آبی
"همیشه اعماق اقیانوس و بالای ابرها برام جالب بوده. جایی که کسی بهشون دسترسی نداره و ناشناختهن. ساکت، تاریک، غمگین و آبی. راستش اصلا دلم نمیخواد اینجا زندگی کنم. اینجا شلوغه. اینجا همه عصبانین. اینجا... اینجا حال بهم زنه. منم مطمئنم، کاملا مطمئنم متعلق به اینجا نیستم. من برای دنیاییم که فاصلهای بین آسمون و دریا نیست. تو چی؟ تو متعلق به کجایی؟"
#متن_سبز
وقت خداحافظیه!
متن سبز برای من و نوشتههام یه خونه امنه. اهالی این خونه شاید خیلی بهتر از آدمای دور و برم من رو درک کردن و حواسشون بهم بوده. نوشتههای پر از ایراد و خود پر ایراد ترم رو پذیرفتن و خیلیها هم... فکر کنم دوستم داشتن.
من هیچوقت شماها رو یادم نمیره، امیدوارم شماهم من رو یادتون نره. براتون این همه وقت نوشتم و برام خیلی خیلی خیلی با ارزش بودین.
تویی که این رو میخونی، بدون ازت ممنونم که تا امروز اینجا بودی و من رو تحمل کردی.
امیدوارم دلایلم رو برای خداحافظی بپذیرید.
بوس گنده به کله خانومیا و احترام زیاد به آقایون.
تقدیم به ممبرای متن سبز، از طرف الای.
#متن_سبز
آقا سلام
میدونم این خیلی بیشعوریه که بگم برگرشتم؛ اما دارم میگم که برگشتم.
قصدم بازی دادن یا رفتن دورهای نبود.
اما خب دلم براتون تنگ شده و هیچ جایگزینی هم نیست.
توی ایتا و بله چنل زدم اما هیچکدوم برام متن سبز نشد. راحت نبودم. اینجا خونهی منه.
من و متن سبز رو پذیرا هستین؟