چقدر من ...
یادمه اولین روز دبیرستان خیلی استرس داشتم .
تازه قرار بود وارد جو تیزهوشان هم بشم و واقعا برام نا آشنا بود.
شبش رو از استرس و هیجان خوابم نبرد
و الان انگار همش خواب بوده! انقدر که زود تموم شد ...
امروز درست ۶ سال از اون اول مهر میگذره ...
🌿 @had9797 🌿
دیشب داشتم یکسری یادداشت های قدیمیم رو نگاه میکرد، به یه جمله ای برخوردم که بعد این مدت خیلی به دلم نشست ...
این یادداشت رو توی منطقه چهارزبر ، معروف به "مرصاد" نوشتم ...🚩
تصمیم گرفتم علاوه بر اینکه به با شما به اشتراک میزارم، تو پیج اینستام هم منتشرش کنم ! 📤
راستی آیدی پیجم رو دارید؟
🌿 @had9797 🌿
در پیله ی بلوغ خفته بودم ... اکنون لحظات آخر پیله است ... دشوار است برای نخستین بار پر گشودن! اشتباهی سر بزند ، نابودی در پیش خواهد بود ... اما اگر بشود و بال گشایم ... سبکبال پرواز میکنم ... میروم به سوی خورشید ... و پروانه اش میشوم ...
به مناسبت آغاز ماه مهر
قسمتی از یک یادداشت قدیمی
نگاشته شده در منطقه چهار زبر ( مرصاد)
#تراوش
🌿 @had9797 🌿
یه نفر اینجاس که امروز کلی کار کرده ...
در ادامه ی پروسه ی کمد تکانی ، موفق شدم روسری هامو یه نظم اساسی بدم 👒
همش از بابت این که مجبور بودم روسری هارو عین کوه رو هم بچینم ، بعدم بازم تاشون بهم بخوره و بریزن و چروک بشن و ....
یکم سرچ کردم ...
#خانم_خونه
از این ارگانیزر برا ساپورت و جوراب شلواری ها هم استفاده کردم و برا اونا هم به شدتتت جواب داد ! 🧦
در ادامه ی امروز ( که الان دیگه میشه دیروز) ، مهمون داشتم
تو باغ
از صبح شام رو بار گذاشته بودم
و درگیری ذهنی و
و نهایتا شستن ظرفای زیاااد، حسن ختام کارا بود !
( حالا نمیگم مادرشوهر جان زحمت بیشتر ظرفارو کشیدن ، شمام نپرسید)
#خانم_خونه
امشب مامانم چند بار بهم گفت بشین، بسه ، آنقدر سرپا نباش !
به کی ؟
به منی که تا همین دو سال پیش دست به سیاه و سفید نمیزدم .🧕🏻
مثل خیلی از نوجوانان های دیگه ، شاید هم بدتر👩🏼🎤
اما حالا همه چیز آنقدر عوض شده!
حالا چرا ؟
بنظرم نوع نگاه آدم عوض میشه؛ 🥸یعنی منی که اونموقع میگفتم ولش کن ، اصلا انجام ندیدم ، مگه من به شما گفتم کار کنید ، یه غذای راحت میپختید که کمتر هم ظرف کثیف کنه و ... 🍳🍽
الان تو ذهنم میگم خب مسئولیت قبول کردم !
مهمونای منن .👨👩👦👦👨👩👧👧
نمیشه که همیشه من برم خونه اونا و اونا سرپا باشن.
یه جاهایی هم باید من باید با عملم ، با اینکه یه شب بیان مهمونی و نگران غذا و سفره و ظرفا نباشن ، ازشون تشکر کنم .🎀
نگاه آدم با بزرگ شدناش عوض میشه !!! 👀
#نفس_حدیث
🌿 @had9797 🌿
❌اگر غذامون سوخت چیکار کنیم؟❌
دیروز وسط اونهمه کار ، حواسم پرت شد و ناهار سوخت😶
نه که بسوووزه ها ، آب خورشت تموم شد ، و یکم ته غذا چسبید به قابلمه و سیاه شد .
نسوخت 😄
راهکار ؛
قسمت های روی غذا رو که سالم بودن برداشتم ریختم تو یک قابلمهی دیگه، یکم روش آب ریختم و گذاشتم رو حرارت ملایم که بجوشه و آب به خورد غذا بره .
اینطوری اولا بوی سوختگی از غذا میره ، دوما اون آب باعث تازگی غذا میشه و انگار تازه پختیش ، سوما حجم غذا خیلی از دست نمیره !
اونیکی قابلمه سوخته رو هم گذاشتم یکم خنک بشه ، بعد توش آب گرم و یکم مایع ظرفشویی ریختم و گذاشتم کنار تا ذغالا😂 حل بشن
بعد چند ساعت با یه اسکاج نرم ، تمامی چیزایی که تو قابلمه هست رو شستم رفت .
شماها هم حواستون باشه سیم نکشید به قابلمه تفلون به فنا بدینش🥴
#خانم_خونه
🌿 @had9797 🌿