هدایت شده از محمدعلی جعفری
#روایت_معراج ۳۰
🔘 ایرانیبودن در این جنگ، شرط نبود. بعضیها میگفتند اسرائیل مردم عادی و ساختمانهای عادی را نمیزند. پس این مادر افغانستانی با جنین هشتماههاش بین شهدا چه میکنند؟! اسرائیل و آمریکا دنبال برانداختن نسل مسلمان هستند و این کار را تا هرجا و هرچقدر که لازم باشد انجام میدهند.
🔘 شهیده رسولی را با جنینی که رژیمِ کودککش اجازه نداد اسم برایش بگذارند داخل یک تابوت گذاشتند. بند کفن فرزند را با بند کفن مادر به هم گره زدند. خدام اینپا آنپا میکردند بهجای پرچم ایران، تابوت را با چه بپوشانند؟ یکی گفت: "بهیاد تشییع حضرت زهرا، با پارچه سبز بپوشانیم!" این تابوت داخل معراج نیامد. از غسالخانه غریبانه و معصومانه تشییع شد تا پای آمبولانس که بروند سوی دیارشان.
💥کانال محمدعلی جعفری👇
https://eitaa.com/joinchat/143917280C5518173200
کوچمون شده مشایه و خونههامون شدن موکب پذیرایی از زوار حضرت اباعبدالله ع🏴
نُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَ مَوَدَّتِي خَالِصَةٌ لَكُمْ ...
🌿 @had9797 🌿
امیر برومندenc_17355834314476852002397.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
لقمان زانو زد به ادب در خونه عباس 🚩
🌿 @had9797 🌿
شب تاسوعا و تاریکی اشک بر حضرت عباس س ، فرصتیاست تا به این معرفت برسیم که مشکمان چیست؟
در غوغای جنگ که اکثریتی به دنبال کسب جاه و قدرت و ثروتاند ،
و اقلیتی راه به سوی سیر الی الله باز کرده و یک به یک ``قاتلوا فی سبیلالله`` میشوند ،
مشک ما چیست؟
چه در چنته داریم که برای حفظش از چشم و دست و پا و حتی آبرو نیز بگذریم؟
چه در کف داریم که چشم امید امتی به آن باشد؟
چه دستاویزی داریم که خیال مولایمان را از بابت بودنمان راحت کند ؟
اسلحه؟
قلم؟
اندیشه؟
نوا؟
به راستی مشکمان چیست؟!
#تراوش
🌿 @had9797 🌿
ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ...💔
ترکیب قرآن و روضه خیلی بهشته ...
🌿 @had9797 🌿
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما ترکناک یابنالحسین❤️🩹
شب بیعته 💫
🌿 @had9797 🌿
بار اولی بود که روضه را نه از داخل مسجد، نه از کوچهی مسجد و نه حتی در مجاورت قبور مطهر شهدا میشنیدم؛
بلکه اینبار در کف خیابان بودم .
جایی که تا همین امشب نمیدانستم برای عزاداری و نشستن عزاداران آماده شده .
و عجیب حسی بود ...
گلایه کنم ؛ همیشه در دل مزار و کوچه همهمهای از جنس ادعا در جریان بود . ادعا به اینکه « ما که حسینی هستیم پس اشک و سکوت میخواهیم چه کار؟»
اینجا اما ،
سکوت خاصی حاکم بود؛ شبیه به سکوت صحرای نینوا در چنین شبی.
بینشان کمتر چادری و هیئتی و حزباللهی میدیدی ولی خلوص و احترام ، موج میزد.
از لابلای مژههای کاشت شده و آرایشهای دائمیشان قطره اشکی فرو نمیریخت اما حزن و شرمندگی و « دوستت داریم ولی بلد نیستیم نشونش بدیم» غریبی ازشان ساطع میشد.
راستش را بگویم ،
بینشان از گناهکار بودن خجالت نمیکشیدی!
اینجا همه میدانند که هیچند در برابر مولا و آمدهاند به گدایی و چه بسا پاک هم نشنوند اما امیدشان زنده خواهد ماند ...
🌿 @had9797 🌿
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لشکر اباعبدالله ع به راه افتاد
لبیک یا حسین 🚩
/دستهی زیبا و عزیز فاطمیون
🌿 @had9797 🌿
به فکر دل باشیم ❤️🩹
تا فردا شب به علت عزای حسینی ع
فعالیت کانال تعطیله 🔒
🌿 @had9797 🌿
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحنهای که کل سال منتظرشم💗
🌿 @had9797 🌿
دیروز ظهر اوایل روضه به مزار رسیدند.
عموما وقتی پسر بچهها را در بین جماعت خواهران میبینم، حرصم میگیرد که چرا شور و سینهزنی مردانه را گذاشته و آمدهاند اینجا؛ اما اینبار فرق میکرد.
از لهجهی زن پیدا بود که همشهری نیست.
جا نبود.
پسرک گوشهی سنگ قبر شهیدی نشست.
برخلاف قریب به اکثریت بچهها، سرش به گوشی نبود؛ آرام و بیصدا به روضه گوش میداد.
پشت مادرش که خالی شد، ضربهای آرام به کتفش زدم و گفتم که بیابد اینجا بنشیند.
نشست.
تازه انگار چشمم بهشان باز شد.
مادر هر چند دقیقه نیمچرخی میزد و لپ پسر را میبوسید.
پسر در دوگانهی غرور و محبت گیر میکرد و لبخند ریزی میزد.
چند دقیقه بعد، دوباره...
و من،
و من به مادرهایی فکر میکردم که در چنین ساعاتی،
در ۱۴۰۰ سال قبل،
درحالی که پر چادرشان سوخته و آتشین بود ،
در بیابان از دست اشقیا میدویدند و جهت فرارشان را از روی عمد به سمت پیکرهای پسرانشان کج میکردند؛ تا زیارتی کنند، قربان صدقه ای بروند یا حتی به بهانهی زمین خوردن، بوسهای بر لپهایشان بزنند...
#تراوش
🌿 @had9797 🌿