.
#مرثیه_اسارت
#امام_سجاد(علیه السلام)
در حدیثی آمده است که امام زین العابدین(علیه السلام) فرمودهاند:«یالیت اُمّی لم تلدنی»یعنی ای کاش مادر مرا نمیزایید! و این زمانی بود که حضرت چشمش به همسر جوانش افتاد که فرزند دو سالهاش (حضرت محمدباقر علیه السلام) را در بغل داشت. چادر او آن قدر کوچک بود که اگر میخواست خود را بپوشاند آفتاب به صورت فرزند او میتابید و صورتش را میسوزانید و اگر میخواست فرزند را زیر چادر ببرد نمیتوانست خود را کامل بپوشاند، این بود که حجت خدا و مظهر غیرت پروردگار آهی کشید و فرمود:«ای کاش مادر مرا نمیزایید و این روز را نمیدیدم»
عرض من این است:آقایی که با دیدن این منظره این طور حرف میزند حق دارد آن جایی که از او سئوال کردند کجای واقعۀ کربلا برشما سختتر بود سه مرتبه بفرماید:«الشام الشام الشام» یزید نامرد در آن مجلس کذایی زن و بچۀ خود را پشت پرده پنهان کرده بود؛ ولی زنان و کودکان و خاندان رسولالله(صلی الله علی و آله و سلم) را در مجلس نامحرمان نشانده بود در منظر دید زنان و کودکان با چوب خیزران به لب و دندان امام حسین(علیه السلام) میزد و فخریه میکرد...
گریزهای مداحی،ص331
#گریز
#امام_سجاد_علیه_السلام
#اسارت
.👇
4_5972330601238233430.mp3
3.78M
.
#تحلیل_مداحی
#آیت_الله_سیبویه (ره)
تحلیل
#دکتر_محمد_فراهانی
#متن_نوحه 👇
اگر کشتند چرا آبت ندادند
به حلق تشنه ات خنجر نهادند
اگر کشتند چرا خاکت نکردند
کفن بر جسم صد چاکت نکردند
الهی مدرت زهرا بمیرد
تو را در کربلا بی سر نبیند
مسلمانان حسین مادر ندارد
غریب است و کسی بر سر ندارد
🏴🏴
#سیبویه
#دکتر_محمد_فراهانی
#مجمع_حضرت_یاس_کبود
#آموزش_مداحی
.
حضرت عباس ۱۴۰۲.mp3
3.52M
🎧 حضرت #ابوالفضل_العباس صلواتالله علیه
#شب_نهم_محرم
🔻 حجةالاسلام محسن حنیفی
🔻 محرمالحرام ۱۴۴۵
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
🔊 #حامد_کاشانی 📋 کدام حسین علیه السلام؟ کدام کربلا؟ - فصل دوم؛ قسمت یازدهم 🎙 #سخنرانی 📆 جمعه ششم م
.
خدا به ما بصیرت بده تا بفهمیم که کسی که بیشتر در روضه رفته ،کسی که بیشتر اشک ریخته، بدهکارتره..
اهلبیت خانواده کرم اند، عادتکم الاحسان...
اهلبیت یه سفره ی پر خیر و برکت انداختن و ما هم بر سر این سفره نشسته ایم و متنعم شده ایم و در آخر وقتی که میخواهیم از سرِ سفره بلندشیم، تازه دنبال اجر میگریم...چرا... چون این از کرمِ صاحبخانه است... وگرنه اگر قرار بود سرِ این سفره شایسته ها رو راه بدهند، منو نباید راه میدادند... بلکه من حتی حق نداشتم با دهانِ ناپاکم ، اسمش رو بر زبان بیارم... اما ما همه ممنونِ مادرِ این خانواده ایم... چون ما هم ؛مسکین و فقیر و اسیریم که بر در این خانه آمده ایم.. پس ما رو بر در این خانه نگه دار ، بی بی جان... حیفه که این گریه کن ، جز برای فرزندت مهدی، جای دیگری خرج بشه ...
#بیانات_گفتاری
............
امام حسین پای هدایت ما ، خیلی هزینه داد ... پس ما باید بابت عزاداریمون بدهکار حضرت باشیم.
و توان یاری اهلبیت رو نداریم... پس باید به فقرمون آگاه بشیم تا یاری خدا بما برسد.
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
🔊 #حامد_کاشانی 📋 کدام حسین علیه السلام؟ کدام کربلا؟ - فصل دوم؛ قسمت یازدهم 🎙 #سخنرانی 📆 جمعه ششم م
.
