4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پست معنا دار اینستاگرام آیت الله فاطمی نیا
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
از استاد حفظه الله تعالی پرسیده شد:
آقا ما در محضر شما کههستیم وکلام شما را که میشنویم پس از اتمام جلسه ساعتها و گاها روزها حالتی درونمان ایجاد میشود که بی رغبت به دنیا ومافیها میشویم واز گناه به شدت پرهیز میکنیم اما پس مدتی دوباره پاهایمان سست میشود و بازهم به سوی معاصی میرویم
ایشان فرمود:
مگر شما گمان کرده اید شیطان از شیطنتش استعفا داده یا توبه کرده است
مگر او میگذارد که شما در این مسیر بمانید
شیطان که با فلان مست لایعقل کافر کیش کاری ندارد
او دشمن قسم خورده ی مومنین به رب العالمین است
او اگر اجازه داشت استخوان مومنین را میجوید
باید مدام متوسل باشید
مدام مستغیث باشید
باید مدام از خدای سبحان مدد بگیرید
و توجه تان از قطب عالم علیه السلام منحرف نشود
فرمود : این وعده رسول خدا صل الله وعلیه واله است که فرمود: اگر حالت بندگیتان مدام شود آنچه را من می بینم می بینید وآنچه را من میشنوم میشنوید
سپس فرمود:
إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ﴿۳۰﴾
به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
🍃میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمةاللهعلیه) :
🔸️خدا را شاهد میگیرم که من از متهجدین و شب زندهداران کسی را میشناسم که به هنگام سحر صدای فرشتهای که او را بیدار میکند، میشنود.
🔹️فرشته با لفظ «آقا» به او خطاب می کند و آن شخص با این سخن بیدار می شود و به نماز شب می ایستد.
(گویا احوال خودشان رو می فرمایند...)
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
1_5141286783450874528.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
🎙عبد صالح خدا مرحوم آیت الله شیخ علی قبادی :
🔻ما راه دیگری غیر از دین نداریم ؛ کجا برویم ؟ در خانه ی صوفیه برویم؟ در خانه ی رمل و اسطرلاب برویم؟ راه دیگری جز شریعت نداریم ، شریعت تنها راه است نه یک راه.
🔻دستورات بالاتر را زمانی که ما حرکت کردیم ، به ما می رسانند؛ الان که ما حرکت نکردیم ، از پای خودمان استفاده نکردیم ، بشینیم اینجا بگیم که حالا مثلا پرواز میشه کرد ، یک چیزی به نام براق وجود دارد که ادم اگر سوار ان براق بشه ، پرواز میکنه به ملکوت؛ تو پای خودتو حرکت ندادی ، می خواهی براق به تو بدهند؟ راه بیفت ، قدم بعدی ، کم کم ، وسیله ها رو هم در اختیارت قرار می دهند.
وسیله هایی هم که در اختیارت قرار می دهند در چهارچوب شریعت است ، جای دیگر چیزی نیست.
🔻( به غیر از حضرات معصومین علیهم السلام ) دست کسی چیزی نیست ، هر کسی گفت دست من چیزی ست ، این مدعی ست؛ برای این که ما به شریعت برگردیم (امام زمان عج ) 1400 سال خون دل خوردند، صبر کردند ، تا ما به شریعت و دین برگردیم ، ان وقت ما می توانیم با کمترین بهانه ای دست از دین برداریم؟
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
تمثال کوچکی ازروز قیامت یوم الحساب
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
جناب ایت الله قاضی میفرمایند
اصل و اصول مسیر سلوک مراقبه است
اگر مراقبه آنطور که مد نظر است صورت نگیرد فکر در نفس و توجه به معرفت النفس جز سیرِ خیالی چیزی به شما نخواهد داد
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
🌷 آیت الله بهجت(ره) عارفان
در تهران استاد روحانی ای بود که لُمْعَتَیْن را تدریس می کرد، مطّلع شد که گاهی از یکی از طلّاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود. روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچّه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.
روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید: «آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند.» آقا یادش می آید و تعجّب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است. از اینجا دیگر یقین می کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می شود می گوید: آقای عزیز، مسلّم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(علیه السلام) مشرف می شوید؟
استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرّف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد می گوید: عزیزم، این بار وقتی مشرّف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرّف به حقیر بدهند. مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدّت، صبر آقا تمام می شود و روزی به وی می گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می بیند که وی (به اصطلاح) این پا و آن پا می کند. آقا می گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی (وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلَّاالْبَلاغُ الْمُبینُ؛ سوره نور، آیه 54، و سوره عنکبوت، آیه 18.
🔘 آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید آقاعلیه السلام فرمودند: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقتِ ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم.
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
آیت الله شجاعی :
دنیا تمام می شود، خوب گوش کنید...
ماهم مثل شما یک روز جوان بودیم، اما تمام شد.
به خودتان دلتان بسوزد، برگردید، مخالفت را کنار بگذارید....
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
عارف بالله حاج محسن لبانی رضوان الله علیه:
بنده مُکبّر نمازهای جماعت آیتالله شاهآبادی بودم ؛ آقای شاهآبادی یک عارف به تمام معنا بود. صاحب نَفس بود. نَفَس اینها در آدم تاثیر میگذاشت. برخی از آقایان امروزی ما بروند بگردند، پیدا کنند و ببینند چرا نَفَسها از اثر افتاده. قدیمیها با یک تذکر، آدمها را منقلب میکردند. سرنوشتها را عوض میکردند. حالا چرا نَفَس و موعظه برخی از این آقایان اثر ندارد. اثر ندارد که هیچ، بلکه شنونده را به لَج و لجبازی میکشاند. چرا؟ بروند بگردند مشکل را پیدا کنند. نَفَس امثال شاهآبادی وآقاشیخمحمدحسین زاهد به سنگ اثر میکرد، چه رسد به آدم.
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
عارف بالله مرحوم جناب آقای حاج میرزا ابوالفضل ثقفی رضوان الله علیه:
در یکی از شب های چهارشنبه که با آقاى حاج علی حاجفتحعلی و بعضی از دوستان به قم مشرف شده بودیم، پس از زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام به منزل شیخ جعفر آقای مجتهدی رفتیم. در همان ابتدای ورود، آقا فرمودند: فوراً یک گوسفند تهیه کرده و برای سلامتی حضرت ولی عصر علیه السلام ذبح کنید.
بنا به فرمودهی آقا سریعاً با آقای حاج فتحعلی به میدان رفتیم و یک گوسفند فربه از نژادی خاص که در آن زمان فراوان بود خریداری کردیم و به منزل آوردیم. آقا فرمودند: آقای ثقفی، این گوسفند را خودتان در همینجا ذبح کنید و دعای مخصوص ذبح را هم بخوانید. سپس آقا داخل اتاق رفتند؛ زیرا طاقت دیدن آن صحنه را نداشتند.
بعد از قربانی کردن گوسفند فرمودند: آن را چهل قسمت کنید و سرِ کوچه ببرید و به هر کس از آنجا عبور میکرد یک قسمت بدهید. ما هم دستور آقا را انجام دادیم، سپس به مسجد جمکران مشرف شدیم. صبح که از مسجد برمیگشتیم مجدداً به منزل آقا رفتیم و صبحانه را با ایشان خوردیم. در همین بین، مرحوم آقا فخر تهرانی که در اتاقی در همان منزل سکونت داشتند تشریف آورده و گفتند: دیشب در اینجا چه خبر بوده است؟ گفتیم: چطور؟
گفتند: دیشب دیدم قوچی در اینجاست و پیوسته از فرط خوشحالی بالا و پایین میپرد و میگوید: من قربانی حضرت ولی عصر علیه السلام هستم؛ کدام گوسفند مثل من است؟ من مثل و مانندی ندارم! آقای مجتهدی فرمودند: بله آقاجان، حضرت حواله فرموده بودند و قربانی را از ما پذیرفتند.
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
ولی خدا میفرمود:
وقتی ما به امام زمان(علیه السلام) متوسّل میشویم، به عنوان مثال، برای سلامتی ایشان صدقه میدهیم یا برای سلامتی وجود مبارکشان دعا میکنیم، یک وسیله و یک مقدّمه برای ایجاد ارتباط با آن حضرت(علیه السلام) است وگرنه امام علی(علیه السلام) میدانند چه بخورند، چه وقت بخورند و چقدر بخورند. بنابراین بیماری برای حضرت(علیه السلام) مطرح نیست. اصلاً بقا و سلامتی وجود ما به برکت وجود آن حضرت است.
در دعا میخوانیم «بیمنه رُزق الوری»؛ به برکت او به دیگر مخلوقات روزی داده میشود، از جمله این مخلوقات، جبرئیل است؛ یعنی جبرئیل به برکت وجود امام زمان(علیه السلام) زنده است و نفس می کشد و حیات دارد. همچنین اسرافیل و عزرائیل و میکائیل. درست است که اینها ملک مقرّبند، امّا قرب اینها قرب صوری است، مثل نگهبان دم در که از همه رفت و آمدها باخبر است، امّا دلیل بر قرب نیست. او وسیله انجام کارهای صاحب خانه است؛ امّا محبوب و دوست واقعی او نیست.
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
عارف بالله مرحوم آیت الله لطیفی گنبدی میفرمودند: در ایامی که در شهر قم سکونت داشتم، وارد قبرستان نو شدم و رفتم سر مرقد کربلایی کاظم و مشغول قرآن و فاتحه بودم(آن موقع ظهر هنگام بود و قبرستان خلوت بود).
یک دفعه دیدم دو آقای بسیار با کمال و نورانی و معطر آمدند سر قبر کربلایی کاظم و مشغول فاتحه شدند و به بنده هم بسیار احترام گذاشتند.
من فهمیدم که این دو آقایان از ملائکه هستند!!!
رفتند بیرون و من هم پشت سرشان رفتم تا ببینم که باز قبر چه کسی را زیارت میکنند، ولی دیدم که ناپدید شدند و هیچ اثری ازشان نبود.
مرحوم آیت الله لطیفی گنبدی فرمودند که:ببین کربلایی کاظم چه مقامی دارد که ملائکه زیارتش میکنند.
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b