eitaa logo
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
137 دنبال‌کننده
956 عکس
350 ویدیو
3 فایل
𔖑┋𝗪𝗛𝗜𝗦𝗞𝗘𝗬 𝗘𝗬𝗘𝗦,𝗕𝗥𝗢𝗪𝗡 𝗛𝗔𝗜𝗥... 𔖑┋𝗔𝗗𝗩𝗘𝗡𝗧:2025/09/01
مشاهده در ایتا
دانلود
POV: یهو یاد خواب دیشبت میفتی:))))))
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
_
I held your hand like it was a fragile promise not to leave not to disappear not to give up.
بچها ممنون میشم واسه آرامش روح یه کسی فاتحه بخونین ممنون🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک روز مانده به تمام شدن دسامبر و سال 2025،او مُرد.نه با صدای بسته شدن در،نه با خداحافظی‌های رسمی و آخرین نگاه.مرگش شبیه پایان نبود؛بیشتر شبیه جا ماندن یک رد بود،مثل بخار روی شیشه که می‌دانی محو می‌شود،اما هنوز گرم است. من او را از دست دادم،اما ما چیزی بیشتر از یک «بودنِ ساده» داشتیم که تمام شود.ما خاطره داشتیم؛خاطره‌هایی که به زمان وابسته نیستند.خنده‌هایی که هنوز در گوش بعضی ساعت‌ها گیر کرده‌اند،سکوت‌هایی که فقط بین ما معنی داشتند،و لحظه‌هایی که حتی حالا هم اگر چشم ببندم،بی‌اجازه برمی‌گردند.او رفت،اما خاطره‌ها نرفتند؛انگار تصمیم گرفتند به جای او بمانند. مرگش خداحافظی نداشت.هیچ «آخرین بار»ی نبود که بفهمم آخرین است.همه چیز نیمه‌کاره ماند؛جمله‌ها،قول‌ها،حتی بعضی خاطره‌ها که هنوز فرصت کامل شدن نداشتند.شاید به همین خاطر است که نبودنش شبیه غیبت است،نه فقدان.شبیه کسی که دیر کرده،نه کسی که دیگر نمی‌آید. یک روز مانده به پایان سال،زمان جلو رفت و او جا ماند،اما من و خاطره‌هایم هنوز در همان تقاطع ایستاده‌ایم.مرگش پایان رابطه‌مان نبود؛فقط شکل دیدار را عوض کرد.حالا به جای صدا،با یاد می‌آید،به جای حضور،با حس... و این عجیب‌ترین نوعِ ماندن است؛نه خداحافظی دارد،نه اتمام،فقط ادامه‌ای خاموش،در من. 𑜶𝑹𝑨𝑰𝑶𝑵 31𝑫𝒆𝒄𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025