گروه یهودیان لو طاهور(قلب پاک) که بهترین ومومن ترین یهودیان دنیا هستند ( رادیو ،تلویزیون واینترنت ) را حرام میدانند، زنانشان چادر و حجاب کاملا دارند وکاملا سنتی ازدواج میکنند
در سال ۹۸ محضر رهبر معظم انقلاب رسیدند
و مستندات و ادله و نسخ بسیار قدیمی بزرگان یهود را به محضر آقا ارائه کردند و اینکه برای آنها مسجل شده در پنج سال آینده مسیح علیه السلام ظهور خواهد کرد
و مسیح به دین «احمد صل الله علیه و آله وسلم» در خواهد آمد ودر اورشلیم به پسر احمد(ص) در نماز اقتدا خواهد کرد
ان شاالله
@nedayepakefetrat99
حضرت علامه حسن زاده :
باید از الان شروع کرد.
هرچه حضور و خلوت و
سکوت و صوم و ذکر و
عند الذکر بودن بیشتر
باشد قوی تر میشوید.
@nedayepakefetrat99
عارف بالله جناب سنگسری:
اي سالك : تشخيص گناه اثر نور ولايت و يقظه است و عدم تشخيص گناه و قساوت قلب ، اثرات گناه است
@nedayepakefetrat99
چرا خداوند به برخی از افراد قدرت های ماورا الطبیعه می بخشد
قدرتهای غیرعادی چه توجیهی دارند؟
@nedayepakefetrat99
برای پرداختن به پاسخ، مطلبی بسیار اساسی و راهگشا ذکر میشود و آن این نکته است که- از مدعیان دروغین که بگذریم – اعمالی مثل ارتباط با ارواح، تسخیر و ارتباط با جن، تله پاتی، طی الارض هیچکدام به خودی خود دلیل بر حقانیت انجام دهنده آن نیست.
به عبارتی در صورتی که این امور توسط کسی انجام یابد، او نه به قطب و مرشد تبدیل میشود و نه صحبتهای او و ادعاهایش برای دیگران وظیفه شرعی و اخلاقی ایجاد میکند. اولیاء دین میگویند: انسان میتواند با انجام کارهای مشکل و ریاضتهای سخت، قدرتهای غیرعادی روح و نفس خود را بازیابد و اصولاً خداوند متعال این قدرتها را به نفس انسانی عطا کرده است و توانایی انجام این امور از خواص نفس انسانی است و ارتباطی مستقیم به ایمان و تقوای افراد ندارد، تا جائی که گفتهاند لازمه ارتباط با اجنه کافر، توهین کردن شخص احضار کننده به دین حق است. به همین جهت ارباب معرفت مکاشفه را به دو نوع رحمانی و شیطانی تقسیم کردهاند. یعنی عامل مکاشفه ممکن است فرشته باشد و ممکن است شیطان. ملاک تشخیص این دو از همدیگر را تعالیم قرآن و سنت معصومین ذکر نمودهاند. یعنی هرچه در مکاشفه بهدست آید اگر با مضامین و دستورات قرآن و روایات معصومین همخوانی دارد «مکاشفه ربانی» است در غیر این صورت دست شیطان صحنهگردان نمایش بوده است. بنابراین حتی اگر ثابت شود مکاشفه رحمانی بوده است نه فقط سخنان او در حق دیگران حجت نیست بلکه دلیل بر این که صاحبش مربی کامل شده هم نمیباشد.
@nedayepakefetrat99
اما این که فرق عارفان حقیقی با صاحبان اعمال غیرعادی (مثل مرتاضان) چیست؟ پاسخ را در قالب تمثیلی چنین گفتهاند «اگر کسی در کویری بیآب، برای یافتن آب به حفر زمین بپردازد و بعد از تلاش پیگیر، به چند سکه طلا دست یابد هرچند طلا ذی قیمت است، اما او نباید فراموش کند به دنبال آب و این منبع حیات بوده است و در این بیابان چند سکه طلا، مشکل تشنگی او را برطرف نمیکند. او موقتاً خوشحال میشود اما اگر دست از ادامه کار بکشد در واقع دنبال آب نبوده است و ممکن است از تشنگی هلاک شود، اما اگر حفر را ادامه دهد هم به آب میرسد و هم طلا را دارد. بزرگان دین فرمودهاند: دست یافتن به این قدرتها برای اولیاء دین «نقل و نبات» راه است که خداوند به دوستانش عطا میکند و آن هم در مواردی که مصلحتی بر اعطاء این قدرت وجود داشته باشد. دست یافتن به این قدرتها، فطرت تشنه بشر را سیراب نمیکند و این فطرت باید به اصل خود برگردد. فراتر از آب، سراب است که اثر حقیقی ندارد. آنچه هدف سالک حقیقی است «تحصیل روح تعبد و رسیدن به مقام زلال بندگی» است نه رسیدن به قدرتهای ویژه. راه رسیدن به بندگی حقیقی خداوند، «شریعت» است. به عبارت دقیقتر «شریعت، طریقتِ حقیقت است» و «قرآن و عرفان و برهان» همه یک حقیقتاند.
@nedayepakefetrat99
ابنعربی میگوید: «هر که از شریعت فاصله بگیرد، اگر تا آسمان هفتم بالا رفته باشد به چیزی از حقیقت دست نخواهد یافت!… چرا که حقیقت عین شریعت است. شریعت مانند جسم و روح است که جسمش احکام است و روحش حقیقت».
به ابوسعید ابیالخیر گفته شد: فلان کس بر روی آب راه میرود. پاسخ گفت: «سهل است، «قورباغه» نیز روی آب راه میرود. گفتند: «فلان کس در هوا میپرد» جواب داد: «مگس نیز بر هوا میپرد». گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میرود». جواب داد: «شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب میرود. این چیزها قیمتی ندارند. مرد آن است که میان مردم زندگی کند و با آنها رفت و آمد و داد و ستد کند؛ زن بگیرد و با دیگران معاشرت داشته باشد و یک لحظه از خدای خود غافل نباشد
@nedayepakefetrat99