eitaa logo
𝙎𝙖𝙮𝙚 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝🕯نفور
476 دنبال‌کننده
89 عکس
6 ویدیو
0 فایل
تو در دنیای من کاملا یک هدفی:) ولی وقتی نگاهت را دیدم، همه چیز تغییر کرد. 𝗠𝗶: @Haamimo 📝𝟭𝟯𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙎𝙖𝙮𝙚 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝🕯 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:14 گندم پشت در خشکش زده بود. دستش هنوز روی دستگیره بود و نفس‌هاش آروم و بریده بالا می‌اومد گندم با گیجی چند قدم از در فاصله گرفت. روی تخت نشست و به نقطه‌ی نامعلومی خیره شد. دلش می‌خواست بی‌تفاوت باشه. دلش می‌خواست بگه همه‌ی این‌ها یه بازی جدیده. یه ترفند تازه برای گیج کردنش. هنوز توی فکر بود که صدای دویدن چند نفر توی راهرو پیچید. بعد صدای یکی از نگهبان‌ها اومد: همه‌ی ورودی‌ها رو چک کنید! آقا دستور داده هیچ‌کس امشب بی‌اجازه وارد بخش نشه گندم از جا پرید. از پنجره به حیاط عمارت نگاه کرد. ماشین‌های سیاه یکی‌یکی جلوی پله‌ها می‌ایستادند. مردهایی با لباس تیره، بی‌سروصدا اما سریع رفت‌وآمد می‌کردند. فضا سنگین شده بود. شبیه سکوتِ قبل از طوفان. چند دقیقه بعد، صدای بسته شدن محکم درِ اصلی عمارت پیچید. حامیم رفته بود. گندم بی‌اختیار به سمت در اتاق دوید. در رو باز کرد و سرش رو بیرون آورد. راهرو خالی بود، جز یکی از خدمتکارها که پایین پله‌ها ایستاده بود. خدمتکار با دیدنش هول کرد: ـ خانم آقا گفته بودن از اتاق بیرون نیاید. گندم :آقا خیلی چیزا می‌گه خدمتکار سرش رو پایین انداخت. امشب اوضاع عادی نیست لطفاً برگردید داخل گندم لبش رو گاز گرفت می‌خواست چیزی بپرسه، اما از پله‌ها صدای قدم‌های تندی اومد. آریا بود. همون‌طور که از راهرو رد می‌شد، نگاهش برای یک لحظه به گندم افتاد. مکث کرد. انگار انتظار نداشت اون بیرون باشه. گندم :حامیم کجا رفت؟ آریا :این سؤال رو نباید از من بپرسی گندم با حرص جواب داد: پس از کی بپرسم؟ از خودش؟ که هر بار یا تحقیرم می‌کنه یا دروغ می‌گه اریا:حامی برای یه کار مهم رفته گندم: کار مهم؟ یعنی همون کاری که ممکنه جونش رو بگیره؟ آریا اخم کرد. ـ چی شنیدی؟ گندم:اون‌قدری که بفهمم یه اتفاق بد قراره بیفته آریا :بهتره امشب فقط ساکت باشی و از اتاقت بیرون نیای آریاگوشی‌اش توی جیبش لرزید. سریع بیرونش آورد، صفحه رو دید و رنگش تغییر کرد. گندم با نگرانی پرسید ـ چی شده؟ آریا تماس رو جواب داد. ـ بگو. گندم:چیزیادی نشنیدم فقط شنیدم مردی از پشت خط گفت درگیری شروع شده آقا تنها رفتن داخل تیراندازی آریا با صدایی تند گفت: لعنتی گفتم بدون پشتیبانی نره! الان کجایین؟ 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . . 𝘁𝗮𝗴:@haamim71
عالیییییی🤍🤍🤍
میشه ۴۸۰ بشیم لفطا؟🥺👈🏻👉🏻
@Mahsi22 کاری داشتین فعلا به اکانت دومم پیام بدین این اکانت ریپم.
قهرم خدافص😍