eitaa logo
متنِ‌سبز!
519 دنبال‌کننده
804 عکس
44 ویدیو
0 فایل
بخون عزیز من، برای تو نوشتم. آره، خودِ خود تو! دارم روحم رو براتون مکتوب می‌کنم:) کپی؟ نهههههههههههههه شنوام @elay_13
مشاهده در ایتا
دانلود
متنِ‌سبز!
زیارتتون قبول✨ ممنونم
قیافه‌‌م خیلی غمگین و عصبانیه. خودم خیلی خوشحال و مهربونم. نمی‌خوامممم.
متنِ‌سبز!
قیافه‌‌م خیلی غمگین و عصبانیه. خودم خیلی خوشحال و مهربونم. نمی‌خوامممم.
اینجوریه که توی پرانرژی‌ترین و خوشحال‌ترین ورژن خودمم بعد یکی میاد می‌گه چرا ناراحتی؟
خدایا نمی‌شه یکم قیافه‌م رو مهربون و شاد کنی؟ انقدر این عصبیه خودمم خودمو توی آینه می‌بینم لکنت می‌گیرم.
اون ایده‌ی جالبی که توی مغزمه رو می‌ترسم بنویسم‌. اگه زشت شد چی؟ اون موقع دیگه دوسش ندارم. اه‌.
عالم محضر خداست. در محضر خدا معصیت نکنید. - خمینی کبیر
احساس می‌کنم پروف زیادی وایب خودمو می‌ده. هر دفعه نگاش می‌کنم ذوق می‌کنم.
متنِ‌سبز!
_
*منم از این لباسا می‌خوام.
*
متنِ‌سبز!
*
روح آبی نورش روی بدنم منعکس شده بود. مرطوب بود، شبیه مِه. نگاهم می‌کرد. لبخند زدم. برایش عجیب بودم؟ نمی‌دانم. شاید از موهای قرمز خوشش نمی‌آمد. شاید لباس‌هایم را دوست نداشت. شاید پوست کک‌مکی‌ام توی ذوقش می‌زد. شاید دوست داشت چشمانم رنگی باشد. چرا اینها باید برای یک روح مهم باشد؟ او من را مثل خودش می‌خواست. روحم برایش مهم بود. همیشه وقتی کنار هم بودیم سکوت می‌کردیم. او همه‌ی حرف‌های عاشقانه را تجربه کرده بود و حالا سکوت می‌خواست. به نظرش عشق جای سخن گفتن نداشت، فقط باید نگاه می‌کردی. با نگاهش عاشقانه‌ترین‌ حرف‌ها را به من می‌زد. گرم ترین بوسه‌ها را از چشمانش می‌گرفتم. دوستش داشتم... _می‌شه بغلت کنم؟ اوه. این عجیب بود. در این چند ماه فقط سکوت و نگاه بود؛ چرا ناگهان به آغوش تبدیل شد؟ صدایش بغض داشت. نور آبی‌اش کدر‌تر شده بود. امشب روح پژمرده‌ای بود. مثل همیشه برای جواب دادن چند دقیقه سکوت می‌کردیم. بینمان به رسم تبدیل شده بود. _آره. نورش کدرتر شده بود. نگران غمی بودم که هر ثانیه روحش را تاریک‌تر می‌کرد. _می‌شه همیشه آبی بمونی و هیچ‌وقت تاریک نشی؟ جواب نداد. آرام به سمتم آمد. آرامِ آرام، مثل موج. رطوبتش را حس کردم. بوی خاصی می‌داد. شاید بوی رنگ آبی. و دیگر ندیدمش. _کجایی روح آبی؟ _همین‌جا. خودش را بیرون کشید و جلویم ظاهر شد. دیگر تیره‌ی تیره شده بود. _دیدی‌ راشل؟ من هیچ‌وقت نمی‌تونم بغلت کنم. من دوستت دارم؛ ولی تو جسم داری، و من ندارم... تو لیاقتت بیشتر از یه روحه راشل. من روحم، نمی‌تونم زندگی کنم. نمی‌تونم عاشق بشم. من قواعد دنیا رو رعایت نکردم راشل... تو می‌تونی زندگی کنی و همسر یه مرد چهارشونه‌ی بور بشی. منم می‌تونم برم توی دریا و برای همیشه اونجا گم بشم. یه روح آبی نمی‌تونه عاشق یه دختر بشه. فراموشم کن راشل... خداحافظ. اِلآی وصالی
پیدا کردن عکس مناسب برای متن از انتخاب بین چایی و قهوه هم برام سخت‌تره.