نه اشتباه نکنید،
این یک جعبهی دستمال کاغذی ساده نیست!
این یه جور سلاحه
که توی کمد کلاس میشینه و میشینه
تا وقتی مادری
یا شاید پدری
شروع میکنه به روایت زندگیش
میشتابیم سمت کمد
تا سیل بغض و اشک
مدرسه رو روی سرمون خراب نکنه 🌊
#خانم_معلم
🌿 @had9797 🌿
آخرین روزی که رفتم مدرسه
۲۱ بهمن ۱۳۹۸ بود
زنگ جغرافیا
فرداش ۲۲ بهمن شد و تعطیل
هفته بعدش هم به بهونه سر ما تعطیل
و بعدش کلاااا
کرونا رو مارو تو خودش بلعید
🌿 @had9797 🌿
این هفته بعد ۵ سال
اولین باری بود که به صورت مداوم و منظم رفتم مدرسه
خستمممممم
🌿 @had9797 🌿
بعد از یه هفته
فردا صبح خالیم
ودقیقا فردا نمیشه طرف دوستایی که خیلی وقته قراره باهم بریم بیرون، برم
چون همشون درگیرن !!!
خلاصه که
اگه حال داشتید باهم باشیم
پیام بدید
🌿 @had9797 🌿
دردِ دل های سنگین
از اینکه هنووز بعد چندسال نتونستن شرایط فرزندشون رو بپذیرن
از اینکه بخاطر نگاه های دیگران به پاره ی تنشون چقدر اذیت میشن
از اینکه میترسن بچشون به هیچ موفقیتی نرسه
از اینکه بخاطر بچشون از بدیهی ترین کارای خودشون موندن ...
یک روایت سادهاش ؛
مادر نوآموزی بود که فرزند اولش بعد زايمان فوت میکنه ، بعدش این بچه میاد ،
اینم که ناشنوا شد و شرایط پیچیده و خاص خودشو داره ،
مادر بعد سه سال دوباره باردار میشه ولی چون حس میکنه نمیتونه یک بچه ی ناشنوا رو با یک بچه ی سالم بزرگ کنه ،
اونو سقط میکنه💔
و تمام مدت که اینارو تعریف میکرد، یک قطره هم اشک نریخت
ولی بغض داشت خفه اش میکرد...
🌿 @had9797 🌿
هر دو !
جسمی ، چون خیلییی خوابم میاد
ولی وقتشو ندارم که در طول روز بخوابم
روحی چون در معرض تهاجم تجربیات جدید و عجیبی قرار گرفتم و انگار روحم کوفته شده !!!
🌿 @had9797 🌿
سلام گل
اتفاقاااا اولش سخته !
کم کم درست میشه
ولی یکم غر زدن تو همین اول راه طبیعیه دیگه !
نیست؟
🌿 @had9797 🌿
بازهم این آیه 🖤
وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ....
🌿 @had9797 🌿