه دوخطی روضه بخونم از بدنِ تُو قتلگاه تشنه‌تر از حسین کیه؟ غریب‌تر از حسین کجاست؟ پیش چشای خواهرش سرش بریده از قفاست ✍ .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا