eitaa logo
رفیق خوشبخت ما/ زرنقی
451 دنبال‌کننده
159 عکس
74 ویدیو
3 فایل
شاعرانه ها #حسن_زرنقی ارتباط با حسن زرنقی @h_zarnagh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این صدای حاج قاسم است🌹 انگار که خوب قدرتت را نشناخت آمد به مصاف تو، ولی خود را باخت آواره شد و به ذلت افتاد آخر سمت تو هر آنکسی که تیری انداخت @h_zarnaghi
🌷برای شهید آرمان علیوردی ها نه دلشکسته و خسته، نه ناامید شدی زدی به قلب سیاهی و رو سپید شدی "به رغم مدعیانی که منع عشق کنند" به پای عشق خودت ماندی و شهید شدی همان سری که به پاهای مردمش افتاد همان دلی که برای وطن تپید شدی چه عاشقانه به تاریخ کربلایی ما   تو ای حماسه ی غم، صفحه ای جدید شدی خوشا به حال تو، بین تمام نوکر ها کسی که حضرت ارباب ما خرید شدی به فتنه خانه نشین بودم آه اما تو برای خاطر من رفتی و شهید شدی به لطف سرخی خونت که ریخت، برگی سبز میان باور این کهنه سررسید شدی   @h_zarnaghi
5.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به پیش پای تو آخر چرا شهید نباشم منی که آمده ام تا که ناگزیر بمیرم تویی مسیر من ای عشق پس بیا و دعا کن در این مسیر بمانم در این مسیر بمیرم @h_zarnaghi
جهان با یاد تو هر لحظه جانی تازه می یابد زمین پرواز خود را آسمانی تازه می یابد اگر از این حوالی بگذری روزی که می گویند تمام کوچه ها نام و نشانی تازه می یابد   ببین در انتظارت چشم دنیا را! که این دریا یقین با شوق دیدارت کرانی تازه می یابد در استقبال تو این خاک آذین بسته با لاله میان خاک و خون ها ارغوانی تازه می یابد میان آتش و خون قهرمانی می دهد  از دست میان آتش و خون قهرمانی تازه می یابد برای بردن این مرزها تا بی نهایت ها دلاور آرشی تیر و کمانی تازه می یابد اگر بستند راهش را به هر طرحی و ترفندی به بام آسمان ها نردبانی تازه می یابد پس از افسانه های دور دست، این خاک مهر آیین کهن تاریخش از ما داستانی تازه می یابد # نظام دیگری می بخشی این دنیای درهم را که انسان بعد از آن با تو جهانی تازه می یابد زبان شعرم الکن بوده از اول ولی این دل برای گفت و گو با تو زبانی تازه می یابد @h_zarnaghi
📣 | *استقبال شاعران از موج همدلی مردم ایران با فلسطین و لبنان* ❤️ایران همدل ما را بخوان که ما غزلی عاشقانه ایم ما شرح حال روشنی از این زمانه ایم از هفت خان عشق گذشتیم بارها ما رستم حقیقی این شاهنامه ایم پشت همیم نسل به نسل از قدیم ها در تنگنای حادثه شانه به شانه ایم گاهی میان آتش و خون، تیغ بی نیام گاهی به لطف تیغ بلا جاودانه ایم گاهی عقیق سرخ سلیمان و پیش چشم گاهی به خاک غربت خود بی نشانه ایم هفت آسمان به زیر پر ماست غم مخور امروز را اگر چه که بی آب و دانه ایم ما باهمیم شادی و غم های خویش را با هم به زیر سقف همین کهنه خانه ایم در جان ما شکفته بهار امید ها بر چوب خشک، شادی صدها جوانه ایم ما همدلیم و هم قسمیم و حماسه ساز ! رزمندگان این کمک مومنانه ایم ✍️ شاعر: حسن زرنقی 📲 | [مشارکت در پویش](https://irane-hamdel.khamenei.ir/) 📢 *راوی همدلی باش* 👇 @iranehamdel_contact
