eitaa logo
متنِ‌سبز!
519 دنبال‌کننده
804 عکس
44 ویدیو
0 فایل
بخون عزیز من، برای تو نوشتم. آره، خودِ خود تو! دارم روحم رو براتون مکتوب می‌کنم:) کپی؟ نهههههههههههههه شنوام @elay_13
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از -ReyhaNil
ما عمر رو میخوایم برای یه ذره بیشتر گریه کردن برای سیدالشهدا... _شیخ مهدی ابراهیمی
آقای امام حسین ببخشید که براتون کاری غیر گریه از دستم برنمیاد...
خاکسپاری دوم بانوی مرگ
هروقت یه ماشین از کنارم رد می‌شه و ازش صدای مداحی میاد یه جون به جون‌هام اضافه می‌شه.
هدایت شده از -ReyhaNil
کارِ سیّدالشهدا گیرِ هیچ کدام از ما نیست.. کار ما گیرِ اَباعبدالله است.. _شیخ مهدی ابراهیمی
به من بگین خشک مذهب ولی جای کسی که نیمه‌برهنه‌ست توی هیئت نیست...
خود امام حسین برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده بعد اینا می‌گن به کسی ربطی نداره من چجوری میام مجلس امام حسین.
هدایت شده از [ حنیفا ]
شب ِهفتم ِمحرم: [ حضرت علی اصغر ] علی جانم! غنچه‌ی نوشکفته‌ی من! چه بر سرت آمده؟! گلوی از مروارید سفیدترت چه شده؟! من فقط آب می‌خواستم برایت! مشک نه، جرعه‌ای آب... مگر یک غنچه چقدر آب می‌خواهد؟! . چه کسی این لانه‌ی گهواره را بی کبوتر کرده؟! چه کسی تیر سه شعبه در حلقوم غنچه‌ام فرو کرده؟! کودک شش‌ماهه‌ی من چه کرده بود؟ او شیرخواره‌ای بیش نبود! ای نااهل! گلوی طفل من، جز بوسه، چیز دیگری نچشیده بود... گردنش مگر چقدر ضخامت داشت؟ که با تیری سه شعبه گوش تا گوشش را بریدی؟! . وقتی حرمله آن تیر را به گلویت انداخت، من دیدم... وقتی حسین خون پاکت را به آسمان انداخت، من دیدم... وقتی حسین عبایش را روی تو انداخت، من دیدم... وقتی حسین خاک را روی تن کوچکت انداخت، من دیدم... . مثلا تو رو تاب می‌دم، مثلا به تو آب می‌دم! مثلاً تو صدام کردی، من با خنده جواب می‌دم! مثلاً عمو برگشته، شدم آره خیالاتی! مثلاً همه جمعیم ُ توی آغوش باباتی!
خاکسپاری دوم بانوی مرگ
چند تکه‌ شده‌‌ای؟ چقدر آن روزی که شروع به راه رفتن کردی برایم شیرین بود. وقتی هم که برای اولین بار بابا گفتی قند در دلم آب شد. کم‌کم قد کشیدی‌‌... محاسنت پر‌پشت و دور بازو‌هایت کلفت شد. دیگر مردی شده بودی. راستش را بگویم... این آخر‌ها دیگر خجالت می‌کشیدم تو را در آغوش بگیرم. حالا... دیگر خجالت نمی‌کشم؛ ولی نمی‌دانم کدام تکه‌ از تو را در آغوشم بگیرم. دور و برم پر از توست بابا. کاش عمه نبیندت... راستی؛ چند تکه شده‌ای؟ می‌شمارمت. هرچه می‌شمارم تمام نمی‌شوی. مگر چقدر زیاد شده‌ای که نمی‌توانم بشمارمت؟ عبایم را پهن می‌کنم و بدنت را رویش می‌چینم... چقدر کوچک شدی! تو اکبر من بودی، چه شده که اصغر شدی؟ پسر رشید من کجاست؟ خودت بگو، من به مادرت لیلا چه جوابی بدهم؟ دیگر نمی‌توانم بغضم را در گلو نگه دارم و مانع ترکیدنش شوم. برای اولین بار ضجه زدم. داغ جوان خیلی سنگین است... می‌بینی که دشمن به گریه‌های پدر پیرت می‌خندد؟ بابا بلند شو... بلندشو و نگذار دشمن شاد بشوم. وای... عمه‌ات از خیمه بیرون آمد... علی‌جان بلندشو، اگر تکه‌های تو را در عبایم ببیند پیر می‌شود. بابا بلند شو... عمه آمد... بلند شو...‌ بلند شو...! الای وصالی
هدایت شده از *مِهرماهی
به یاد شهیده ریحانه سادات✨