eitaa logo
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
137 دنبال‌کننده
956 عکس
350 ویدیو
3 فایل
𔖑┋𝗪𝗛𝗜𝗦𝗞𝗘𝗬 𝗘𝗬𝗘𝗦,𝗕𝗥𝗢𝗪𝗡 𝗛𝗔𝗜𝗥... 𔖑┋𝗔𝗗𝗩𝗘𝗡𝗧:2025/09/01
مشاهده در ایتا
دانلود
همین الان یکی از هم دانشگاهیام اومده میگه از چیزی ناراحتی؟چیزی عصبانیت کرده؟میگم نه میگه چشمات یجوریه انگار از همه چی شاکیی................. یعنی اختیار چشمام و حالت صورتمم دست خودم نیست خدایا شکرت😑
شاید یک در میلیارد باشد. شلی_ک گلو_له ای به سمتم یا افتادن تنه درختی بر روی سرم... برخورد ماشینی در خیابان با من و یا افتادنم در چاله ای عمیق و مر_گبار تمام اینها احتمال است.اما قسم میخورم تلاشی برای نجات خود از این حوادث نخواهم کرد.
I'm really tired. Nothing is enough to explain...
نمیدونم چی بگم اما عمیقا امیدوارم همین روزا یه چیزی باعث شادیتون بشه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چشم‌هایش روزی قهوه‌ای بود؛گرم،آرام... شبیه عصرهای پاییزی که آفتابِ آخرِ روز در آن‌ها می‌درخشید.مهربانی در نگاهش موج می‌زد.انگار هر بار که پلک می‌زد،جهان از خش_ونت کمی دورتر می‌شد.امّا زمان،با زخم‌های بی‌صدا و خیا_نت‌های پنهان،آرام‌آرام چیزی را درون او شکست؛ جایی عمیق‌تر از قلب،جایی که هیچ‌کس به آن دسترسی نداشت. نفر_ین از همان‌جا شروع شد؛از لحظه‌ای که آخرین اعتمادش فرو ریخت.آن چشم‌های قهوه‌ای که روزگاری پناه بودند،کم‌کم به آتش نزدیک شدند.مهربانی در آن‌ها سوخت. رنگشان تیره شد و سرخی مثل شعله‌ای آرام اما بی‌رحم از مردمکش بالا رفت. حالا وقتی نگاه می‌کرد،دیگر گرمای گذشته نبود؛در چشم‌هایش آتشی سرخ می‌چرخید که هم هشدار بود هم درد و هم حقیقتی که از دل شکن_جه زمان بیرون زده بود.سرخی نگاهش نه از خش_م،بلکه از رنجی بود که دوام نیاورد و تبدیل شد؛تبدیل به چیزی که خود او هم از آن می‌ترسید. این‌گونه نفرین آغاز شد: مهربانی‌ای که تحمل دنیا را نداشت، عشق‌هایی که نیمه‌راه رها شدند و چشمانی که روزی آرام بودند،حالا چون شعله‌ای خاموش‌نشدنی سرخ می‌درخشند؛نشانی از قلبی که هنوز می‌تپد،اما دیگر هرگز نمی‌بخشد. 𑜶𝑹𝑨𝑰𝑶𝑵 10𝑫𝒆𝒄𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025
دختر کوچولوی بیچاره وجودم... دیدی چطور رویاهامون جلوی چشممون تیکه تیکه شد؟))))