گوهر معرفت 🚩یا لثارات 🚩
این مردک فتنه گر و باغی انقلاب هم اکنون در انگلستان است او مشکوک به سرطان پروستات است عکس با هدف
خیلی سال بعد
در کتب تاریخی ،از خیانت این جریان غربزده بسیار خواهند نوشت
چقدر عبرت ها زیاد
و چقدر عبرت گیران کم هستند ...
گوهر معرفت 🚩یا لثارات 🚩
خیلی سال بعد در کتب تاریخی ،از خیانت این جریان غربزده بسیار خواهند نوشت چقدر عبرت ها زیاد و چقد
راضی نیستیم ارادتمندان و عاشقان این خبائث در کانال حضور داشته باشند
اعضای محترم و انقلابی 🚩گوهر معرفت🚩
برای غلبه بر لیبرالها که همیشه برایمان سنگ اندازی میکنند
به کمک شما مومنین نیاز داریم
هرچه اعضا بیشتر باشد نمیتوانند کاری بر علیه کانال انجام بدهند
مدد برسانید بیشتر بشویم
تا مطالب پشت پرده راحت تر بیان کنیم
فعلا با توجه به برخی از محدودیت های اعمال شده برایمان ، مطالب و مواضع👉👈 مهم سیاسی (پشت پرده ها)
در بستر های زیر بارگذاری میشود
حتما عضو باشید
🆔 شناسه بله:
https://ble.ir/gowharemarefat
🆔 شناسه روبیکا :
rubika.ir/gowharemarefat
🆔 شناسه ایتا
@gowharemarefat
«عفیفه خانم! منارجنبان هم قرن هاست میلرزد ولی پابرجاست!»
سال ها قبل، از دوست سوریِ عزیزی شنیده بودم که زمان شاه که با همسر ایرانی خود برای اولین بار به ایران سفر میکند وقتی در قصابی های تهران، فروشِ آزاد گوشت خوک را میبیند شوکه میشود، چرا که هرگز چنین چیزی را در هیچ کشور مسلمان دیگری ندیده بود.
این نقل قول را شنیده بودم اما باور نکرده بودم یا بهتر است بگویم تصور میکردم دکوری بی خاصیت بوده تا گوشتی قابل خرید و نوش جان کردن!
اما، اخبارِ دهشتناکِ این اواخر و استشمام بوی کودتا، قانعم کرد تا باور کنم، گوشتِ خوکِ تاریخِ نه چندان قدیمی کشورم، در اندک نطفه های این سرزمینِ غیور، دخیل و دکوری نمایشی نبوده است.
کودتایی که گرچه با قرآن سوزی دی ماه رسماً شروع شد و با شهادت رهبر پیش رفت و با عریانی زنان و فشارهای کمرشکن اقتصادی به سرعت در حال پیشروی ست اما آغاز موریانه وار آن به سال ها قبل برمیگردد، همان زمانی که در فتنه ی ۸۸، امام شهیدمان به تک تک خواص جامعه امر کردند تا مواضع صریح خودشان را نسبت به فتنه گران اعلام کنند اما حضراتِ چسبیده به صندلی های قدرت، متمردانه سکوت اختیار کردند؛ درست مثل ۹ سال قبل که صراحتاً فرمودند اسناد توسعه ی پایدار، کارخانه ی سرباز سازی برای دشمن است و مطلقا نباید امضا و اجرا شود اما از همان سال مو به مو در کشور ما اجرا میشود و صدا از سنگ برنمی آید…
تاریخ را که ورق میزنم و قطعات پازل را کنار هم میگذارم نمیدانم ساعتِ چندِ ۲۸ مردادِ سال ۳۲ هستیم، ۱۲ ظهر؟ ۱۳؟ ۱۴؟ ۱۵؟ اما مطمئناً به غروب آن روز نحس هنوز نرسیده ییم چرا که هنوز در خیابانیم…
تنها تفاوت مان با مردم ۷۳ سال قبل، فقط همین خیابان است… خیابانی که صبح آن روز تابستانیِ داغ، فریاد «زنده باد مصدق» شنید و بعدازظهرش با فریبِ مردم برای رها کردن و بازگشتن به خانه، توسط «شعبان بی مخ» ها و «پری بلنده» ها قُرُق شد و پر شد از صدای «مرگ بر مصدق»!
هرزه هایی که دولت برای روز مبادا جمع کرده بود و آنقدر به ایشان خدمات داده بود و با دلشان راه رفته بود که متقابلاً میتوانستند هر برگی از تاریخ را سیاه کنند…
وگرنه چه کسی باور میکند در قلب مملکتی شیعه، محله ای وجود داشته به وسعت ۱۳۵ هزار متر مربع مخصوص روسپی ها با کار و کاسبیِ قانونی و برو و بیا و خدم و حشم و کارت سلامت و پر از کافه و تئاتر و سینما و… درست مثل خیابان های بدنام هامبورگ و آمستردام و…!
ایکاش همه ی زندگی لجن شان به مسائل منحط اخلاقی و خدمات روسپی گری، به شاه و مهمانانش ختم میشد و اغفال دخترکان جوان، اما مهم ترین کارکردشان، ایفای نقش در بحران ها و رویدادهای سیاسی بود، برای جا به جا کردن مرزهای شرافت و انسانیت!
کودتا کردن همان و ریختن در منزل پیرمرد آزادیخواهی که هدفش شکستن یوغ استعمار بود همان…
اما به همان نیز بسنده نکردند و برای ریختن آبروی پیرمرد در دادگاه!!!، یکی از همان زنان بدنام محله ی «شهرنو تهران» را اجیر کردند تا به مصدق که از سرما میلرزید طعنه ی رندانه ای زده و بگوید «چه زود از پا افتادی و به لرزش افتادی مدعی!»
و پیرمرد چه زیبا جوابش را داد:
«عفیفه خانم! منارجنبان هم قرن هاست میلرزد ولی پابرجاست!»
.
.
.
.
.
ذهنم میان کلمات زندانی شده است
کودتا
هرزه ها
کافه ها
لغو قانون پوشش و حیا
رها کردن عریانی
تحریف سخنان امام
مذاکره با قاتل
واردات غلات دشمن
تعطیلی مجلس
موتور سواری زنان
سایت عادل
و
و
و