بار اولی بود که روضه را نه از داخل مسجد، نه از کوچهی مسجد و نه حتی در مجاورت قبور مطهر شهدا میشنیدم؛
بلکه اینبار در کف خیابان بودم .
جایی که تا همین امشب نمیدانستم برای عزاداری و نشستن عزاداران آماده شده .
و عجیب حسی بود ...
گلایه کنم ؛ همیشه در دل مزار و کوچه همهمهای از جنس ادعا در جریان بود . ادعا به اینکه « ما که حسینی هستیم پس اشک و سکوت میخواهیم چه کار؟»
اینجا اما ،
سکوت خاصی حاکم بود؛ شبیه به سکوت صحرای نینوا در چنین شبی.
بینشان کمتر چادری و هیئتی و حزباللهی میدیدی ولی خلوص و احترام ، موج میزد.
از لابلای مژههای کاشت شده و آرایشهای دائمیشان قطره اشکی فرو نمیریخت اما حزن و شرمندگی و « دوستت داریم ولی بلد نیستیم نشونش بدیم» غریبی ازشان ساطع میشد.
راستش را بگویم ،
بینشان از گناهکار بودن خجالت نمیکشیدی!
اینجا همه میدانند که هیچند در برابر مولا و آمدهاند به گدایی و چه بسا پاک هم نشنوند اما امیدشان زنده خواهد ماند ...
🌿 @had9797 🌿
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لشکر اباعبدالله ع به راه افتاد
لبیک یا حسین 🚩
/دستهی زیبا و عزیز فاطمیون
🌿 @had9797 🌿
به فکر دل باشیم ❤️🩹
تا فردا شب به علت عزای حسینی ع
فعالیت کانال تعطیله 🔒
🌿 @had9797 🌿
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحنهای که کل سال منتظرشم💗
🌿 @had9797 🌿
دیروز ظهر اوایل روضه به مزار رسیدند.
عموما وقتی پسر بچهها را در بین جماعت خواهران میبینم، حرصم میگیرد که چرا شور و سینهزنی مردانه را گذاشته و آمدهاند اینجا؛ اما اینبار فرق میکرد.
از لهجهی زن پیدا بود که همشهری نیست.
جا نبود.
پسرک گوشهی سنگ قبر شهیدی نشست.
برخلاف قریب به اکثریت بچهها، سرش به گوشی نبود؛ آرام و بیصدا به روضه گوش میداد.
پشت مادرش که خالی شد، ضربهای آرام به کتفش زدم و گفتم که بیابد اینجا بنشیند.
نشست.
تازه انگار چشمم بهشان باز شد.
مادر هر چند دقیقه نیمچرخی میزد و لپ پسر را میبوسید.
پسر در دوگانهی غرور و محبت گیر میکرد و لبخند ریزی میزد.
چند دقیقه بعد، دوباره...
و من،
و من به مادرهایی فکر میکردم که در چنین ساعاتی،
در ۱۴۰۰ سال قبل،
درحالی که پر چادرشان سوخته و آتشین بود ،
در بیابان از دست اشقیا میدویدند و جهت فرارشان را از روی عمد به سمت پیکرهای پسرانشان کج میکردند؛ تا زیارتی کنند، قربان صدقه ای بروند یا حتی به بهانهی زمین خوردن، بوسهای بر لپهایشان بزنند...
#تراوش
🌿 @had9797 🌿
واکنش های مردم در سراسر دنیا به حضرت آقا رو میبینم
بزرگواری و محبت ایشون واقعا تاثیرگذاره ...
به این فکر میکنم، ایشون که بعد از ۱۴ قرن، سبط حضرت سیدالشهدا ع هستن،
ببین خود مولا چه گوهری بودند 💔
و چه کردند با حسین ...
🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننهقاسم
قدم زدن تو یکی از کوچههای رندوم زنجان تو ماه محرم 🚶♀
🌿 @had9797 🌿
نشانه🇮🇷
در دل ازدحام چادر مشکی ها آرامآرام قدم برمی داشتم و همنوا با مداح به عقیلهی کربلا لبیک میگفتم. از ذهنم گذشت شام غریبان اساسا برای خانم هاست. شبی برای تازه کردن قول و قرارها و محکمتر کردن عهد و پیمانها .
با یکی دوتا از دوستانم همراه بودم ولی گاه جلو یا عقب می افتادم. در آن شلوغی، گم کردن همراهان چیز بعیدی نبود از طرفی هرکسی هم در حال خودش بود.
تک صدایی هماهنگی جمعیت را در هم شکست. نگرانی مادرانه از لحنش تراوش میکرد. سرش را پایین برده بود و در گوشی داد میزد:« نمیبیمنت. من همینجام . وسط جمعیت. کجا رو بگم؟ وسط خیابون دیگه»
صدایی از جلوتر راهنمایی کرد:« بگو کنار پرچم . بگو کنار پرچم»
چشم چرخاندم. راست میگفت. در کل مسیر راهپیمایی تا چشم کار میکرد فقط یک پرچم ایران در دست خانمها بود.
مادر با چند گام خودش را به پرچم رساند و دوباره در گوشی فریاد زد:« پرچم، کنار پرچم ایرانم. میبینی؟ آره آره پرچم ایران.»
دستهای مختلف بالا آمده و از هر طرف گوشهای از پرچم را گرفته و بالا بردند. واژهی پرچم, پرچم در ذکر زینب زینب تنیده شد. به دقیقه نکشید که صدای پیدا شدن دختر نوجوان در شلوغی جمعیت پیچید. حماسهای زنان تکمیل شد. حالا سه رنگ پرچم بهترین نشانه شد برای پیدا شدن، برای بازگشتن...
#تراوش
🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننهقاسم
نشانه🇮🇷 در دل ازدحام چادر مشکی ها آرامآرام قدم برمی داشتم و همنوا با مداح به عقیلهی کربلا لبیک م
شاید آخرین روایت از دهه اول محرم ❤️🩹
🌿 @had9797 🌿
قسمتم شد و با جمعی از دوستان اومدم دیدار خانواده محترم و عزیز شهید قاسمی
از شهدای جنگ ۱۲ روزه
در کنار همهی خاطراتی که همسر بزرگوارشون تعریف کردند ، این گوشه از منزلشون واقعا جالب بود ...
چه ذکر هایی که با این تسبیح گفته شده ...
چه مناظری که با اون عینک تماشا شده ...
چه خاکهایی که با اون انگشترها زیارت شده ...
❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹
مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَند
یعنی همه جا غیرِ خدا یار نَدیدَند
هر دست که دادند از آن دست گرفتَند
هر نکته که گفتند همان نکته شَنیدَند
🌿 @had9797 🌿
Shahram Nazeri ~ UpMusicShahram Nazeri _ Mardan Khoda (128).mp3
زمان:
حجم:
3.3M
🎧مردان خدا / شهرام ناظری
🌿 @had9797 🌿