دیشب تب داشتم چپه شده بودم، ظاهرا داشتم هی گریه میکردم چرت و پرت میگفتم به مامانم، ظهر داشت برام میگفت چی گفتم بینشون یکیش خیلی بامزه بود، گفت داشتی گریه میکردی بعد با یه حالت زاری گفتی مامان بدهی های این ماه ام خیلی زیادن پول ندار-🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤦🏻♀🤦🏻♀🤦🏻♀🤦🏻♀🤦🏻♀