eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
392 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
232 ویدیو
11 فایل
مامان | معلم | دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
و عاشورا رقم میخورد و زینب ها همچنان با اقتدار روایت می‌کنند ✌️ 🌿 @had9797 🌿
سید شهید ما گفت : آتش توهین و تحریف، هرگز حریف «حقیقت» نخواهد شد. 🌿 @had9797 🌿
هدایت شده از وضعیت سفید ☫
زمان: حجم: 57.3K
تو مسجد بودیم، نماز که تموم شد ، فریاد زد : مرگ بر اسرائیل ✊ از صداش شناختمش . پسر سندروم داونی که همیشه صف اول وامیسته و هوای همه ی اهالی محل رو داره ! اینبار هم کم نیاورد ، سکوت رو شکست و فریاد زد ✨ ❤️‍🩹لشکر مظلومان ❤️‍🩹 @sefidvaziat
من حتی از شب های حمله هم احساس ناکافی بودن میگیرم ! مثلا الان پسرای همسن و سال ام دارن موشک میزنن ، اسراعیل رو سوراخ میکنن ، بعد من یه گوشه لم دادم به روایت نویسی فکر میکنم 🤦🏻‍♀😞 🌿 @had9797 🌿
و قسم به لحظه‌ای که خروس‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی ، دو شیفت کار میکنن ! چون شبا هم طلوع دارن :)))))) 🌿 @had9797 🌿
بعد از حماسه‌ی دیروز ، که باعث شد قاب‌هایی از تلویزیون ایران تو دنیا منتشر بشه، کاربرای عرب تو توییتر دارن پوشش مجری های خبری ایران و عربستان رو مقایسه میکنن و برداشت های جالبی هم دارن ! 🔆وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ🔆 🌿 @had9797 🌿
تایید میکنم👍👍👍 🌿 @had9797 🌿
هدایت شده از وضعیت سفید ☫
روزی که قاب کامل شد رستم، ناپلئون، رئیسعلی،ستارخان،گاندی امیرکبیر، نلسون ماندلا، کاسترو، حاج قاسم و... سینه ی تاریخ پر از اسم است؛ اسم‌هایی خاص که شاید بارها و بارها روی دیگرانی هم گذاشته شده باشند اما آن هیبت و ترکیب، فقط خاصِ یک نفر است. چند سالی می‌شود که اسم ابوعبیده‌ی فلسطینی هم به این آمار اضافه شده و چه کسی منکر این است که در تاریخ عرب هزاران هزار مرد بوده که پدر عبیده نامی بوده باشد ولی حالا تنها یک جفت چشم به قائده‌ی خط تای چفیه‌ی عربی ، و یک انگشت سبابه است که هیبت ابوعبیده را برای دنیا ترسیم می‌کند. انگار از همان اولین روزهای طوفانی طوفان‌الاقصی ، یک جهان منتظر ایستاده بود که خشم و مظلومیت و اقتدار غزه را در یک قاب خلاصه کند؛ آن ترکیب اصیل و مردانه که چشم در چشم ظلم در مقابل چشم دوربین‌ها نقش بست، ذهنِ قهرمان‌خواه بشری هم نفس راحتی کشید. این ذهن مشوش، در جماعت ایرانی از همیشه بی سرپناه‌تر بود. کم نبودند قامت های رعنایی که در عرض چند روز به خون غلتیده و برق زاویه‌ی نگاه پایین به بالایمان را خشک کرده بودند. در یک لحظه اتفاق افتاد؛ ندای خیبری زنی از قاب! و انگار تکمیل جورچین اقتدار . تصاویر پروفایل خیلی‌ها که هنوز در جشنِ تلخ‌شده‌ی غدیر فرومانده بود، ناگاه رنگ عوض کرد. زن و مرد ، پیر و جوان، همه شدند خانمِ امامی! تاریخ ایران به خود خاندان‌های امامی بسیاری دیده‌ و خواهد دید که لااقل نیمی از ایشان زن باشند اما نام تنها یک بر تارک تاریخ نقش بست و قاب حماسه را تکمیل کرد. @sefidvaziat
یادته؟ قدم‌های کوتاه پیرزن، تراکم جمعیت را شکافتند و جلو آمدند. ناله‌های آرام‌اش در غوغای مراسم گم شده بود ولی از لب‌های چروکیده اش که بهم می‌خوردند، میشد قربان‌صدقه‌هایش را شنید. معلوم نبود به کدام تابوت چشم دوخته بود و مویه میکرد. انگشتان نحیفش روی قاب صورتش کشیده میشدند و موهای خاکستری پریشانش را آرام میکردند. در کاسه‌ی خونین چشمانش خاطرات قدیمی غلت میزندند؛ همان جنس خاطراتی که تا دِین مادریِ گوینده را به هر ضرب و زوری شده، روی گردن شنونده نیندازند، بیخیال نمی‌شوند : یادته فقط تو بغل من آروم میشدی؟ یادته بردمت حموم؟ یادته اومدی خونمون بهت یواشکی خوراکی دادم؟ یادته...؟ ماجراهایی که چه در یاد طرف مقابل باشد، چه نباشد،سرخ میشود، سرش را پایین می‌اندازد و لبخند می‌زند. صد حیف که صدای پیرزن در دل جمعیت گم شده بود اما چه بسا جوانِ داخل تابوت، چادر پیرزن را مرتب میکند و زیر لب تکرار میکند : یادم هست ، خوب یادم هست ... 🌿 @had9797 🌿
و خورشید محرم در زنجان طلوع کرد 🌤 🌿 @had9797 🌿