عشق که فقط لحظه های قشنگ نیست،
اون لحظه هایی هم هست که موندی با اینکه حق داشتی بری!
این فیلم را به عقب برگردان.
آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین، پلنگی شود که می دود در دشت های دور؛
آن قدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره بر زمین.
نه!
به عقب تر برگرد.
بگذار خدا دوباره دست هایش را بشوید در آینه بنگرد؛
شاید تصمیم دیگری گرفت . .
- گروس عبدالملکیان .
فهمیدم از هر که دور شدم،
آسمانش آبیتر شده!
خندهام گرفت.
فکر میکردم آفتابم و چه ابر سیاهی بودهام . .
- حمید سلیمی .