eitaa logo
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐نفور
503 دنبال‌کننده
33 عکس
10 ویدیو
0 فایل
تو در دنیای من کاملا یک هدفی ولی وقتی نگاهت را دیدم همچیز تغییر کرد.. رمان سایه و‌ عشق فصل اول و‌ دوم پایان💙 رمان عشق پنهان در حال پارت گذاری💙 𝗠𝗶: @Haamimo 📝𝟭𝟯𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع‌قوانین‌ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
من حتی وقتی ویدیو کنسرتشو میبینم گریه میکنم:)))
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:14 آرمان با نگاه خشمگین، رفتن حامی و دوستانش را دنبال کرد. لبخند کجی روی لبش نشست و زیر لب گفت چی پیش خودتون فکر کردین؟ فکر کردین می‌تونین راحت بمونین؟ بعد با صدای بلندی گارسون را صدا زد آرمان: گارسون گارسون گارسون با عجله خودش را رساند. گارسون: بله؟ آرمان با لحنی تهدیدآمیز گفت: نوشیدنی رو با آبمیوه قاطی می‌کنی و بهش می‌دی بخوره؛ وگرنه همین‌جا می‌کشمت. گارسون با ترس عقب رفت و گفت آقا... آقا حامی منو می‌کشه.. آرمان با خونسردی جواب داد قبل از اینکه اون بکشه، من می‌کشمت. کاری که گفتم بکن. گارسون که راهی جز اطاعت نداشت، سرش را پایین انداخت. گارسون: چشم آقا 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . . 𝘁𝗮𝗴:@haamim71
ابمیوه یا؟؟؟ 😂😭😭💓💓💓عالیی