#روایت_حسینیه
زیر گنبد پسربچهها داشتن مشق علمداری میکردن.
انگار راسته که میگن علم زمین نمیمونه 🚩🏴
#روایت_حسینیه
دم خروج یه خانمی برگشتن و به حالت حرمها، دست به سینه به مسجد سلام دادن.
خیلی حرکتشون قشنگ بود ...
یاد بگیریم 👌
📸 تو این لحظه یه حاجی اومد بهم گفت: خانم عکس نگیر.
منم گفتم: باااعش.
( وقتی همه رسانهها و خبرگزاریا همه جور عکسی گرفتن و گذاشتن دیگه عکسای من چه رازی رو میخواد فاش کنه؟)
#روایت_حسینیه
اینجا خونه دوست باباست.
روبروی همون ساختمونی تخریب شده.
گویا آوار ریخته روی مادر پیرشون و حاج خانم قطع نخاع شدند...
#روایت_حسینیه
حجم تخریبها به کنار
غباری که روی همهههه چیز، حتی جاهای سالم نشسته، آدمو داغون میکنه....
یه روزی خادما اجازه نمیدادن یه لکه رو این وسایل بیوفته ، حالا...🧹
#روایت_حسینیه
هی راه میری، میگی خداروشکر اینجا سالمه، بعد یهو یک زخمی روی در و دیوار میبینی...
#روایت_حسینیه
خواستید نور رو خاموش کنید
غافلید
ما فرزندان خورشیدیم ☀️
لامپ های شهید و لوستر مجروح❤️🩹