#امام_حسین علیه_السلام
#دهه_سوم_صفر
◾️ [جلسهی سیوسوم _ شب بیستم صفر]
#دهه_ی_سوم_ماه_صفر_1445_ق
شهریور ۱۴۰۲شمسی
👈🏼 فیش منبرهای #صفر1445
👈🏼 دههی سوم #ماه_صفر المظفر ۱۴۰۲شمسی
📚 مطالب مطرح شده:
۱. مدح امام زمان عجلاللهتعالیفرجه
دلم زآتش هجرت بود کباب، بیا
۲. تفسیر: "مودّة في القربي"
_ آیهی ۲۳ شوری: شأن نزول
_ روایات آیه ۲۳ شوری
_ در معنای "مودّت" و "محبّت"
۳. راههای نشان دادنِ مودّت و محبّت به اهلبیت علیهمالسـلام
۴. نمونهای از ابراز مودّت و محبّت به اهلبیت علیهمالسـلام
_ ارادت سیّد حمیری
_ شیعه شدن سیّد حمیری
_ اشعار سیّد حمیری در تشیّع وی
_ خبر مرگ سیّد حمیری برای امام صادق علیهالسلام و خبر از توبهی وی
.
.
#علامه_محمدباقر_مجلسی
#پاسخ_به_شبهات
#اعتبار_کتاب_بحارالانوار
#درباره_جایگاه_و_اهمیت_کتاب_بحارالأنوار
#و_اینکه_آیا_احادیث_جعلی_در_آن_هست_یا_خیر_توضیح_دهید
🎴 پاسخ:
🔹پاسخ به این سوال نیازمند فرصت بسیار است. اما اجمالا باید بدانیم اگر نگاهی تاریخی به حدیث داشته باشیم به روشنی مییابیم که بحث اعتبار و قابل اعتماد بودن احادیث شیعی و سنی کاملا با یکدیگر متفاوت و متمایز است.
🔹طبق مستندات تاریخی مصیبتهایی که بر احادیث اهلسنت وارد شده، قابلیت اعتماد به آن ها را سلب میکند. اتفاقاتی مانند:
جلوگیری از نقل و تدوین حدیث توسط خلفا، آتش زدن احادیث توسط خلفا، حذف و کتمان حقائق، جعل و تحریف احادیث و... .
🔹اما در این سوی ماجرا یعنی تاریخ حدیث شیعه با فضایی کاملا متفاوت روبرو هستیم. در فضای حدیث نگاری شیعه از روز اول بعد از پیامبر، امامان علیهمالسلام بر روند حدیثنگاری نظارت کامل داشته و در زمان حضور امامان و زیر نظر ایشان تا قرن سوم احادیث شیعه پالایش میشد. در این مدت کتب حدیثی نگاشته شده و روایات بر معصومین علیهمالسلام عرضه میشد تا صحت آن را تایید نمایند.
🔹علمای شیعه نیز پس از آن تا به امروز، دقیقا همان مسیری را که بزرگان شیعه و اصحاب امامان تا زمان غیبت کبری رفته بودند در پیش گرفتند و احادیث را با کمال امانتداری به نسلهای بعدی رساندند.
🔹اما در مورد کتاب شریف بحارالأنوار اثر علامه بزرگوار مجلسی رحمة الله علیه، باید به نکاتی توجه نمود؛
1⃣- در طول دوره غیبت کبری پس از مرحوم شیخ صدوق، شیعه هیچ دانشمندی را به بزرگی و عظمت و جلالت قدر علمی و عملی علامه مجلسی به چشم ندیده است. تبحر او در علوم مختلف از فقه، اصول، صرف، نحو، بلاغت، منطق، فلسفه، لغت، تفسیر، حدیث، کلام و... کم نظیر و بلکه بینظیر است.
2⃣- او در قله علم حدیث در میان علمای شیعه قرار دارد و با این گستره کم نظیر علمی در مقدمه کتاب شریف بحارالأنوار (برخلاف گفته نادرست مشهور که میگوید علامه در مقدمه گفته که من فقط احادیث را جمع کردهام و... ) مینویسد:
"ای مومنین! به سمت این سفره معنوی که گسترانیده ام (کتاب بحار) بشتابید و آن را با دست اذعان و اعتراف و یقین گرفته و با وثوق و اطمینان کامل بدان چنگ زنید."
یعنی این کتاب شریف از نظر خود علامه کتابی کاملا معتبر محسوب میشود.
3⃣- علامه در جلد مقدمه توضیح داده است که تمامی روایات را از منابع معتبر علمای پیشین شیعه نقل نموده و در نقل تمامی روایات نام منبع را ذکر میکند. همچنین در مقدمه روشن کرده است که نقل از کتب اهلسنت و کتب غیرمعتبر به دلیل احتجاج علیه مخالفین و دلایلی از این دست انجام شده است.
