من بلدم آن قدر دیر بخوابم
که اندوهم را خواب کنم!
اما یکی به من بگوید
کِی از خواب بیدار شوم که اندوه،
زودتر از من بیدار نشده باشد؟!
- حسین آذری .
ᗪᖇᗴᗩᗰ •
- گر نمیکوشی به درمانم به آزارم مکوش !
- زحمتی میکشم از مردم نادان که مپرس !
قصدم نشستن بود،
اما کنارت، نه چشم انتظارت
قصدم شکستن غرورم بود،
اما در آغوشت، نه زیر پایت
قصدم زندگی بود،
اما با تو، نه با خاطراتت
قصدم پیر شدن بود
اما به پایت، نه به دستت . .
- قیصر امین پور .
من میروم و کلید این خانه دلگیر را
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت.
دلتنگ که شدی،
آمدی و نبودم،
نگرد.
باران هرگز شبیه آنچه بود به آسمان باز نخواهد گشت.