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
 در استقبال مثنوی زیبای استاد برای سید شهید مقاومت "بیست و چهار ساعته گرم جهاد بود شصت و سه سال بر سر یک اعتقاد بود " با دوستان راه خدا در صفا و صلح با دشمنان راه خدا در تضاد بود سید به رغم سینه ی اندوهگین خود لبخند داشت بر لبش، انگار شاد بود دلتنگ حاج قاسم و لبخندهای او دلگیر از جدایی حاجی عماد بود نسبت به وعده های خدا قلب روشنش امیدوار بود، پر از اعتماد بود یک دم اسیر عشوه ی دنیا ندیدمش  دنیای ما برابر او نامراد بود کی با غلاف مصلحت از پای می نشست آن ذوالفقار خشم که حیدر نژاد بود آن کوه، آن حماسه ی زیبا و باشکوه  سید که در مقابل ظلم ایستاد بود
طفل توام به گوش دل من اذان بگو با این کویر تشنه ات از آسمان بگو باران بی مضایقه ی مهربانی ام ! از آسمان پاک خدا بی امان بگو کی می رسد به دامن دریایی اش دلم ؟! با قطره ی وجود من از بی کران بگو با این تن فسرده ی در خاک کهنگی  از تازگی ی لایتناهی جان بگو بشکن حصار تنگ قفس را برای من از بی مکان بگو، به من از بی زمان بگو با آن نگاه روشن بی انتهای خود راز مگوی بندگی ام بی زبان بگو گفتی شبیه غنچه در این باغ بشکفم راز شکفتن دلم ای باغبان بگو ! ای همنشین هر شب تو آسمانیان با خاکیان راه خود از قدسیان بگو   پ ن :مردی که از سر سفره صحبت هایش سیر سیر بلند می شوم و شعری که برای نامگذاری پسرم علی محضر استاد بودیم @h_zarnaghi
در حسرت لحظه ی خوش آزادی در آرزوی شکفتن در شادی ای شام سیاه ! در پی صبح سپید از چاله درآمدی به چاه افتادی ،@h_zarnaghi
بگیر زیر پر خود، عزیز دار چو جانت چهار دسته گلی را که  پیش توست امانت که بوده ای که علی گفت جای فاطمه باشی؟! که بوده ای تو؟! که پیدا نبوده است کرانت چه صادقانه شریک غم علی شده بودی چه عاشقانه شدی مادر امام زمانت رسیده ای به مقامی که راه عرش خدا را به خشت خشتی از این خانه داده اند نشانت چه خانه ای که به هر لحظه در معیت زینب به روی شانه ی جانت خوش است بار گرانت حسین را به ابوالفضل خود سپردی و رفتند فدای حس غریب تو و دلِ نگرانت تو مادر پسرانی و... چشمهای  تو روشن! فدای گل پسر فاطمه ست گل پسرانت چهار فصل بهارت چقدر سبز گذشت و .. چقدر سرخ رسیده چهار فصل خزانت   @h_zarnaghi
🔹خزان جدایی🔹 مرا شکوفه بخوان و مرا بهار بخوان بهار سوخته از رنج روزگار بخوان بیا و در شب یلدای دوری‌ات ای عشق! دل مرا که چنین خون شده، انار بخوان کجا ببینمت، آخر نشانی تو کجاست؟ بیا و منتظران را سر قرار بخوان مرا که بر سر راهت نشسته‌ام عمری به راهِ آمدنت لااقل غبار بخوان به دور از تو گرفتار در حصار شبم مرا به آن سوی این سیم خاردار بخوان از این خزان جدایی دلم به تنگ آمد بخوان، مرا به شکوفایی بهار بخوان 📝 @ShereHeyat
این برف، سپید بختی اش از رویت این شب ها شرمسار پیش مویت این یلدا این بلند بالای عزیز  هرگز نرسد به تاری از گیسویت @h_zarnaghi