eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
. خاطره ی مرحوم حاج محسن عسکری از مرحوم آیت الله بهجت در مورد عظمت مقام سلام الله علیها 👤مرحوم حاج محسن عسکری : این شعر را در مجلسی در خدمت مرحوم آیت الله بهجت خواندم که : بوسه اش نی ز روی عادت بود بلکه از امر حق اطاعت بود بعد از مجلس خدمت آیت الله بهجت رسیدم و در مورد درستی یا نادرستی خواندن این غزل سوال کردم؛ ایشان فرمود: هر جا دیدی خریدار دارد ، حتما این غزل را بخوان از زبان بنده هم نقل کن : رسول‌خدا حتی یک‌بار هم برای بوسیدن دست حضرت زهرا سلام الله علیها دست ایشان را بالا نیاوردند، بلکه همیشه خودشان خم می‌شدند و دست خانم را می‌بوسیدند... . .
. شهادت و تشییع حضرت زهرا علیهاالسلام 🔸◼️🔸 فاطمه عليها السلام  گاهي از شدت بيماري بيهوش مي‌شود و گاهي چشم‌هايش را باز مي‌كند، مولا عليه السلام نگاهش را به صورت همسر مظلومه‌اش دوخته در چشم انداز رنج‌هاي آينده‌اش دنيايي سراپا تنهايي را مي‌بيند و اشك‌هايش آرام آرام بر گونه‌اش سرازير است، زهرا عليهاالسلام  بار ديگر به هوش آمد. چشمان نگرانش را با حسرت بر چهره مظلوم و غمگين علي عليه السلام كه مي‌داند بعد از او تمام چاه‌ها از شنيدن آواي مظلوميتش عاجز خواهند شد دوخته است و به فكر اين فداكارترين مجاهد اسلام است كه بعد از فاطمه سخت تنها خواهد ماند. زهرا عليهاالسلام با علي عليه السلام سخن مي‌گويد:«علي جان وصيتي دارم». با شنيدن اين كلمه علي عليه السلام با چشماني نمناك و قلبي غمناك فرمود: زهرا جان بگو، كه مطمئن باش به وصيت تو عمل خواهم كرد. علي جان فرزندانم يتيم مي‌شوند با آنان مدارا كن، براي دلجوئي آنان يك شب نزد آنها و يك شب نزد همسرت باش. «يا علي غَسِّلْني فِي اللَيلِ و كِفِْني فِي الليلِ و دَفِّني فِي الليلِ ولا تَُعْلِن اَحَداً»؛ علي جان مرا شبانه غسل بده، شبانه كفن كن و به خاك بسپار، و كسي را آگاه مساز. بعد از اين كه وصيتش تمام شد، براي آخرين بار با هزاران حسرت كودكانش را يكايك بوسيده و با آنان وداع كرد. اين كه لحظه وداع با علي است كه بايد در اين دنيا بماند، بدون زهرايي كه معراج‌هاي بزرگ و پروازهاي ماورائي را گام به گام و بال در بال هم پيموده‌اند. زهرا عليهاالسلام براي اين كه سخن تسلي بخش خدا به كمكش بيايد تا در اين دردناك‌ترين لحظه، راحت بتواند علي را براي هميشه وداع كند، از قرآن ناطق خواست تا برايش قرآن بخواند: چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن به رُخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن صوت قرآن غمين علي عليه السلام همراه با نواي حزين كودكانش كشتي عمر فاطمه را تا ساحل آرامش همراهي كردند، زهرا راحت شد، ولي سهمگين‌ترين ضربه‌اي را كه طبيعت در توان داشت با دردناك‌ترين حالت برعلي فرود آورده است، كودكان يتيم زهرا همان گوهرهايي كه در آغوش پرمهرش پرورش يافته بودند و بعدها زيباترين ارزش‌هاي انساني را در تاريخ به نمايش گذاشتند ناله مي‌كردند. در صحن حياط در كنار بستر يگانه دختر پيامبر غوغايي برپاست، علي مظهر عدالت مظلوم زانوي غم در بغل گرفته، سر در گريبان فرو برده، آهسته آهسته اشك مي‌ريزد. ◼️ كودكان مادر از دست داده، خود را روي جسد زهرا انداخته او را صدا مي‌زنند. «اُمّ اَيْمَن» و «اَسما بنت عميس» با چشماني اشك آلود وسائل غسل دختر پيامبر را آماده مي‌سازند چند نفر از اصحاب با وفاي پيامبر، همان‌هايي كه در لحظه هولناك و سياه و دشوار تاريخ علي را انتخاب كردند. در گوشه حياط كوهي از اندوه را در جان عزادارشان حس كرده بر رنج‌هاي گذشته فاطمه و آينده علي اشك مي‌ريزند، فضاي لاجوردي با ستارگانش كه ميلياردها حوادث را ديده و خم به ابرو نياورده بودند نظاره‌گر اشك‌هاي گرم علي هستند در فراق زهرا. شب پاس به پاس مي‌خزد و علي عليه السلام با درد و اندوه پيكر مطهر فاطمه عليهاالسلام را غسل مي‌دهد. ◼️ من امشب غسل خواهم داد با اشك گلم را غنچه‌ام را لاله‌ام را من امشب تازه خواهم كرد تا صبح غم و داغ هزاران ساله‌ام را علي عليه السلام بدن زهرا عليهاالسلام غسل داد و كفن پوشاند. وقتي خواست بند كفن را ببندد، ديد كودكان زهرا چنان با حسرت آخرين نگاه‌ها را به صورت زهرا دوخته‌اند كه نزديك است روح از بدنشان خارج شود. با بياني كه اندوه عالم را با خود داشت صدا زد: حسن جان، حسين جان، زينبم، كلثومم، بيائيد از ديدار مادرتان توشه برگيريد كه وقت فراق است . يتيمان زهرا صورت به صورت مادر گذاشتند، گريه مي‌كردند و مي‌بوئيدند و براي روزگار بي‌مادري توشه برمي‌گرفتند كه علي عليه السلام مي‌فرمايد: «اِنّي اُشهِدُاللهَ اَنَّها قد حَنَتْ و اَنَتْ و مَدَّتْ يَدَيْها و صَمَتْهُما الي صَدْرِها مَلِّياً»؛ من خدا را گواه مي‌گيرم كه فاطمه عليهاالسلام ناله جانكاه كشيد و دست‌هاي خود را دراز كرد و فرزندانش را مدتي به سينه‌اش چسبانيد. آنگاه شنيدم هاتفي در آسمان صدا زد: ◼️«يا اباالحسن اِرْفَعْهُما عَنْها فَلَقَد اَبْكِيَا وَ اللهِ مَلائِكَةُ السَّماءِ»؛ اي علي! حسن و حسين را از سينه مادرشان بلند كن كه سوگند به خدا حالت آنها فرشتگان آسمان را به گريه انداخت . ◼️ بدن مطهر زهرا عليها السلام كسي كه نسل پاك پيامبر تنها از او در جهان باقي مانده و به منزله روزنه‌اي نور پاك رسالت پيامبر را به بشريت انتقال داده است در بستر تابوت شهادت با تمام مظلوميت آرميده، روي دوش چند نفر از اصحاب با وفاي پيامبر كه از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي‌كنند به طرف قبر نامعلومش برده مي‌شود. .
. زينب عليهاالسلام به دنبال جنازه آن مسافر ملكوتي از چشمانش كه هيچوقت بعد از آن نخشكيد آب مي‌پاشد و خطاب به چشمه جوشان چشمش كه راه آخرين ديدار را مي‌بست مي‌گويد: بر سر دوش جسم بي جاني حمل مي‌شد به نقطه‌اي مرموز ◼️ جنازه زهرا از جلو هر در و ديواري كه مي‌گذشت سلام‌هاي آخرين وداع به گوشش مي‌خورد، بر خلاف خانه غمين فاطمه، قسمتي از خاك مدينه با سرور و شادماني انتظار مقدم گرانبهايي را مي‌كشد كه در درياي نبوت و در صدف عصمت پرورده شده است. ◼️ علي عليه السلام پيكر پاك تنها ياورش را تا دروازه بهشت بدرقه نموده، روي قبر زهرا نشسته با دل پرسوز و گدازش سخن مي‌گويد، درود بر تو اي رسول خدا، از من و از دخترت كه در جوارت فرود آمد و زود به تو پيوست. يا رسول الله، شكيبائيم از دوري برگزيده‌ات كم شد و تاب و توانم از دست برفت، اين مصيبت آن چنان برايم سنگين است كه از اين پس ديگر هرگز اندوهم را پاياني نبوده و شب‌هايم همواره به بيداري خواهد گذشت، يا رسول الله، اينك دخت دلبندت را به تو باز مي‌سپارم، اين امانت را بازگير كه لختي نخواهد گذشت كه دخت والا تبارت از امتت به تو خواهد گفت. ◼️مدينه در دل شب فرو رفته است و مسلمانان بي‌درد همه خفته‌اند و سكوت مرموز شب همچنان