𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣
𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖
𝙋𝙖𝙧𝙩:13
دلارا با همون لحنِ کنایهآمیزش گفت:
ما اینیم دیگه..
حامی که میخواست این نمایش کوچک رو زودتر تموم کنه تا توجه بقیه جلب نشه، گفت
باشه، حالا خود شیرین بازی بسه بیا بریم پیش دوستام، تابلو نباش.
دلارا با شیطنت و همون لحن بازیگوشش گفت
باشه... شوهرم
حامی اخم کرد و با صدای بمش زیر لب گفت: دلارا
دلارا هم با بیخیالی شونهای بالا انداخت و گفت خودت گفتی 🤷🏻♀️
وقتی به جمع مافیاها و دوستان نزدیک حامی رسیدند، همه با احترام و لبخند به استقبالشان آمدند.
دوستان حامی:
سلام حامی، سلام ..
حامی با وقار همیشگی جواب داد: ارادت.
دلارا هم با لبخندی مودبانه گفت: سلام.
در میان جمع نگاهها به سمت حامی و دلارا بود.
یکی از نزدیکترین دوستهای مافیایی حامی به نام اشکان، با نگاهی کنجکاو به دلارا خیره شد و به حامی گفت:
معرفی نمیکنی؟
حامی بدون ذرهای تردید و با تکیه بر اقتدارش گفت
دوستدخ.ترمه.
اشکان: از همهی دوستدخ .ترهای ما، خوشگلتره کههههه(پ.ن:مرت*یکههه)
حامی نگاهی به اشکان انداخت، نگاهش سنگین شد و با جذابیتی بینظیر گفت:
جان؟ اون که صددرصد بانوی منه و از همهی دنیا زیباتره.
دلارا که از این تعریفها و نگاههای خیره کمی خسته شده بود، توی دلش گفت:
آه چه حوصلهسربر
حامی برای اینکه بحث رو عوض کنه، رو به دلارا کرد و پرسید
دلارا، من با بچهها میرم ماشین جدیدم رو بهشون نشون بدم، میآی؟
دلارا با لحنی که انگار داشت امتحانش میکرد، گفت میتونم نیام؟
حامی با لحنی که ترکیبی از دستور و محبت بود، گفت
آره... قربونت برم، سمت صورتت رو نگاه نکن، همینجا بشین تکون نخوررر
و بعد، برای اینکه جلوی همه نشان دهد که دلارا متعلق به اوست، بوسهی کوتاهی روی گونهی دلارا زد.
حامی رو به بقیه کرد و گفت:
بریم بچهها
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . .
𝘁𝗮𝗴:@haamim71
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:13 دلارا با همون لحنِ کنایهآمیزش گفت: ما اینیم دیگه.. حا
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_38ol1pp&btn=جونم
پارت سیزدهم رمان (عشق پنهان)تقدیم نگاهتون شد🫂..
رد احساساتتون رو توی ناشناس باهام در میون بزارین:)
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:13 دلارا با همون لحنِ کنایهآمیزش گفت: ما اینیم دیگه.. حا
واهااااااایییییییییییییییییییییی
عرررررررررر
عالییییییییییی بود😭🤣:)