هر کی از اصحاب میرفت میدان ، خودش رو معرفی میکرد و میگفت من از چه قبیله ای هستم .... غلام سیاه که میخواست بره میدان، دقت میکرد که ببینه دیگران چی میگن و چطورخودش رو معرفی میکنه... لذا وقتی رفت میدان، دید نه از فرمانده هانه قبائله (مثل حبیب و زهیر و ..) و نه شباهتی به اینا داره... باخودش گفت پس من چی بگم؟! لذا وقتی رفت میدان گفت: من از خودم چیزی ندارم، ولی امیری حسین و نعم الامیر ... یعنی من افتخارم اینه نوکره حسینم.... لذا وقتی به زمین افتاد ، فکرش رو هم نمی کرد که ابی عبدالله بیاد بالای سرش، اما دید صدای گریه میاد،و یه نفر سرش رو از روی خاکا برداشت و روی زانوش گذاشت و به این هم اکتفا نکرد، بلکه "فوضع خده علی خده" صورت به صورت این غلام گذاشت.یعنی قبل از علی اکبر ، امام محاسنش با خون این غلام سیاه خضاب شد. وقتی این قضایا رو دید... همینطور که در خون خودش غوطه ور بود ، خوشحالیش رو پنهان نکردو گفت:به عهدم وفا کردم؟ و بعدش اضافه کرد: "مَن مثلی؟" کی مثله منه...یعنی این افتخار دیگه نصیب کی شده؟ لذا امام براش دعا کرد ... اللهم بیض وجهی... خدایا روش رو سفید کن، خدایا خوشبوش کن....
#جون
#واضح #اسلم
#اصحاب
#شب_چهارم_محرم
.
.
بابی انت و امی
مینشاند بر لب عشاق تو لبخندها
«بابی انت و امی گفتنِ فرزندها
یا حسینه بچهها ،در روضههای خانگی
آب کرده در دلِ مادر پدرها قندها
از پدرها به پسرها میرسد میراث عشق
شورها، شمشیرها، تکبیرها، سربندها
ای خوشا آن مادرانی کز محبت کردهاند
یک به یک نذر حسین فاطمه، دلبندها
تا که سرو خویش را از زیر قرآن رد کنند
سوخته دلهایشان در آتش اسفندها
مادرانی که به دخترهایشان آموختند
درس ایمان و حیا در مهد غیرتمندها
نسل پشت نسل ما اهل وفاییم اهل عشق
از محمد وز خدیجه مانده این پیوندها
#گریز_زیارت_عاشورا
...........
🌺نکته ای از زیارت عاشورا :🌺
🍂 اَللَّـهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
⚡️بعضیا میگن باید همه رو دوست داشت و هیچکسی را نباید لعن کرد.
🍁 درحالی که لعن دشمن ظالم، هم عقلی است و هم شرعی.
🔴 فرض کنید یک باغبان، بدلیل علاقه ای که به گیاهان سبز داره، هیچ علف هرزی رو نچینه.
آیا این کار عقلانیه؟
🍃هر عقل سلیمی میگه صرف سبز بودن، دلیل موجهی نیست. اتفاقا برای حفظ و رشد گیاهان مفید، باید علفهای هرز را بچینید و دور بریزید.
⭐️پس اگر بشریت را دوست داریم، باید برای حفظ و رشد انسانها، ظالمین و دشمنان بشریت را لعن و مرگ بگوییم.
☘علاوه بر این که خود خدا هم آنان را لعن نموده:
أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
(بقره/١۵٩)
#زیارت_عاشورا
.
.
آن حسینی را که دشمن کشت پیش چشم دوست
چشم دشمن کور اینک عالمی مجنون اوست
▪️ سبک روشنگری حضرت زینب و امام سجاد در دو شهر کوفه و شام و در مجالس یزید و ابن زیاد متفاوت بود. در کوفه هشداردهنده تا از خواب غفلت بیدار شوند و اما در شام آگاهی دهنده تا حجاب خرافات و جهل ها برداشته شود؛ این نیز مهمترین درس جنگ روایت ها یعنی مخاطب شناسی است.
در هردو مجلس عده ای می گریستند. اما در کوفه جماعتی کمر به جبران بستند و در مجلس یزید گروهی جدا شدند و مجلس ختم و عزا گرفتند ...و اینطور شد که کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود.
و اما غلبه دشمن در جنگ روایت ها آنجا شکل می گیرد که اهل خرد و علما و خواص سکوت کنند.
🔻 لب کلام؛
هرکس هرجا هست، قیام کند. قیام امروز، روایت حق است و منحصر به رسانه ها و منبری ها نیست. جنگ روایت ها جنگ توده هاست. هرکس هرجا نشسته، بایستد...واگرنه عاشوراها رقم می خورد.
.
.
#خطبه_منا
#خطبه #امام_حسین (ع) در سرزمین #منا
بسم الله الرحمن الرحیم
متن خطبه ی امام حسین(ع) در برابر علمای اسلام و صحابی معروف پیامبر(ص) در سرزمین منا ( دو سال قبل از واقعه عاشورا )
سلیم بن قیس می گوید، یک سال قبل از مرگ معاویه، حسین بن علی(ع) با عبدالله ابن عبّاس و عبدالله بن جعفر به حج رفتند، امام حسین(ع) مردان و زنان و یاران بنی هاشم و آن عده از انصار را که او و خاندانش را می شناختند جمع کرد. سپس چند نفر را فرستاد و فرمود:
همة کسانی را که امسال از اصحاب پیامبر(ص) معروف به صلاح و عبادت اند به حج آمده اند، نزد من جمع کنید.
