eitaa logo
متنِ‌سبز!
518 دنبال‌کننده
804 عکس
44 ویدیو
0 فایل
بخون عزیز من، برای تو نوشتم. آره، خودِ خود تو! دارم روحم رو براتون مکتوب می‌کنم:) کپی؟ نهههههههههههههه شنوام @elay_13
مشاهده در ایتا
دانلود
یهو یاد طعم بهشتی قهوه حرم حضرت ابوالفضل میفتم و آخ💔
متنِ‌سبز!
یهو یاد طعم بهشتی قهوه حرم حضرت ابوالفضل میفتم و آخ💔
هرچقدر فکر کردم بعد «و» چی بگم چیزی به کله‌م نرسید. احتمالا واقعا آخ بهترین گزینه‌ست.
*
متنِ‌سبز!
*
شاید اینجا بعضی چیزا براتون کاملا بی‌معنی باشن؛ اما اونا پرمعنی‌ترین پستای اینجان...
هدایت شده از Palestine✌🏽
فقط انقدر 🤏🏽 مونده تا ۵۰۰، ببینم چقدر فور می‌زنیداااا👀✨
'جوونه‌ی کوچولو' صفت جالبیه نه؟
آیدی رو وقتی می‌ذاری روی عکس که عکس شخصی باشه، نه عکسِ دزدی عزیزم🗡️
واقعا لهجه داشتن خیلی ویژگی باحالیه، خیلی اصیل و نازه، خیلی حس خوبی داره. صد امتیاز برای لهجه داشتن☝🏼
متنِ‌سبز!
ـ
-ببخشید خانوم، قبله کدوم طرفه؟ به سمتی که خانوم خادم گفته بود جانمازم را پهن کردم. آخرین نمازشبی که خواندم را یادم نیست؛ اما می‌خواستم پیش امام رضا آنقدر دختر خوبی باشم که بازهم دعوتم کنند. بعد از نماز دیگر نمی‌دانستم کجای حرم را بگردم. تصمیم گرفتم هرچی راه جلویم بود بروم تا گم بشوم، تا باشد از این گم شدن‌ها! از بین شبستان‌ها و رواق‌ها رد شدم تا بازهم رسیدم به ضریح. زیارت کرده بودم؛ اما مگر میشد از ضریح به این خلوتی گذشت؟ شبکه‌های ضریح را میان دستم فشردم. ساعت دو صبح، من و امام رضا. چه ترکیب دلنشینی! آرام زمزمه کردم: «سلام امام رضا. خوبی؟ ممنون که برام یه دیدار خصوصی جور کردی، خیلی نیاز داشتم. می‌گم امام الان که میرم، منو که یادت نمیره؟ نکنه فراموشم کنی؟ البته مطمئنم حواست هست و دوستم داریااا! مطمئن مطمئنم. اصلاً معلومه امام رضا حواسش به جوونا هست. وقتی جوونا دلشون می‌لرزه، تنها می‌شن، بین راه‌های دنیا گم می‌شن همیشه یه امام رضا هست که دستشونو بگیره. امام رضا می‌دونستید که خیلی دوستتون دارم؟ هیچوقت نذاشتید حس کنم پشت و پناهی ندارم. همیشه مراقبم بودین، یه آغوش باز دائمی. راستی چایی‌هاتونم خیلی خوشمزه بودن، ممنون. کاش میشد بلیط قطارم رو لغو کنم و تا ابد پیش خودتون بمونم؛ اما مجبورم برم... امام رضا نره چهار پنج سال بعد دعوتم کنید‌ها! من همین امسال منتظرم. خداحافظ امام رضا...» الآی وصالی
متنِ‌سبز!
-ببخشید خانوم، قبله کدوم طرفه؟ به سمتی که خانوم خادم گفته بود جانمازم را پهن کردم. آخرین نمازشبی که
هردفعه که میرم مشهد روزای اول همش درحال خندیدن و خوش گذروندنم، روز آخر یجوری همش گریه می‌کنم هیچکس باورش نمیشه همون آدم دیروزم. پیش امام رضا خیلی خوش می‌گذره. بعد نجف، فقط مشهد:)))
انقدر زشت می‌نویسم که کاش اصلاً ننویسم