به نظرم تقصیر خودمونه که جدی میگیریم:
آدمارو
قولارو
کارارو
و در نهایت دنیارو...
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
روز دوم/پاره وَطَــــــــــــــــــــــــ💔نَم: از همان فریادها و ستون های تیره رنگ در آسمان،فهمیده
روز سوم/پاره وَطَــــــــــــــــــــــــ💔نَم:
بند بندِ وجودم از سرخی خون های بی پناهان و انسانهای این مرز و بوم به هق هق افتاده است.اما این روزها حتی به اشک ریختن و سوختن جان نمیتوانم اکتفا کنم.
هر جسد هزاران خاطره دارد و هر قطره خون،پر از آرزو و امید و سخن...
به چه کسی بگویم از این درد طاقت فرسا که توان حرکت را از جسمم گرفته و روی خاک میکشاند؟
خسته ام از دیدن اشکهایت ای ایرانِ بیگناهم؛ایرانِ عزیز و پر درد اما خندانم.
بگو تا درمان شوم حتی اگر شده با فدا کردن تمام آنچه که دارم و ندارم.بگو تا برایت فراهم کنم هر آن چیزی که میخواهی و نمیخواهی.لب تر کن تا با پای پیاده به جنگ هر آنکه توان خندیدن و روزهای شادت را ندارد بروم.
میدانم روزی آبادتر خواهی شد اما کاش خاکِ این مرز و بوم با خون جوان،کودک،زن و مرد آبیاری نمیشد که قسم به خاکت میخواهم تنها فدایی این میهن مقدس باشم و احدی خم به ابرو نیاورد.
اما چه کنم که ناتوانم؛ناتوان و ناکافی...
°°من،دختِ ایرانم...!