از بغل کردن و لمس شدن بدم میاد؛
اما نه هر بغل و لمسی.
تعداد خیلی خیلی کمی هستن (شاید فقد یه نفر) که خودم بال بال میزنم برای بغل_
گاهی وقتا یه کارایی انجام میدم یا یه حرفایی میزنم، که بعدش با خودم میگم: این الان تویی؟ تو که اینجوری نبودی...
و در آخر غرق میشم تو عذاب وجدان-
حتی دستامم نمی دستن موقعی که میخوام درباره یه مسئله ای تایپ کنم، دیگه زبونم پیشکش
خدا ازم اشکامو میگیره، اما بعد یه مدت بهم میگردونه؛ اما وقتی ازشون استفاده میکنم
باید بعدش سردرد به شدت فجیع بعد گریه رو تحمل کنم_