#روایت_حسینیه
صحنه ای که میدیدم برام غریب بود...
همون بدو ورود یک صدایی تو گوشم گفت :
فخلع نعلیک🥿
نمیتونستم، نمیتونستم این مکان مقدس رو بدون فرش و با کفش ببینم ...
#روایت_حسینیه
اینجا زیر گنبده
به لطف خدا و آقا امام حسین ع، حتی یک بلور از هم از لوستر نیوفتاده .
گرچه
خود گنبد و گلدستهها زخمی شدن
ولی الحمدلله داخل شبستان سالمه
البته
متاسفانه شیشهها در اثر موج انفجار ریخته بودن و حالا داشتن جایگزین میشدن...
#روایت_حسینیه
مسجد اصلی هم سالم سالم بود.
اینجا مبدأ اصلی حسینیه اعظم زنجان و به قولی مقر ( محل آغاز ) شهر زنجان هستش .
تو سایت حسینیه میتونید دربارش بخونید ❤️🩹
#روایت_حسینیه
و اما
شبستان حضرت زینب س
که همیشه محل نشستن خانمها بود ...
از اینجا خاطره زیاد دارم.
اینجا هم فقط سقفش آسیب دیده ...
#روایت_حسینیه
زیر گنبد پسربچهها داشتن مشق علمداری میکردن.
انگار راسته که میگن علم زمین نمیمونه 🚩🏴
#روایت_حسینیه
دم خروج یه خانمی برگشتن و به حالت حرمها، دست به سینه به مسجد سلام دادن.
خیلی حرکتشون قشنگ بود ...
یاد بگیریم 👌
📸 تو این لحظه یه حاجی اومد بهم گفت: خانم عکس نگیر.
منم گفتم: باااعش.
( وقتی همه رسانهها و خبرگزاریا همه جور عکسی گرفتن و گذاشتن دیگه عکسای من چه رازی رو میخواد فاش کنه؟)
#روایت_حسینیه
اینجا خونه دوست باباست.
روبروی همون ساختمونی تخریب شده.
گویا آوار ریخته روی مادر پیرشون و حاج خانم قطع نخاع شدند...