زمان:
حجم:
152.5K
بعد از مراسم وداع که تابوت هارو بردن، خانما ایستادن به دلداری دادن خانوادههای شهدا
به قدری که آقا سید یوسف هم طاقت نیاورد،باز میکروفون برداشت و از زبون مادرای شهدا دم گرفت 🥀
🌿 @had9797 🌿
خانما که داخل حسینیه گرم روضه شده بودند و پایین پای خانوادههای شهدا اشک میریختند، هیچ آقایی داخل نبود.
بیرون که اومدم دیدم همه با احترام و حزن ، به احترام بانوان بیرون ایستادند و عزاداری میکنند .
دلم سوخت
دلم برای اهل حرم سوخت که هم داغ دیدند ، هم بیحرمتی 💔
ما داریم دوباره داستان عاشورا رو ورق میزنیم.
اینبار با اقتدار و مظلومیت بیشتر❤️🩹
🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننهقاسم
الحمدلله نمردیم و با نوحه عبری هم دم گرفتیم😁🤝 قابلیت استفاده برای تار و مار کردن موذیهای صهیون 🦗
اینو که یادتون نرفته؟
نسخهی اصلیش منتشر شد 👌👇
🌿 @had9797 🌿
سفر در دل تاریخ
مداحها در دوگانه رجز و روضه رفت و آمد میکردند؛ نمیشد در یک وادی ماند .
گاه سری به صحرای نینوا و پیکر چاکچاک اباعبدالله ع میزدند و گاه نعرهای حیدری برمیآوردند.
چشمهای خیس جمعیت هم گهگدار به صفحههای نورانی خیره میشد تا از آخرین اخبار جنگ باخبر شوند تا شاید آب خنکی باشد بر داغ از دست دادن پاسداران رشید شهر.
مداح گویی آرامِ جان جمعیت را فهمید.
لحن کوبندهی مجریان اخبار جنگ را به خود گرفت و فریاد زد :
موشکهای قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، در جواب تعرض دشمنان، پایگاههایی نظامی شیطان بزرگ را در منطقه، مورد هدف قرار دادند.
بغضها به مثابه تبدیل سنگ به بخار، تصعید شدند، دم شدند و به شکل اللهاکبر هایی رسا، در هوای حسینیه جاری شدند.
به قاعدهی فاصلهی چند ثانیهایِ میان هر دو اللهاکبر، جیغی ظریف و شکننده، گوش هر شنوندهای را در خود پیچید.
به دنبال صدا چشم گرداندم.
جیغ، آهنگ بابا بابا داشت.
دلم هری ریخت.
طاقت تماشا داشتم؟
یک عمر به روضههای گوشواره و خرابهی شام با چشمان بسته اشک ریخته بودم. حالا چطور سر بلند کنم در برابر دخترکی که دلش لک زده برای چشمان مهربان پدر؟
چشمم به جلوی جمعیت افتاد.
همه با دلی تنگ به نقطهای خیره شده بودند. کاری از دست کسی برنمیآمد.
مادر، مضطر و پریشان ، ولی با چشمانی مطمئن و آرام، دست روی موهای دخترک میکشید و دم گوشش چیزهایی میگفت.
احساس کردم در دل این جمعیت یک سره عزادار و محزون، فقط همین مادر و کودکاند که حال هم را میفهمند.
من به عصر عاشورا سفر کرده بودم ...
#تراوش
🌿 @had9797 🌿
متاسفانه لعن و نفرینهای نیمهشبم به اسرائیل ، همون اول راه به پشههای متخاصم برخورد میکنه!
یعنی حتی از پنجره هم بیرون نمیره 😑
🌿 @had9797 🌿
هدایت شده از فاطمهی سلطانی
آقای ستاری یه حرف خوبی زدن :
اینکه بعضی مردم ما این پیروزی شیرین رو نمیبینن و فکر میکنن ما باید خیلی بیشتر از این حرفا به اسرائیل صدمه میزدیم دست پخت کیه؟ ☺️
آفرین ، دست پخت ادمین کانال های انقلابی (افراطی ها) که اونقدر تند روی کردن که مردم انتظار داشتن در پایان این جنگ هیچ یهودی ای زنده نمونه .
واقعا غیر واقعبینانهست که انتظار داشته باشیم تو همین جنگ
کل اسرائیل و تشکیلاتش رو نابود کنیم .
بعضیها یجوری توییت و خبر میزدن
و اینو به مردم القا میکردن
که حتتتتما نتیجهی این جنگ نابودی اسرائیله .
وا بده باباجون
آهسته آهسته ...
🌱 @fatemeyesoltanii
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
« ما اومدیم بجنگیم...»
و به نظرم هر ساعت یه دور باید این صحبتها رو با خودمون مرور کنیم 👌
🌿 @had9797 🌿
هدایت شده از کانال حمید کثیری
ما میگوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم.
ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم.
ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الاّ الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.
امام خمینی، ج ۲۱ صحیفه، ص ۸۷
@hamidkasiri_ir