- به کجا میرود امروز جهانم بیتو ؟!
من به آیندهی دنیا نگرانم بیتو !
- از فراق تو اگر دق بکنم، نیست عجیب ؛
این عجیب است که من زنده بمانم بیتو !
- سینهام تنگ و دلم خون و نگاهم ابریست ؛
چشم ِکمسو و دلی بیضربانم بیتو !
- اشک سرخ از رخ زردم به زمین میریزد ؛
آه، عمریست که همرنگ خزانم بیتو !
- کیست تا اشک بریزیم غمت را با هم ؟!
رفته از دست ببین تاب و توانم بیتو !
- تا تماشای تو در هر نفسم افسوس است ؛
آه میخیزد از آیینهی جانم بیتو !
- با تو میمانم و از عشق تو دَم خواهم زد ؛
هرچه دنیا بزند زخم زبانم بیتو . . !
نمیدونم متوجه میشید یا نه
ولی هم داره سخت میگذره ،
هم داره زود میگذره ،
هم داره نمیگذره ..
_در دلم چیزی ویران شده، چیزی که نمی دانم چیست و اضطراب و دلشوره مثل مِهی در ته درهای بی آفتاب جایش را گرفته است. باید خودم را بالا بکشم. به سوی روشنایی سبز و چشم انداز های دور.
بیاحترامی از من شروع نمیشه ، اگه از من دیدید بدونید جواب رفتاریه که قبلش ازتون دیدم .