حدود یه ماهه که آمار هِی از این ۶۵۰ میاد پایین، یهو چند نفر عضو میشن از ۶۵۰ میزنه بالا. همش دور و بر همین ۶۵۰عه.
این همون چیزیه که وقتی آمار ۸۷۰ بود دلم میخواست. تبادل و تب ادمینی و اینا رو وِل کردم تا به یه آمار ثابت برسم و ممبرای الکی لفت بدن(هرچند هنوزم خیلی هست و منتظر رفتنشون هستم)
فعلا معلوم شده تقریبا ۲۶۰ تا ممبر الکی داشتیم. البته خیلی بیشتر، چون بازم بعضیا توی این چند ماه عضو شدن.
حالا حقیقتا خوشحالم. دارم به اون ممبرای واقعیم میرسم. بقیه هم حداقل تا سال دیگه لف میدن و منو اون ۱۳۰ نفری میمونیم که سین میزنن. اون موقع دیگه واقعا خوشحالم.
متنِسبز!
طبقه سیزده از دوازدهمین خانهای که زن به دلش ننشسته بود بیرون آمدند. مرد از این همه دنبال خانه گشت
عی لعنت چهار بار اینو ویرایش کردم بعد گذاشتم. حالا اومدم میبینم دنبال رو نوشتم دنبتل.😭
میدونید چرا بعد ۹۸ هیچی مثل قبل نشد؟ چون آبجی من ۹۸ به دنیا اومد تا اینجا رو به آتیش بکشه.
کتابایی که تا الان توی تابستون خوندم:
پادرمیانی
خاکسپاری دوم بانوی مرگ
شب صورتی
بیست و هفت روز و یک لبخند
آرام جان
اسم تو مصطفاست
بانوی عاشق
حریر
متنِسبز!
کتابایی که تا الان توی تابستون خوندم: پادرمیانی خاکسپاری دوم بانوی مرگ شب صورتی بیست و هفت روز و یک
گتسبی بزرگ.
از نشر روزگار خوندم، ترجمه خانم معصومه عسکری.
تا صفحه ۱۵۰ به زور خوندم. ۵۰ صفحه باقی مونده یکم جالب شد. اونم در یه سطح معمولی. اگه از اول کتاب مثل آخرش بود شاید میشد گفت کتاب قشنگیه ولی خب فقط ۵۰ صفحه آخر جالب بود که اونم خیییلی خفن نبود که آخر کتاب ارزش خوندن همهش رو داشته باشه که بگی وااای آخرش چقدر قشنگ بود و اینا. سبک نگارشش خیلی رومخم بود. اصلا بهش عادت نداشتم. شخصیتهاش رو خیلی خوب توصیف میکرد. جوری که بدون اینکه توضیحی دربارهشون بده، با روایت کارهاشون باعث میشد تو از اون شخصیت خیلی خوشت بیاد یا ازش متنفر بشی. یه عاشقانهی غمگین بود. دلم برای شخصیت اصلی خیلی سوخت. آخر کتاب غافلگیر میشید.
ولی در کل پیشنهاد نمیکنم.