در پی این دعوت بیش از هفتصد نفر ـ که بیشتر آنان از تابعین و حدود دویسـت نفـر از اصحـاب پیامبر(ص) بودند ـ در «منا» در خیمة آن حضرت گرد آمدند. امام در میان آنان برای ایراد خطبه برخاست و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:
اما بعد، این شخص طغیانگر (معاویه) دربارة ما و شیعیان ما اعمالی را روا داشت که دیدید و فهمیدید و شاهد بودید. می خواهم مطلبی را از شما بپرسم، اگر راست گفتم مرا تصدیق کنید و اگر دروغ گفتم مرا تکذیب کنید. [و بی تفاوت نمانید.]
شمار را سوگند می دهم به حقّ خدا بر شما و حقّ رسول خدا(ص) و خویشاوندی من که با پیامبر شما دارم، چون از اینجا (به دیار خود) رفتید، این گفتار مرا عنوان کنید و همة شما در دیار خود از قبایلتان ـ آنان را که به آنها اطمینان دارید ـ دعوت کنید.1
آنگاه حضرت(ع) ضمن این گفتار، هیچ آیة قرآنی را که خداوند در شأن آنان نازل کرده بود نگذاشت مگر اینکه آن را خواند و تفسیر فرمود و نیز هر چه رسول خدا(ص) دربارة پدر و برادر و مادر خود و خاندانش فرموده بود نقل کرد، و در همة آنها اصحاب پیامبر (ص) می گفتند:
آری، به خدا این سخنان را شنیدیم و شهادت می دهیم.
و تابعین می گفتند:
به خدا سوگند این سخنان را کسانی از صحابه که آنها را به راستگویی و امانت می شناسیم برای ما نقل کردند.
حضرت(ع) فرمود:
شما را به خدا قسم می دهم که این سخنان را برای هر کس که به او و دینش اطمینان دارید، نقل کنید.
سلیم می گوید: از جمله سخنان امام حسین(ع) که دربارة آن، آنان را سوگند داد و یادآور شد، این بود که فرمود:
شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید که علی بن ابی طالب(ع) برادر رسول خدا(ص) بود، هنگامی که پیامبر(ص) بین اصحابش برادری پدید آورد، بین او و خودش برادری برقرار کرد و فرمود: تو برادر مؤمن منی و من برادر تو هستم در دنیا و آخرت؟!
گفتند: آری به خدا. آنگاه فرمود:
شما را به خدا سوگند می دهم، آیا می دانید که رسول خدا(ص) محل مسجد و منازل خود را خرید و ساختمان کرد، سپس در آنجا ده اتاق ساخت، نه اتاق برای خودش و یک اتاق که در وسط واقع شده بود برای پدرم، سپس درهایی که به مسجد راه داشت جز درب اتاق پدرم همه را بست. پس در این باره عده ای به سخن آمدند و پیامبر(ص) فرمود: من از طرف خودم درب منازل شما را بسته و درب منزل علی(ع) را باز نگذاشتم، بلکه خداوند مرا به بستن درهای منازل شما و گشودن درب منزل علی(ع) فرمان داد، بعد پیامبر(ص) همه مردم بجز علی(ع) را از خوابیدن در مسجد نهی فرمود، در مسجد و منزل او و در منزل رسول خدا(ص) جنابت رخ می داد از این رو در همانجا برای پیامبر(ص) و علی(ع) فرزندانی متولد شدند؟!
گفتند: آری به خدا. و فرمود:
آیا می دانید که عمربن خطاب علاقه داشت تا روزنه ای به اندازه چشمش از منزل خود به مسجد باز کند ولی پیامبر(ص) اجازه نداد، سپس سخن راند و فرمود: خداوند به من فرمان داده تا مسجدی پاک بسازم که جز من و برادرم و فرزندانش در آن سکونت نکنند؟!
گفتند: آری به خدا. فرمود:
شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید که رسول خدا(ص) روز غدیر خم علی(ع) را به ولایت نصب کرد و فرمود: باید حاضران به غایبان برسانند؟
گفتند: آری به خدا. فرمود:
شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید رسول خدا(ص) در جنگ تبوک به علی(ع) فرمود: تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسایی و تو پس از من زمامدار هر مؤمنی؟
گفتند: آری به خدا. و فرمود:
شما را به خدا سوگند، آیا می دانید که رسول خدا(ص) هنگامی که نصارای نجران را برای مباهله فراخواند جز علی(ع) و همسرش (فاطمه(س)) و دو فرزند او (حسن و حسین(ع)) را نیاورد.
گفتند: آری به خدا. فرمود:
شما را به خدا قسم می دهم، آیا می دانید پیامبر(ص) در روز خیبر پرچم را به دست علی (ع) داد و فرمود: پرچم را به دست کسی می دهم که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز خدا و رسولش را دوست دارد، آنکه پی درپی (بر دشمن) یورش می برد و فرار نمی کند و خداوند خیبر را به دست وی فتح کند؟
گفتند: آری به خدا. فرمود:
آیا می دانید که پیامبر(ص) او را برای ابلاغ آیات برائت فرستاد و فرمود: از سوی من کسی (پیام را) نمی رساند مگر خودم یا کسی که از من باشد؟
گفتند: آری به خدا. فرمود: