eitaa logo
گوهر معرفت
45.8هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.1هزار ویدیو
5 فایل
بسم الله و بالله لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم مقصودِ عاشقانِ دو عالم لقای توست مطلوبِ طالبان به حقیقت رضای توست بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک شهری تمام غلغله و ماجرای توست ⚠️نشر مطالب و محتوا شرعا همراه نام و لینک کانال جایز میباشد⛔
مشاهده در ایتا
دانلود
عارف بالله جناب مهدی طیب از شاگردان مرحوم دولابی رضوان الله علیه: لازمه رشد و بالا رفتن مرتبه کمال هر شخص این است که آنچه در مرتبه قبل انجام داده است به نظرش ناقص و ناکافی بیاید و به سبب آن شرمنده و خجل باشد و در مقام پوزش و عذر خواهی برآید . بنابراین هر کس در هر مرتبه ای که قرار دارد وقتی به آنچه در مراحل قبل انجام داده است توجه و نگاه می کند در پیشگاه خداوند احساس شرمندگی می نماید و درصدد عذر خواهی و توبه بر می آید، لذا از کوچکترین تا بلند مرتبه ترین و کامل ترین انسان ها همگی نیازمند به توبه اند .اما آنچه در هر مرتبه در شخص احساس شرمندگی و ندامت و طلب پوزش می آورد با مراتب دیگر فرق می کند . @nedayepakefetrat99
از حضرت آیه الله مرحوم میرزا جوادآقا ملکی تبریزی پرسیدند : " آیا اَشهدُ اَنّ عَلیّاً وَلیُّ الله جزءِ اذان و اقامه است ؟ " فرمود : نه ؛ نماز جزءِ اَشهدُ اَنّ عَلیّاً وَلیُّ الله است. آنوقت برخی آقایون به اصطلاح مراجع این فقره را جز اذان و‌اقامه نمی دانند❗️❗️❗️ @nedayepakefetrat99
 نفس به گونه اى است که اگر صد و بیست و چهار هزار پیامبر را در پیش پاى او قربانى کنند و بگویند که تو دست از انسان بردار، وى نمى پذیرد مگر آنکه او را گرسنه نگه دارى که گرسنگى او را خاکمال مى کند.  الهى آزمودم، تا شکم دایر است، دل بایر است . ((یا من یحیى الارض المیتة )) دل بایرم ده . @nedayepakefetrat99
عارف کامل سید هاشم حداد رضوان الله علیه: من تعجب مي كنم از اين دسته از سالكين كه مكاشفه مي خواهند ! چشم باز كنند ، همه اين عالم مكاشفات است . مكاشفه تنها ديدن صورت در زاويه به صورت خاص يا حالت استثنايي نيست ، هر چه كشف از اراده و اختيار و علم و قدرت وحيات حضرت حق كند مكاشفه است . چشم باز كن و بنگر كه اين عالم خارج ، هر ذره اش مكاشفه است و حاوي عجايب و غرايب كه فكر را به منتهاي آن دسترس نيست. اهل بيت معجزه اند وجود خود ائمه بزرگ ترين معجزه هستند و افعال آنان ، حيا وميتاً همه معجزه است و انسان نبايد فقط اعجاز آنان را در موارد استثنائي بجويد و از يك دريچه به عظمتشان نظاره كند. @nedayepakefetrat99
نامه عارف کامل سيد هاشم حداد رضوان الله علیه به يكي از شاگردان: " بسم الله الرحمن الرحيم . التوحيد نور ، و الشرك نار . التوحيد يحرق جميع سيئات الموحدين و الشرك نار يحرق جميع حسنات المشركين – والسلام . به نام خداوند بخشنده مهربان . توحيد نور است و شرك آتش است . توحيد مي سوزاند جميع زشتي هاي موحدين را و شرك آتش است كه مي سوزاند جميع خوبي هاي مشركين را . والسلام @nedayepakefetrat99
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری از شاگردان مرحوم میرزای بزرگ شیرازی در سامرا بود. می رودمحضر امیرالمؤمنین (ع) در حرم زیارت و به آقا امیرالمؤمنین می‌گوید: آقا ما داریم برمی‌گردیم به ایران و می‌دانم برگردم، سیل مقلّدین و مراجعین در مسائل شرعیه به سمت ما میآید.آقا، یک الگویی را به ما معرفی کنید که من در آینده‌ی زندگی‌ام،این الگو بشود برای ما شاخص،این استقبال دنیا، مرجعیت، عزّت، ثروت و آقایی، ما را غافل نکند. حاج شیخ عبدالکریم حائری سه ماه نجف می ماند* و صبح و شام وقتی حرم مشرّف می‌شد، از امیر المؤمنین (ع) همین خواسته را تقاضا می‌کرد. سه ماه هم ایشان کربلا می‌ماند. جمعاً می‎شود شش ماه. دیگر ایشان داشته باز ناامید می‌شد که شاید آقا امام حسین (ع)هم مصلحت نمی‌دانند که معرفی کنند،آن شب با دل شکسته از حرم می‌‍‌رود در همان منزلی که در کربلا اسکان داشتند، ایشان شب می‌خوابد، *خواب سیدالشهداء (ع) را می‌بیند. آقا می‌فرمایند:* "شیخ عبدالکریم! از ما یک انسان جامعِ کاملِ وارسته می‌خواهی به عنوان الگو؟" می‌گوید: بله آقا. *می‌فرمایند:"فردا صبح وارد حرمِ ما که می‌خواهی بشوی طلوع فجر،کنار قبرِ حبیب بن مظاهر اسدی، یک جوان 18 ساله‌ای نشسته،* عمامه‌ای کرباسی به سر دارد و یک عبای کرباسی ولباس کرباسی هم پوشیده.شما که وارد می‌شوی،این جوان بلند می‌شود وارد حرم می‌شود یک سلامی پایین پا به من می‌کند،یک سلام به علی اکبر،یک سلام به جمیع شهداء،از حرم خارج می‌شود بعدازطلوع فجر.این جوان را دریاب که یکی از انسان‌های بزرگ است ". حاج شیخ می‌فرماید: بیدار شدم. طلوع فجر،وقتی وارد حرم شدم،دیدم کنار قبر حبیب بن مظاهر،همان گوهری که امام حسین (ع) حواله کرده بود،نشسته بود. وارد شدم، این قیام کرد و آمد در حرم و یک سلام به حضرت سیدالشهداء(ع)،یک سلام به علی اکبر ویک سلام به جمیع شهداء،ازحرم خارج شد آمد به ایوان و از آنجا به صحن رفت. دنبالش دویدم. در صحن،صدایش زدم و گفتم:آقا،بایست من با تو کار دارم. برگشت یک نگاهی به من کرد و گفت: "آقا! عمامه‌ی من عاریتی است " و رفت. از صحن رفت بیرون،رفت در کوچه‌ پس‌کوچه‌های کربلا، دنبالش دویدم: آقا! عرضی دارم، مطلبی دارم، بایست. دوباره درحال حرکت برگشت و گفت: "آقا! عبای من هم عاریتی است "؛ و رفت. آقای حاج شیخ عبدالکریم می‌گوید: دیدم دارد از دستم می‌رود؛ محصول شش ماه زحمت درِ خانه‌‌ی دو امام،بااین دو کلمه دارد می‌گذارد و می‌رود. دویدم و خودم را به او رساندم و دستش را گرفتم و گفتم: بایست.عبای من عاریتی است؛ عمامه‌ی من عاریتی است یعنی چه؟ *شش ماه التماس کرده‌ام تا شما را معرفی کرده‌اند، کار داریم با شما*. یک نگاهی به حاج شیخ می‌کند و می‌گوید: "چه کسی من را به شما معرفی کرد؟". آقا شیخ عبدالکریم می‌گوید: صاحب این بقعه و بارگاه، سیدالشهداء(ع). به حاج شیخ عبدالکریم می‌گوید: "امروز چندمِ ماه است؟" حاج شیخ عبدالکریم روز را می‌گویند. می‌گوید: "دنبال من بیا ". در کوچه‌پس‌کوچه‌های کربلا می‌روند تا به خارج از کربلا می‌رسند.یک تلّی بود که روی آن تل،یک اتاقکی بود.میرسد به درِ آن اتاق و می‌گوید: "اینجا خانه‌ی من است،فردا طلوع فجر،وعده‌ی دیدار من و شما همین جا ". می‌رود داخل و دررا می‌بندد. مرحوم حاج شیخ فرموده بود: من در عجب بودم؛ خدایا،این چه مطلبی می‌خواهد به من بگوید که موکول کردبه فردا.چرا امروز نگفت؟! آن درسی که بناست به من بدهد و زندگی آینده‌ی من راتضمین کنددر معنویت؛ بشود درس؛ بشود پیام. ایشان می‌فرماید: لحظه‌شماری می‌کردم.آن روز گذشت تا فردا و طلوع فجر، رفتم بیرونِ کربلا،روی همان تل.پشتِ همان اتاقک.آمدم در بزنم،صدای ناله‌ی پیرزنی از درون آن اتاق بلند بود و صدا می‌زد: وَلَدی! وَلَدی.پسرم، پسرم. در زدم، دیدم پیرزنی با چشمان اشک¬آلود در را گشود. گفتم: خانم دیروز یک جوانی زمان طلوع فجر، وارد این خانه شد و گفت اینجا خانه‌ی من است و با من وقت ملاقات گذاشته.این آقا کجاست؟ گفت: این پسرِ من بود،الآن پیشِ پای شمااز دنیا رفت. وارد شدم. دیدم پاهای این جوان به قبله دراز، هنوز بدن گرم. گفتم: وا أسفا! دیر رسیدم. یک روز حاج شیخ بر فراز تدریس کرسی درس خارج در قم،این خاطره را نقل کرده بود ازدوران جوانی و بعد فرموده بود: آن درسی که آن جوانِ بزرگ و کامل از طرف امام حسین (ع)به من آموخت، درسِ عملی بود. روز قبل به من گفت: آقا عمامه‌ی من عاریتی است، عبای من عاریتی است فردا جلوی چشمانِ من،عبا و عمامه را گذاشت و رفت. می‌خواست به من بگوید: *شیخ عبدالکریم حائری! @nedayepakefetrat99
مرجعیت،عاریتی است ریاست،عاریتی است خانه‌هایتان،عاریتی است پول‌های حسابتان،عاریتی است وجودتان،عاریتی است سلامتی‌تان،عاریتی است. هر چه می‌بینید،عاریه است و امانت است دل به این عاریه‌ها نبندید. این‌ها را یاازشمامی‌گیرند یا حوادث، یا وارث می‌برد. او با مردن خود در عمل نشان داد هرچیزی هنگام مرگ جز اعمالی که خالص برای خداوند متعال باشد هرچه داریم عاریه است @nedayepakefetrat99
حدیث قدسی : ای فرزند آدم خودت را محو عبادت من کن تا قلبت را پر از بی نیازی از همه چیز و‌همه کس کنم. @nedayepakefetrat99
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
و از لوازم سالک ، بیدارى سحر است به قدرى كه طبیعت سالك را طاقت باشد و در مذمت خواب سحرگاه و مدح عادت به بیدارى آن موقع است قوله تعالى : كانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون @nedayepakefetrat99
💐حضرت علی علیه السلام:💐 سلامتی تن ؛ در دوری از حسادت هست. حکمت 256