4⃣- ضمن اینکه معترفیم این تنها قرآن است که خدشهای در اعتبار آن نیست و غیر از قرآن همه کتب نیاز به بررسی دارند اما باید گفت ادعای وجود حدیث جعلی در منابع روایی معتبر شیعه، ادعای صحیحی نیست و مدعی باید بر ادعای خود دلیل علمی داشته باشد که معمولا دست مدعیان از دلیل خالی است.
.
18.mp3
19.94M
#اذان_به_وقت_گلوی_بریده...
صدای استاد محمدعلی مجاهدی
و بیان خاطره ای از حضرت آقای شیخ جعفر مجتهدی
و عنایت حضرت زینب سلام الله علیها به ایشان در سرودن شعری به مناسبت اربعین
این خاطره را که در جریان ضبط تاریخ شفاهی استاد مجاهدی در سال 1398 بیان شده، با اجازه ی شفاهی از ایشان منتشر می کنم.
#عاشورا
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
#اذان_به_وقت_گلوی_بریده... صدای استاد محمدعلی مجاهدی و بیان خاطره ای از حضرت آقای شیخ جعفر مجتهدی و
از جمله خاطرات جناب مجاهدی است که :
بعد از ظهر روز نوزدهم ماه صفر چند سال پیش در قم توفیق دیدار آقای مجتهدی را پیدا كردم. هنگام ورود به اتاق، مشاهده كردم كه بر روی تخت در حالی كه دست خود را به نشانه احترام بر روی سینه گذاشتهاند، چشمان اشك آلودشان را به نقطهای از اتاق دوختهاند و قراین نشان میداد كه پیش از ورود من به اتاق توسلاتی داشتهاند.
آرام در كنار در ورودی اتاق نشستم و به تماشای آن صحنه شور آفرین پرداختم. حدود یك ربع ساعت گذشت تا آن مرد خدا به تدریج حالت طبیعی خود را باز یافت.
پرسیدند:
شما نور خاصی را مشاهده نكردید؟
عرض كردم:
خیر! ولی عطر خاصی را برای چند لحظهای استشمام كردم.
آن مرد خدا در حالی كه میگریستند، فرمودند:
دلم خیلی گرفته بود به بیبی زینب (علیها السلام) متوسل شدم، ناگهان در گوشهای از اتاق آشكارا در هالهای از نور جلوه كردند. لباس تعزیت بر تن داشتند و سرا پا سیاه پوش بودند. هیبت ایشان، هیبت علوی بود. خواستم عرض تسلیت كنم ولی گریه امانم نداد!
بیبی فرمودند:
دوست دارم فردا كه اربعین شهادت حسینی است در این جا مراسم عزاداری اقامه گردد و مرثیه جدیدی خوانده شود. مرثیهای كه صحنه غروب روز عاشورا را تجسم كند.
عرض كردم:
بیبی جان! این مرثیه را چه كسی باید منظوم كند؟
در حالی كه بیبی زینب (علیها السلام) به شما اشاره میكردند به من امر فرمودند تا صحنه غروب روز عاشورا و صحنه وداع شان را با پیكر پاره پاره و غرقه به خون سالار شهیدان را به گونهای كه نشانم دادهاند، برای شما بازگو كنم. سپس « كد» مرثیه جدید را به من یاد آور شدند و فرمودند كه این مرثیه جدید دارای چه نشانهای است؟ شما امشب این مرثیه را بسازید و فردا صبح به من لطف كنید تا ببینم نشانهای را كه فرمودهاند، دارد یا نه!
بعد، آقای مجتهدی حدود یك ساعت آن دو صحنه تكان دهنده را برای من تعریف كردند و در اثنای مجسم كردن آن دو صحنه به سختی میگریستند و گاهی رشته كلام شان پاره میشد و هنگامی كه آرام میگرفتند، مطلب را ادامه میدادند.
از خدمت ایشان مرخص شدم و به خانه آمدم. نزدیكی نیمههای شب، غمی بزرگ بر وجودم مستولی شد و انقلاب خاطر عجیبی پیدا كردم. به كتابخانه شخصیام رفتم و مطلبی را كه آقای مجتهدی برایم شرح داده بودند، دقیقاً مرور كردم و پس از دقایقی بعد، این مرثیه منظوم بر زبانم جاری شد:
هان! غروب روز عاشوراستی كربلا پر شور و پر غوغاستی
قتلگاه از خون هفتاد و دو تن موج زن چون لجه دریاستی
كشتی بشكسته آل رسول غرقه در دریای بی پهناستي
فردای آن روز، صبح زود پس از زیارت مرقد نورانی كریمه اهل بیت (علیها السلام) و تشكر از عنایت آن حضرت و بیبی زینب – سلام الله علیهما – رهسپار منزل حضرت آقای مجتهدی شدم. هنگامی كه به حضورشان رسیدم، پرسیدند:
مرثیه را به همراه آوردهاید؟!
عرض كردم: بله
فرمودند:
مرحمت كنید تا آن را ببینم!
تا آن هنگام سابقه نداشت كه ایشان این گونه اشعار را از من طلب كنند و فقط میفرمودند:
بخوانید! ولی این بار ظاهراً قضیه فرق میكرد.
