𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
روز دوم/پاره وَطَــــــــــــــــــــــــ💔نَم: از همان فریادها و ستون های تیره رنگ در آسمان،فهمیده
روز سوم/پاره وَطَــــــــــــــــــــــــ💔نَم:
بند بندِ وجودم از سرخی خون های بی پناهان و انسانهای این مرز و بوم به هق هق افتاده است.اما این روزها حتی به اشک ریختن و سوختن جان نمیتوانم اکتفا کنم.
هر جسد هزاران خاطره دارد و هر قطره خون،پر از آرزو و امید و سخن...
به چه کسی بگویم از این درد طاقت فرسا که توان حرکت را از جسمم گرفته و روی خاک میکشاند؟
خسته ام از دیدن اشکهایت ای ایرانِ بیگناهم؛ایرانِ عزیز و پر درد اما خندانم.
بگو تا درمان شوم حتی اگر شده با فدا کردن تمام آنچه که دارم و ندارم.بگو تا برایت فراهم کنم هر آن چیزی که میخواهی و نمیخواهی.لب تر کن تا با پای پیاده به جنگ هر آنکه توان خندیدن و روزهای شادت را ندارد بروم.
میدانم روزی آبادتر خواهی شد اما کاش خاکِ این مرز و بوم با خون جوان،کودک،زن و مرد آبیاری نمیشد که قسم به خاکت میخواهم تنها فدایی این میهن مقدس باشم و احدی خم به ابرو نیاورد.
اما چه کنم که ناتوانم؛ناتوان و ناکافی...
°°من،دختِ ایرانم...!
من هر کلمه ای که بهم گفتی رو یادمه نمیتونم بهش فکر نکنم نمیتونم فراموش کنم...
کاش میتونستم دست از دوست داشتنت بردارم تا بتونم خودمو از این درد که تو نمیتونی منو دوست داشته باشی رها کنم!
چرا میترسم از دستت بدم در حالی که تو اصلا مال من نیستی؟!
زمان:
حجم:
4.5M
ᬊᬁ𝗩𝗜𝗕𝗘↷
سرخوشی بعد سناریوهای خیالی
﴾⸽𝙶𝚁𝙰𝚈𝚆𝙷𝙸𝚂𝙺𝙴𝚈⸽﴿
یه شب از قصد رفتم که تنها شی
ولی دیدم حالت خوبه...
بمون؛همیشه خوب بمون بدون من