گوش به گفتگوي علي عليه السلام دارد كه خطاب به فاطمه عليهاالسلام مي‌فرمايد: نفْسي علَي زَفَراتِها مَحبوسةٌ يا لَيْتَها خَرَجَتْ مع الزَفَراتِ لا خيرَ بَعدَكِ في الحياةِ و اِنَّما اَبْكي مَخافَةَ اَنْ تَطولَ حَياتي ◼️ «جان من در پشت نفَس‌هايش محبوس مي‌باشد و اي كاش اين جان دردمند همراه با نفَس‌هايش از سينه بيرون مي‌رفت» زهرا جان، اي نمونه كامل انسانيت، اي ياور علي زهراجان، درست است كه از كنار من و از چشم من دور شده‌اي اما هرگز از دل من بيرون نخواهي شد، رفتن تو از كنار علي، رفتن از ديده است نه از دل، علي عليه السلام براي عمل نمودن به وصيت زهرا هم كه شده مجبور است براي تسلي كودكان يتيم فاطمه از كنار مزار او به خانه غمكده خويش بازگردد، خطاب به زهرا دردمندانه مي‌گويد: زهرا جان من از كنار مزار تو اگر مي‌روم نه بدين علت است كه از جوار تو سير شده باشم، اگر هم در كنار مزارت مسكن گزينم نه بدان نظر است كه شكيبائي را از دست داده‌ام و به وعده‌اي كه خدا به شكيبايان در برابر مصيبت داده است بي‌اعتنا باشم، بر تو و پدر بزرگوارت درود باد. علي كه جان كندن برايش از دل كندن از قبر فاطمه آسان‌تر است اولين بار بدون بدرقه فاطمه از كنار او جدا شده رو به سوي خانه‌اي دارد كه اولين بار است زهرا به استقبالش نخواهد آمد، علي عليه السلام با قلبي داغدار به خانه بدون فاطمه كه ماتمكده‌اي بيش نيست باز مي‌گردد، همان خانه‌اي كه هر موقع با كوهي از غم و اندوه به آنجا باز مي‌گشت غم‌هايش در مقابل گرمي آفتاب محبت‌هاي زهرا آب مي‌شد، خانه سراپا خاطرات حق طلبي و درد و رنج زهرا است. آه و ناله هر شب فاطمه مظلوم كه بهترين لالائي اطمينان وجود مادر براي كودكانش بود امشب به گوش نمي‌رسد، علي يتيمان خسته و عزادار زهرا عليهاالسلام را خوابانيد، مولا كه سخت تنها مانده است هم در شهر و هم در خانه بي پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلّم و زهرا، دوباره از سرِ درد برگشته كنار قبر فاطمه با دريائي از غم نشسته است. شب خاموش و غمگين گوش به زمزمه‌هاي دردآلود علي عليه السلام دارد. رگبار سرشك از چشمان حق بينش بر خاك نهال تازه غرس كرده‌اش مي‌بارد و مي‌گويد فاطمه جان بر مرگ جانگداز تو نمي‌گريم، گريه من از بيم آن است كه مبادا پس از تو زندگي طولاني گردد. زهرا راحت شد، آنچه معلوم است رنج علي عليه السلام است در فقدان فاطمه و درد محبانش در طول تاريخ كه رگبار سرشكي بر پهناي گونه تاريخ گريسته‌اند، ولي هنوز نمي‌دانند بدن يگانه دختر پيامبرشان را كدام قسمت از خاك يثرب در برگرفته است و در سوگ او بر پاي كدام نهال، سرشك غم ببارند. درود و سلام بر تو و بر روزي كه ولادت يافتي و سلام و درود بر تو و روزهاي حزن افزايت و درود بر تو و بر روز رحلت مظلومانه و قبر نامعلومت فاطمه عليهاالسلام در آخرين لحظات حياتش ديده بر چهره مظلوم و غمگين علي عليه السلام دوخته بود و نگاهش گوياي اين واقعيت بود كه پس از مرگش تمام چاه‌ها از شنيدن آواي مظلوميت علي عليه السلام عاجز خواهند بود و اين مجاهد بزرگ اسلام به شدت تنها خواهد ماند. حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام در وصيت به حضرت علي (ع ): مرا شبانه غسل بده، شبانه كفن كن و به خاك بسپار، دلم مي‌خواهد قبرم گمنام باشد و كسي آن را نشناسند. .
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در منابع اهل سنت