وقتی كه شعر را به ایشان دادم، دیدم با انگشت خود سرگرم شمردن ابیات آن هستند! سپس با لبخندی حالكی از رضایت خاطر به من فرمودند:
آقا جان! مبارك است، شعر شما نشانهای را كه بیبی زینب (علیها السلام) به من فرمودند، دارد!
عرض كردم:
اگر صلاح میدانید، برای مزید اطمینان قلبی من آن را اشاره بفرمایید.
گفتند:
به من فرموده بودند كه این مرثیه به نشانه اربعین باید چهل بیت داشته باشد و حالا كه ابیات شعر شما را شمردم دیدم درست چهل بیت است!
آقاجان! شعری كه عنایتی باشد «كد» دارد! و «كد» شعر شما عدد (40) بود!
من كه سراینده این مرثیه بودم، تعداد ابیات آن را نمیدانستم! بعد كه ابیات را شمردم دیدم كه ناخودآگاه آن را در چهل بیت سرودهام! شعفی كه باطناً از این جهت نصیب من شد، روزها ادامه داشت.
پس از گذشت ساعتی كه در خدمت آن مرد خدا بودم، تنی چند از ذاكران و دوستداران آل الله آمدند و ایشان شعر مرا به یكی از آنها داده و گفتند:
مرثیه امروز ما، همین شعراست! آن را با لحنی حزن انگیز بخوانید.
هان غروب روز عاشوراستی
کربلا پر شور و پر غوغاستی...
قتلگاه از خون هفتاد و دو تن
موج زن چون لجه ی دریاستی...
کشتی بشکسته آل رسول
غرقه در دریای بی پهناستی...
وه چه دریایی که موج خون او
در گذر از گنبد میناستی...
نا خدا افتاده در گرداب خون
بحر هستی سخت طوفان زاستی...
رفته از چرخ برین تاب و سکون
در تزلزل توده غبراستی...
هر کجا پیداست آشوبی بزرگ
هر طرف هنگامه ای برپاستی...
خیمه ها با حالتی افروخته
کربلا را انجمن آراستی...
هر یکی زان خیمه های سوخته
غم فزای عترت طاهاستی...
بانویی با قامتی هم چون کمان
از دو چشم خویش خون پالاستی...
پیکر صد پاره خون خدا
در میان کشته ها پیداستی...
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
#اذان_به_وقت_گلوی_بریده... صدای استاد محمدعلی مجاهدی و بیان خاطره ای از حضرت آقای شیخ جعفر مجتهدی و
پا نهاده در میان بحر خون
گرم سیر کشته اعداستی...
دست بالا برده سوی آسمان
در سخن با ایزد یکتاستی...
کاروان بار سفر بسته ست و او
فارغ از دنیا و مافیهاستی...
زینب آماده است از بحر وداع
صحنه ای جانکاه و جانفرساستی...
گوید ای جان عزیز از جای خیز
کاین وداع آخرین ماستی...
دیده چون باز کرد آن اخت الولی
دید پیدا آن چه ناپیداستی...
اجتماعی دید گرد قتلگاه
کز فغان شان محشری برپاستی...
اشک ریزان انبیا و اولیا
در تحیر سید بطحاستی...
در یمینش مظهر کل جلال
تیغ بر کف حضرت مولاستی..
در یسار حضرت ختمی مآب
حضرت صدیقه زهراستی...
در کنار فاطمه زاری کنان
مریم و آسیه و ساراستی...
نوح پیغمبر که شیخ ال انبیاست
گرم آمنا و صدقناستی...
زین تجلی خرّ موسی صعقا
کربلا در جلوه چون سیناستی..
آمده عیسی ز چرخ چارمین
در کفش انجیل یوحناستی...
خون فشان گردیده چشم عرشیان
اشک ریزان دیده حوراستی...
زینب از این پرده آمد در شگفت
گفت گویا محشر کبراستی...
در بغل بگرفت زینب شاه را
در تماشا عالم بالاستی...
قدسیان زین صحنه در جوش و خروش
پر فضا از بانگ واویلاستی...
لیله الاسری بود یا رب! و یا
قاب قوسین است و اوادنی ستی...
شد جدا یک قوس از قوس دگر
این سخن کوتاه و پر معناستی...
کاروان سالار دشت کربلا
عازم شام مصیبت زاستی...
شد بلند از قتلگه بانگ اذان
وه چه خوش آوای روح افزاستی...
این صدای آشنا یا رب زکیست
کاین چنین نغز و خوش و زیباستی...
دید می گوید اذان شاه شهید
کاین سفر بس سخت و جان فرساستی...
هر کجا روی آوری تو کربلاست
روز تو هم رنگ عاشوراستی...
یادگار خیمه های سوخته
کربلایت شام محنت زاستی...
ای زبانت ذوالفقار مرتضی
غم مخور پیروز بر اعداستی...
تو ببر کالای ما بهر فروش
حق خریدار چنین کالاستی...
خون سرخم تا قیام منتقم
گرم جوشش اندرین صحراستی...
محمد علی مجاهدی(پروانه)✍
.