𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
﴾⸽𝙶𝚁𝙰𝚈𝚆𝙷𝙸𝚂𝙺𝙴𝚈⸽﴿
تا جایی که یادمه داریم سیاهی شب طی میکنیم طلوع نمیبینیم....
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
پسر من... میدونی الان بیشتر از همیشه میخواستم بغلم کنی؟ میبینی چقدر بدون تو هیچم و حتی خودتم دوست ن
شاید اون روز دیدن تو توی اون تاریکی مطلق،بهم روح بخشید.
تو منو بردی خونه...خونه ای که نمیدونستم حتی سالمه یا نه
درسته میدونم که اونطوری که میخواستی نشدم و ازم دلگیری ولی باور کن نبودت منو به این وضع کشوند.اگه بودی من انقدر خریت نمیکردم که عزیزِ قلبم:)
حالام میدونم نگاهم نمیکنی میدونم که هنوزم مثل بچگیات وقتی قهری صورت ماهتو ازم برمیگردونی ولی از دلم خبر داری نه؟میدونی که توان ندارم همه وجودم...
پس فقط بیا دوباره بیا باهام حرف بزن نه اینکه منو برگردونی خونه بیا بزار باز بغلت کنم؛خونه من حس کردن بغلته نه این آجرا و تیرآهنای مسخره