#روایت_حسینیه
حجم تخریبها به کنار
غباری که روی همهههه چیز، حتی جاهای سالم نشسته، آدمو داغون میکنه....
یه روزی خادما اجازه نمیدادن یه لکه رو این وسایل بیوفته ، حالا...🧹
#روایت_حسینیه
هی راه میری، میگی خداروشکر اینجا سالمه، بعد یهو یک زخمی روی در و دیوار میبینی...
#روایت_حسینیه
خواستید نور رو خاموش کنید
غافلید
ما فرزندان خورشیدیم ☀️
لامپ های شهید و لوستر مجروح❤️🩹
#روایت_حسینیه
موقع نماز متوجه شدم شیشههای پشت بوم مسجد هم شکسته و دارن شیشه میندازن...🪟
#روایت_حسینیه
حالا دیگه همسایه بودن با حسینیه اعظم فقط یک آدرس نیست.
یه جور افتخاره، یه جور سابقهی جنگی، یه جور جراحت...