eitaa logo
رفیق خوشبخت ما/ زرنقی
451 دنبال‌کننده
159 عکس
74 ویدیو
3 فایل
شاعرانه ها #حسن_زرنقی ارتباط با حسن زرنقی @h_zarnagh
مشاهده در ایتا
دانلود
📣 | *استقبال شاعران از موج همدلی مردم ایران با فلسطین و لبنان* ❤️ایران همدل ما را بخوان که ما غزلی عاشقانه ایم ما شرح حال روشنی از این زمانه ایم از هفت خان عشق گذشتیم بارها ما رستم حقیقی این شاهنامه ایم پشت همیم نسل به نسل از قدیم ها در تنگنای حادثه شانه به شانه ایم گاهی میان آتش و خون، تیغ بی نیام گاهی به لطف تیغ بلا جاودانه ایم گاهی عقیق سرخ سلیمان و پیش چشم گاهی به خاک غربت خود بی نشانه ایم هفت آسمان به زیر پر ماست غم مخور امروز را اگر چه که بی آب و دانه ایم ما باهمیم شادی و غم های خویش را با هم به زیر سقف همین کهنه خانه ایم در جان ما شکفته بهار امید ها بر چوب خشک، شادی صدها جوانه ایم ما همدلیم و هم قسمیم و حماسه ساز ! رزمندگان این کمک مومنانه ایم ✍️ شاعر: حسن زرنقی 📲 | [مشارکت در پویش](https://irane-hamdel.khamenei.ir/) 📢 *راوی همدلی باش* 👇 @iranehamdel_contact
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
 در استقبال مثنوی زیبای استاد برای سید شهید مقاومت "بیست و چهار ساعته گرم جهاد بود شصت و سه سال بر سر یک اعتقاد بود " با دوستان راه خدا در صفا و صلح با دشمنان راه خدا در تضاد بود سید به رغم سینه ی اندوهگین خود لبخند داشت بر لبش، انگار شاد بود دلتنگ حاج قاسم و لبخندهای او دلگیر از جدایی حاجی عماد بود نسبت به وعده های خدا قلب روشنش امیدوار بود، پر از اعتماد بود یک دم اسیر عشوه ی دنیا ندیدمش  دنیای ما برابر او نامراد بود کی با غلاف مصلحت از پای می نشست آن ذوالفقار خشم که حیدر نژاد بود آن کوه، آن حماسه ی زیبا و باشکوه  سید که در مقابل ظلم ایستاد بود
طفل توام به گوش دل من اذان بگو با این کویر تشنه ات از آسمان بگو باران بی مضایقه ی مهربانی ام ! از آسمان پاک خدا بی امان بگو کی می رسد به دامن دریایی اش دلم ؟! با قطره ی وجود من از بی کران بگو با این تن فسرده ی در خاک کهنگی  از تازگی ی لایتناهی جان بگو بشکن حصار تنگ قفس را برای من از بی مکان بگو، به من از بی زمان بگو با آن نگاه روشن بی انتهای خود راز مگوی بندگی ام بی زبان بگو گفتی شبیه غنچه در این باغ بشکفم راز شکفتن دلم ای باغبان بگو ! ای همنشین هر شب تو آسمانیان با خاکیان راه خود از قدسیان بگو   پ ن :مردی که از سر سفره صحبت هایش سیر سیر بلند می شوم و شعری که برای نامگذاری پسرم علی محضر استاد بودیم @h_zarnaghi
در حسرت لحظه ی خوش آزادی در آرزوی شکفتن در شادی ای شام سیاه ! در پی صبح سپید از چاله درآمدی به چاه افتادی ،@h_zarnaghi
بگیر زیر پر خود، عزیز دار چو جانت چهار دسته گلی را که  پیش توست امانت که بوده ای که علی گفت جای فاطمه باشی؟! که بوده ای تو؟! که پیدا نبوده است کرانت چه صادقانه شریک غم علی شده بودی چه عاشقانه شدی مادر امام زمانت رسیده ای به مقامی که راه عرش خدا را به خشت خشتی از این خانه داده اند نشانت چه خانه ای که به هر لحظه در معیت زینب به روی شانه ی جانت خوش است بار گرانت حسین را به ابوالفضل خود سپردی و رفتند فدای حس غریب تو و دلِ نگرانت تو مادر پسرانی و... چشمهای  تو روشن! فدای گل پسر فاطمه ست گل پسرانت چهار فصل بهارت چقدر سبز گذشت و .. چقدر سرخ رسیده چهار فصل خزانت   @h_zarnaghi
🔹خزان جدایی🔹 مرا شکوفه بخوان و مرا بهار بخوان بهار سوخته از رنج روزگار بخوان بیا و در شب یلدای دوری‌ات ای عشق! دل مرا که چنین خون شده، انار بخوان کجا ببینمت، آخر نشانی تو کجاست؟ بیا و منتظران را سر قرار بخوان مرا که بر سر راهت نشسته‌ام عمری به راهِ آمدنت لااقل غبار بخوان به دور از تو گرفتار در حصار شبم مرا به آن سوی این سیم خاردار بخوان از این خزان جدایی دلم به تنگ آمد بخوان، مرا به شکوفایی بهار بخوان 📝 @ShereHeyat
این برف، سپید بختی اش از رویت این شب ها شرمسار پیش مویت این یلدا این بلند بالای عزیز  هرگز نرسد به تاری از گیسویت @h_zarnaghi
این مکتب و این مسلک و این راه زنده ست این راهِ تا مقصد بسی کوتاه زنده ست از پشت ابر، این روزها خورشید پیداست در لابلای شب شکوه ماه زنده ست روی زمین هرگز نخواهد ماند خونی تا کشتگان عشق را خونخواه زنده ست تا جان ظالم را بسوزاند به وقتش در سینه هامان شعله های آه رنده ست می جوشد از گودال، خون تازه هر دم بی سر شهیدی بین قربانگاه زنده ست   از بین ما با اینکه نصرالله رفته ست در جان ما همواره نصر الله زنده ست ای نابرادرها بمیرید از حسادت   یوسف به رغم گرگ ها در چاه زنده ست در جنگلی از سرو های سبز ایمان شیطان زمین گیر است و حزب الله زنده ست  
خنجری که از دل شعله ها برآمده ست از هر آنچه تیغ و تیر تا ابد سر آمدست سنگ هم اگر که بود سرشکسته رفته است هر که در مصاف این تیز خنجر آمده ست این فقط نه خنجر است ذوالفقار حیدر است گوئیا که در پی فتح خیبر آمده ست بر سر ستمگران نعره های ما یکی ست این صدای غزه است از یمن در آمده ست مدعی نشسته و... شیعه ی علی ست این در نبردی اینچنین نابرابر آمده ست موج های سخت را صخره ایم بعد از این فصل صبر ما گذشت فصل دیگر  آمده ست آب های سرخ را آتشی ست سرخ تر پس حساب پس دهید روز محشر آمده ست ما ز سر گذشتگان همچنان سرآمدیم دوره ی شما بدان پیش از این سر آمده ست   @h_zarnaghi
7.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است شعر خوانی به یاد محضر ای